مقالات و پایان نامه ها

مفهوم کیفیت گزارشگری مالی.پایان نامه در مورد اجتناب مالیاتی

مفهوم کیفیت گزارشگری مالی

هدف صورتهای مالی، ارائه اطلاعاتی تلخیص شده و طبقه بندی شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف پذیری مالی واحدتجاری است که برای طیفی گسترده از استفاده کنندگان صورتهای مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع شود. صورتهای مالی همچنین نتایج ایفای وظیفه مباشرت مدیریت یا پاسخگویی آنها را در قبال منابعی که در اختیارشان قرار گرفته است، نشانمی دهد. به منظور دستیابی به این هدف، در صورتهای مالی یک واحد تجاری اطلاعاتی درباره موارد زیر ارائه می شود:

الف. داراییها،

ب. بدهیها،

ج. حقوق صاحبان سرمایه،

د. درآمدها،

ه. هزینه ها، و

و. جریانهای نقدی.

این اطلاعات، همراه با سایر اطلاعات مندرج در یادداشتهای توضیحی، استفاده کنندگان صورتهای مالی را در پیشبینی جریانهاینقدی آتی واحد تجاری و خصوصاً در زمانبندی و اطمینان از توانایی آن در ایجاد وجه نقد کمک می کند. (استاندارد شماره ۱ حسابداری ایران)

صورتهای مالی باید وضعیت مالی، عملکرد مالی و جریانهای نقدی واحد تجاری را به نحو مطلوب ارائه کند. تقریباً در تمام شرایط، اعمال مناسب الزامات استانداردهای حسابداری همراه با افشای اطلاعات اضافی در صورت لزوم، منجر به ارائه صورتهای مالی به نحو مطلوب می شود. (استاندارد شماره ۱ حسابداری ایران)

بر طبق APB شماره ۴ تاکید حسابداری مالی بر اطلاعات با اهداف عمومی، مبتنی بر این فرض است که تعداد قابل توجهی از استفاده کنندگان، نیاز به اطلاعات مشابه دارند. در اطلاعات با اهداف عمومی، برآورده ساختن نیازهای استفاده کنندگان خاص مدنظر نیست. به بیان دیگر، سعی برآن است تا نیازهای اطلاعاتی بیشترین تعداد ممکن از استفاده کنندگان برآورده گردد. (تاری وردی، ۱۳۸۶؛ ۵۲)

مفید بودن صورت های مالی یا دیگر گزارش ها تحت تاثیر کیفیت گزارشگری می باشد؛ که در آن ثبات رویه و صحت اطلاعات جنبه های کلیدی کیفیت می باشند. (گزارش حسابرسی کیفیت گزارشگری مالی دولت محلی، ۲۰۰۷)

کیفیت گزارشگری مالی ضوابطی است که اطلاعات مفید و سودمند را از یکدیگر تفکیک می کند و سودمندی اطلاعات مالی را ارتقا می دهد (نوروش، ۱۳۷۷).

واضح است که قانونگذاران و سرمایه گذاران برای داشتن گزارشگری مالی با کیفیت بالا هم رأی هستند زیرا اعتقاد غالب اینست که کیفیت گزارشگری مالی مستقیماً روی بازار های سرمایه تاثیر می گذارد. آرتور لیوایت رئیس SEC (1998، صفحه ۸۰) بیان می کند که: “من بطور راسخ ایمان دارم که موفقیت بازار سرمایه مستقیماً به کیفیت سیستم های حسابداری و افشاء اطلاعات مالی وابسته است. سیستم های افشاء اطلاعات مالی مطلوب آنهایی هستند که طبق استانداردهای با کیفیت بالا ایجاد شده اند و به سرمایه گذاران در قابلیت اتکا گزارشگری مالی اطمینان می دهند – و بدون اعتماد سرمایه گذاران بازارها نمی توانند رشد کنند. “(لیوایت، ۱۹۹۸)[۱]

افشا عبارتست از انتقال و ارائه اطلاعات اقتصادی اعم از مالی و غیرمالی، کمی یا سایر اشکال اطلاعات مرتبط با وضعیت و عملکرد مالی شرکت. افشا در صورتی که به واسطه یک منبع مقرراتی و وضع‌کننده قوانین الزامی شده باشد، افشا اجباری گفته می شود و در صورتی که افشا اطلاعات تحت تأثیر قوانین خاص نباشد، افشا اختیاری تلقی می شود. (اسو و انساه، ۱۹۹۸)[۲]

مادامیکه “کیفیت” اطلاعات حسابداری و “شفافیت” یک سیستم افشا یا استانداردهای حسابداری مشترکاً و به صورت جایگزین استفاده می شوند، یک تعریف دقیق از کیفیت یا شفافیت که همگان روی آن توافق داشته باشند امکان پذیر نمی باشد. پاونل و چیپر (۱۹۹۹، صفحه ۲۶۲) شفافیت را اینطور تعریف می کنند: “استانداردهایی که رویدادها، معاملات، قضاوت ها و تخمین ها را با استفاده از صورت های مالی و کاربردهای صورت های مالی آشکار می سازند. ”

آرتور لیوایت رئیس SEC (1998، صفحه ۸۰) استانداردهای خوب حسابداری را اینطور تعریف می کند: “استانداردهای خوب صورت های مالی­ای را تولید می کنند که رویداد های مالی را در دوره ای که آنها واقع شده اند گزارش نماید، نه قبل و نه بعد آن. “(لیوایت، ۱۹۹۸)

تاکنون پژوهش‌های فراوانی در زمینه بررسی ارتباط میان ویژگی‌های شرکت‌ها و سطوح افشا در گزارش‌های سالانه یا کیفیت گزارشگری مالی صورت گرفته است. برخی از این ویژگی ها در ادامه بحث شده است.

۲–۷–۱– ویژگی‌های مبتنی بر عملکرد

ویژگی‌های مبتنی بر عملکرد، از جمله ویژگی‌هایی محسوب می‌شوند که مختص به دوره مالی و بیانگر آن دسته از اطلاعاتی هستند که مدیریت شرکت‌ها نسبت به آن تقدم دسترسی دارند و همچنین این ویژگی‌ها می‌توانند موضوع افشا در طول دوره مالی باشند. «این ویژگی‌ها از یک دوره مالی به دوره مالی دیگر متفاوت بوده و شامل اطلاعاتی است که می‌تواند برایاستفاده کنندگانِ اطلاعات، مفید باشد. » (والاس و همکاران، ۱۹۹۴)[۳].

«نسبت نقدینگی» و «حاشیه سود» شرکت‌ها را می‌توان به عنوان ویژگی‌های مبتنی بر عملکرد قابل در نظر گرفت که در پژوهش‌های بسیاری به کاربرده شده اند.

۲–۷–۲– ویژگی‌های مبتنی بر ساختار

ویژگی‌های مبتنی بر ساختار، آن دسته از ویژگی‌های شرکت است که به طور نسبی در طول زمان ثابت می‌ماند و معمولاً یک واحد تجاری را بر اساس ساختار آن توضیح می‌دهد. «اندازه شرکت و نسبت آنی از جمله ویژگی‌های مبتنی بر ساختار شرکت‌ها هستند» (والاس و همکاران، ۱۹۹۴). «نسبت بدهی‌ها به حقوق صاحبان سهام، اندازه شرکت و میزان تملک سهام یا ساختار مالکیت به طور نسبی در طول زمان ثابت هستند و از جمله ویژگی‌های مبتنی بر ساختار تلقی می‌شوند» (والاس و ناصر، ۱۹۹۵)[۴]. البته «اندازه شرکت» و «نوسانات بازده» در پژوهش لانگ و لوندهولم (۱۹۹۳)[۵] به عنوان ویژگی‌های مبتنی بر ساختار تلقی شده‌اند.

 

۲ – ۷ – ۳ –ویژگی‌های مبتنی بر بازار

گاهی ویژگی‌های مبتنی بر بازار، در طول زمان ثابت هستند و گاهی منحصراً ویژه یک دوره مالی محسوب می‌شوند. بنابراین می‌توان اظهار نمود که از خواص ویژگی‌های مبتنی بر عملکرد و ویژگی‌های مبتنی بر ساختار برخوردار نیستند. معمولاً ویژگی‌های مبتنی بر بازار تحت کنترل‌های درون سازمانی و کنترل‌های برون سازمانی موسسه قرار می‌گیرند. به عنوان نمونه، «ارزش سهام شرکت‌ها» تابعی از واکنش بازار به عملکرد شرکت‌ و سایر مولفه‌های کلان اقتصادی است. همچنین «نوع موسسه حسابرسی» متغیری محسوب می‌شود که با توجه به توافق بین شرکت (صاحبکار) و موسسه حسابرسی مشخص می‌شود. البته در برخی تحقیقات ویژگی‌هایی از شرکت‌ها مانند «نوع صنعت» و «وضعیت شرکت در بورس» به عنوان ویژگی‌های مبتنی بر بازار معرفی شده است.

کیفیت گزارشگری مالی یا به عبارت دیگر سطوح افشا در گزارش‌های سالانه شرکت‌ها به علت اینکه یک صفت کیفی است و نه کمی، غیرقابل اندازه‌گیری است. یعنی نمی‌توان مقیاس‌های نسبی یا فاصله ای را در مورد کیفیت گزارشگری مالی بکار برد. «افشا اطلاعات مالی، مفهومی انتزاعی است که به طور مستقیم قابل اندازه‌گیری نیست و از ویژگی‌های خاصی نیز برخوردار نمی‌باشد به نحوی که بتوان شدت یا کیفیت آن را به راحتی اندازه‌گیری نمود. » (والاس و ناصر، ۱۹۹۵).

تعریف دیگری از افشا که قابل بیان است عبارت است از «افشا به طور ضمنی بیانگر ارائه حداقلی از اطلاعات در گزارش‌های شرکت است به نحوی که بتوان به وسیله آن ارزیابی قابل قبولی از ریسک‌ها ارزش نسبی شرکت به عمل آورد و کاربران اطلاعات را در این زمینه یاری نماید. » (بلکویی، ۲۰۰۰، اسو و انساه، ۱۹۹۸)[۶].

کیفیت گزارشگری مالی یا کیفیت افشا چه از لحاظ تئوری و چه از بعد عملی از اهمیت زیادی برخوردار است. مفهوم افشا آنقدر وسیع است که معمولاً کلیه مسایل مربوط به گزارشگری مالی را پوشش می‌دهد. «افشا یا کیفیت افشا در حوزه تئوری و عملی نقش بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای دارد. این مفهوم به حدی وسیع و گسترده است که کلیه مسایل و موضوعات حوزه گزارشگری را دربرمی‌گیرد. فهم مشخص و دقیقی از کیفیت افشا مستلزم ارزیابی حدود و محدودیت‌های حاکم بر آن است و دستیابی به چنین فهمی بدون شک به یک حسابدار در ترسیم چارچوبی برای بهبود مسایل افشا حسابداری در آینده کمک خواهد کرد.» (بازبی، ۱۹۷۴)[۷].

در اینجا لازم است تا بحث نظری کیفیت گزارشگری مالی (کیفیت افشا) از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار گیرد و مسایل و موضوعات پیرامون آن به بحث و بررسی گذاشته شود. بدین منظور بهتر است از اهداف حسابداری مالی شروع نموده و سپس تعاریف مختلف مانند افشا و… را مطرح نموده و در نهایت چارچوب تعیین کننده کفایت افشا مطرح گردد.

با توجه به تعاریف فوق، ماهیت افشا کافی در ۵ سوال اساسی به شرح زیر قابل بررسی است:

  • اطلاعات برای چه کسی افشا می‌شود؟
  • هدف از ارائه اطلاعات چیست؟
  • چه مقداری از اطلاعات باید (بهتر است) افشا شود؟
  • چگونه باید اطلاعات افشا شود؟
  • چه موقع اطلاعات باید افشا شود؟

«یکی از مسایل مهم در بحث کفایت یا عدم کفایت افشا وجود دو سطح در افشا است. یک سطح، بیانگر سطح ایده‌آل یا نظری افشا است. اجزاء و مفاهیمی که در تعریف سطح ایده‌آل افشا تا کنون مطرح گردید، بیانگر سطحی است که در حال حاضر قابل دستیابی نیست. عدم توانایی در دستیابی به چنین سطحی به دلیل فهم ناکافی عوامل مختلف دربرگیرنده مدل افشا ایده‌آل است. به عنوان مثال، ماهیت مدل‌های تصمیم، کاربران مختلف برای آن اطلاعات حسابداری که به عنوان داده ها استفاده می‌شوند، به طور کامل درک نگردیده است. سطح دیگر، بیانگر بهترین استاندارد افشایی است که تحت شرایط واقعی قابل دستیابی است. این سطح، اگرچه قابل دستیابی است، عواملی وجود دارد که از رسیدن به این سطح جلوگیری می‌کنند. شکست یا ناتوانی در دستیابی به چنین سطحی به دلیل اثرات متقابل و پیچیده قانون، سنت، عرف، عدم تحقیقات کاربردی و ناتوانی سیستم آموزش حسابداری است. » (بازبی، ۱۹۷۴)

در این تحقیق سودهای گزارش شده با کیفیت بالا آنهایی تعریف می شود که با جریانات نقدی عملیاتی آتی رابطه نزدیکی دارند. این تعریف مطابق با تعریف کیفیت سود در مقاله میخائیل و دیگران (۲۰۰۳) می‎باشد که کیفیت سود را اینطور تعریف می نمایند: “میزان ارتباط سودهای گذشته یک شرکت با جریانات نقدی عملیاتی آتی. ” این تعریف از اهداف هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB) استنتاج شده است که در بیانیه مفهومی حسابداری مالی شماره ۱ “اهداف گزارشگری مالی برای واحد های تجاری (۱۹۷۸)” پاراگراف ۳۷ تا ۳۹ و ۴۴ ذکر شده است. پارگراف ۳۷ بیان می کند: “گزارشگری مالی باید اطلاعاتی را فراهم کند که به سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان فعلی و بالقوه و دیگر استفاده کنندگان در ارزیابی مقدار، زمان بندی و عدم اطمینان دریافت های نقدی آتی کمک نماید. بنابراین گزارشگری مالی باید اطلاعاتی را فراهم کند که به سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و دیگران در ارزیابی مقدار، زمان بندی و عدم اطمینان دریافت های خالص نقدی آتی مربوط به بنگاه کمک نماید. ” پاراگراف ۴۴ بیان می کند: “اطلاعات درباره سودهای بنگاه و عناصرش با حسابداری تعهدی سنجیده می شود که عموماً شاخص بهتری از عملکرد بنگاه را نسبت به اطلاعات درباره دریافت و پرداخت های نقدی فعلی فراهم می کند.”

تا امروز شواهد فزاینده ای موجود است که نشان می دهد کیفیت اطلاعات و سیاست افشا، هزینه سرمایه سهام عادی را کاهش می دهد. برای مثال می توان به تحقیقات بوتوسان (۱۹۹۷) و ایزلی و اوهارا (۲۰۰۴) اشاره نمود.

بوتوسان (۱۹۹۷) ارتباط بین سطح افشاء اطلاعات مالی و هزینه سرمایه را با استفاده از رگرسیون برآورد شرکت از هزینه سرمایه با بتای بازار، اندازه شرکت و یک معیار سنجش سطح افشاء اطلاعات مالی آزمون نمود. معیار سنجش وی جهت تعیین سطح افشاء اطلاعات مالی براساس تعداد افشاءهای اختیاری فراهم شده در گزارش های سالانه سال ۱۹۹۰ می باشد. برای شرکت هایی که تحلیل گرانِمالی کمتر به بررسی وضعیت مالی شان می پردازند، نتایج نشان می دهد که افشای بیشتر سبب هزینه سرمایه کمتر می شود. میزان اثر چنین است که تغییر یک واحد در معیار سنجش افشاء اطلاعات مالی پس از کنترل بتای بازار و اندازه شرکت سبب تغییر تقریباً ۰٫ ۲۸ درصد در هزینه سرمایه سهام عادی می شود. در تحقیق بوتوسان (۱۹۹۷) برای شرکت هایی که تحلیل گرانِمالی بیشتر به بررسی وضعیت مالی شان می پردازند، هیچ ارتباطی بین سطح افشاء اطلاعات مالی و هزینه سرمایه سهام عادی وجود نداشت. این عدم ارتباط شاید به دلیل اینکه معیار سنجش افشاء اطلاعات مالی محدود به گزارش سالانه می باشد و بنابراین ممکن است وقتی که تحلیل گران نقش مهمی در فرآیند ارتباط بین سرمایه گذار و شرکت بازی می کنند، شاخص خوبی را برای سطح افشاء اطلاعات مالی فراهم ننماید.

به هرحال این یافته ها از دو نکته رنج می برند. اول اینکه تئوری قیمت گذاری کلاسیک دارایی[۸] نشان می‎دهد که ریسک های متنوع[۹] ارزش گذاری نمی شوند و کمبودی از استدلال های مجاب کننده برای اینکه چرا ریسکِ اطلاعات متفاوت می باشد، وجود دارد. (برای مثال هوز، لیو و لیو (۲۰۰۵)) ثانیاً بیشتر مطالعات تجربی موجود سیاست افشاء اطلاعات مالی و کیفیت گزارشگری مالی را برون زا و مستقل تلقی کرده اند، اگرچه عموماً پذیرفته اند که شرکت ها به دنبال بهینه سازی سیاست افشاء اطلاعات مالی خود هستند. بعلاوه مشخصه های ویژه شرکت ها که یک کیفیت مشخصی از اطلاعات مالی را فراهم می کنند ممکن است اثرات گزارشگری مالی را تحت تاثیر قرار دهد.

هوز، لیو و لیو (۲۰۰۵) اثرات اطلاعات و متنوع کردن اوراق بهادار روی هزینه سرمایه را با استفاده از یک مدلِ پیش بینی های منطقی بررسی می کند. نتایج در تحقیق ایشان نشان می دهند که اطلاعات روی هزینه سرمایه درون اقتصادهای بزرگ هیچ اثر فراگیری[۱۰] ندارد.

تئوری اقتصادی پیشنهاد می کند که با ثابت بودن سایر شرایط، افزایش کیفیت گزارشگری مالی، عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش می دهد و از اینرو هزینه سرمایه پائین تری را به دنبال خواهد داشت. (برای مثال آمیهود و مندلسون (۱۹۸۶)، دیاموند و ورچیا (۱۹۹۱)، ایزلی و اوهارا (۲۰۰۳) و گلستن و میلگروم (۱۹۸۵)) یک شرکت می تواند عدم تقارن اطلاعاتی بین خودش و اجزا بازار و بین سرمایه گذاران مطلع و ناآگاه را با فراهم کردن اطلاعاتی که به سرمایه گذاران در فرآیند تصمیم گیری شان کمک نماید، کاهش دهد. مطابق با این مدل های تئوریک، مطالعات تجربی با استفاده از معیارهای سنجش غیرمستقیم افشاء اطلاعات مالی مستند کردند که کیفیت/سطح افشاء اطلاعات مالی یک شرکت به صورت مثبت با منافع ارزیابی های بازار سرمایه مرتبط است (ولکر (۱۹۹۵)، هیلی و دیگران (۱۹۹۹)) و به خصوص به صورت معکوس با هزینه سرمایه در ارتباط می باشد. (برای مثال بوتوسان (۱۹۹۷)، بوتوسان و پلاملی (۲۰۰۲)) با استفاده از معیارهای سنجش مستقیم بیشترِ کیفیت اطلاعات حسابداری، مطالعات و کارهای تجربی اخیر روی رابطه بین کیفیت سودها و هزینه سرمایه تمرکز دارند. (برای مثال بارونه (۲۰۰۲)، بارث و لندزمن (۲۰۰۳)، بهاتاچاریا، دوک و ولکر (۲۰۰۳) و فرانسیز و دیگران (۲۰۰۴ و ۲۰۰۵))

به هرحال علی رغم ارزش منافع فراهم کردن اطلاعات مالی با کیفیت بالا، بسیاری شرکت ها برخلاف حداکثر سازی کیفیت گزارشگری تصمیم می گیرند. این تصمیم محتملاً به دلیل هزینه های بالقوه ایجاد شده با انتشار اطلاعات با کیفیت بالا می باشد. (فیلدز و دیگران (۲۰۰۱)) مثلاً، اطلاعات مالی با کیفیت بالا، اگر اطلاعات محرمانه باشند، می تواند سبب مضرات و معایب رقابتی در بازار محصول یک شرکت شود. بنابراین ممکن است وقتی که شرکت ها یک سطح بهینه کیفیت فراهم کردن اطلاعات[۱۱] در صورت های مالی‎شان را انتخاب می کنند مضرات بالقوه فراهم کردن گزارش های مالی با کیفیت بالا را بپذیرند. چنین ملاحظات و رسیدگی هایی تفسیر ارتباط گزارشگری مالی با کیفیت بالا با منافع ارزیابی بازار مستند شده در تحقیقات قبلی را مشکل می سازد.

نقایص مهم تعداد زیادی از مطالعات تجربی مرتبط باافشاء اطلاعات مالی کوتاهی و قصور برای بیان ماهیت درونی تصمیم درباره سطح کیفیت افشاء اطلاعات مالی می باشد. اگر محققان عوامل تعیین کننده سیاست افشاء اطلاعات مالی را کنترل ننمایند، ممکن است استنتاجشان درباره اثرات اقتصادی کیفیت افشاء اطلاعات مالی گمراه کننده و اشتباه باشد. (فیلدز و دیگران (۲۰۰۱)، کور (۲۰۰۱)) برای مثال تحقیق انجام شده توسط هو و رابینسون (۲۰۰۵) پیشنهاد می کند که شرکت ها در صنایع رقابتی[۱۲]، هزینه سرمایه سهام عادی کمتری دارند. تحقیقات تئوری (برای مثال ورچیا (۲۰۰۱)) و تحقیقات تجربی (برای مثال بامبر و چئون (۱۹۹۸)، هریس (۱۹۹۸)) پیشنهاد می کنند که سطح رقابت بازار محصول، سیاست های افشاء اطلاعات مالی را تحت تاثیر قرار می دهد. علاوه براین هو و رابینسون (۲۰۰۵)، پیشنهاد می کنند که سطح رقابت صنعت یک متغیر مربوط نادیده گرفته شده[۱۳]در تحقیقاتی می باشد که ارتباط بین کیفیت افشاء/اطلاعات و هزینه سرمایه را بررسی کرده اند. این قبیل مشکلات، بین دیگر مشخصه های خاص شرکت که کیفیت اطلاعات مالی را تحت تاثیر قرار می دهند، برای مثال تقاضا برای سرمایه، هزینه های دعاوی قضایی و هزینه های پاداش، تفسیر ارتباط بین ریسک اطلاعات و ارزش منافع بازار سرمایه مستند شده در تحقیقات قبلی را مشکل می‎سازد.

 

[۱] Livayt 1998

[۲] Eso & Ensah 1998

[۳] Valas &Associates 1994

[۴] Valas & Naser 1995

[۵] Lang & Londholm 1993

[۶] Bolkooei 2000 & Eso & Ensah 1998

[۷] Bazbi 1974

[۸]classical asset pricing theory

[۹]diversifiable

[۱۰]cross-sectional effects

[۱۱]informativeness

[۱۲]more concentrated

[۱۳]correlated omitted variable