کارکردهای سرمایه اجتماعی-پایان نامه سرمایه اجتماعی و رضایت شغلی

– کارکردهای سرمایه اجتماعی:

آنچه موجب می‌شود سرمایه‌ی اجتماعی جذاب به نظر برسد، کارکردهای سرمایه‌ی اجتماعی است. کارکردهای سرمایه‌ی اجتماعی در دو دسته‌بندی کلی قابل بازیابی است.

۲-۱۹-۱- همبستگی و انسجام:

«انسجام عبارت است از میزان کشتی که اعضا  در مقابل گروه احساس می‌کنند. انسجام حاصل از سرمایه اجتماعی، خود به تقویت سرمایه‌ی اجتماعی می‌انجامد، و اجتماع سعی می‌کند هویت ویژه‌ای را به اعضای خود تزریق نماید و از این طریق به همبستگی میان اعضای گروه بیفزاید.

افزایش همکاری، تسهیل اقدامات و کاهش هزینه‌ها:

کارکرد مهم سرمایه‌‌ی اجتماعی،‌ افزایش همکاری میان اعضای شبکه است. با افزایش همکاری، رسیدن به اهداف راحت‌تر صورت می‌گیرد و هزینه‌ی کمتری صورت می‌گیرد. «همانطور که سرمایه‌ی فیزیکی و سرمایه‌ی انسانی، فعالیت مولد را تسهیل می‌کنند، سرمایه‌ی اجتماعی نیز همین کار را انجام می‌دهد. برای مثال گروهی که در میان اعضای آن وفاداری و اعتماد شدیدی وجود دارد، می‌تواند کارهای بسیار بزرگتر در مقایسه با گروه دیگری که در میانشان اعتماد و وفاداری وجود ندارد انجام دهد.»

تحقیقاتی که بر روی کار گروهی صورت گرفته، نشان می‌دهد، در گروه‌ها، فعالیت افراد افزایش می‌یابد و بنابراین با صرف هزینه‌ی کمتر، نتایج بهتری نصیب کل گروه می‌گردد. اگر در گروه سرمایه اجتماعی بالا باشد، کارها به نحو آسانتری پیش می‌رود. اما اگر سرمایه‌ی اجتماعی کم باشد، هزینه‌ی بیشتری برای رسیدن به اهداف باید پرداخت نمود و همکاری میان اعضا نیز بسیار کم می‌گردد.

۲-۲۰- شاخص‌های سرمایه اجتماعی

اکثر صاحب‌نظران معتقدند که سنجش کاملاً تجربی سرمایه اجتماعی تقریباً غیر ممکن است. چون سرمایه اجتماعی، مساله‌ای انسانی است، و بنا به اصل عدم اطمینان هایزنبرگ- این مساله که مشاهده‌گر می‌تواند بر مشاهده شونده تاثیر بگذارد- اندازه‌گیری دقیق این شاخص را مشکل می‌سازد. اما به هر حال اهمیت سنجش سرمایه اجتماعی برای بررسی آن لازم و ضروری است. بدین ترتیب تعیین شاخص‌های جایگزین سرمایه اجتماعی در بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی از دیگر الزامات این مطالعه به شمار می‌رفت که در نمونه مورد نظر از طریق پرسش‌های مرتبط مورد سنجش قرار گرفت. این شاخص‌ها برگرفته از مطالعات کلمن (Coleman, 1998)، پاتنام (Putnam) و وینتر(winter, 2000) است که این دسته از شاخص‌ها را به عنوان مهمترین ابزار برای اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی معرفی کردند. بدین ترتیب، در این مقاله شاخص‌های سرمایه اجتماعی مورد مطالعه به شرح زیر می‌باشند.

۲-۲۰-۱- اعتماد

در فرآیند توسعه اجتماعی میزان عضویت اعضای جامعه در گروه‌ها، سازمان‌ها و انجمن‌های مختلف افزایش می‌آید و آمادگی فرد برای برقراری ارتباط بیشتر می‌شود و بدین ترتیب اعتماد اجتماعی متقابل تعمیم می‌پذیرد. به همین جهت آیزنشتات (Aizenshtat) به درستی متذکر می‌شود که مهم‌ترین مساله نظم اجتماعی برای بنیان‌گذاران جامعه شناسی، اعتماد و همبستگی اجتماعی است. یعنی بدون انسجام و نوعی اعتماد، پایداری نظم اجتماعی غیر ممکن است (چلبی، ۱۳۷۵). افه (Offe) اعتقاد دارد اعتماد به معنای باور به عملی است که از دیگران انتظار می‌رود. این باور بر مبنای این احتمال که گروه‌های بخصوصی از دیگران کارهای بخصوصی را انجام می‌دهند یا از انجام کارهای بخصوصی پرهیز می‌کنند، که در هر صورت بر رفاه دیگران یا بر رفاه جمع اثر می‌گذارد (افه، ۱۳۸۴). به عبارت دیگر اعتماد به معنی اعتقاد به پایبندی افراد به تعهداتشان (قراردادهای رسمی، غیر رسمی، کتبی، شفاهی و … ) در تعاملات اقتصادی- اجتماعی است (رنانی و مویدفر، ۱۳۸۵). اعتماد به صورتهای مختلفی تقسیم‌بندی می‌شود، در یکی از این تقسیم‌بندی‌ها، اعتماد فرد به دو قسمت اعتماد شخصی و اعتماد تعمیم یافته تقسیم می‌شود. اعتماد شخصی به این مفهوم که افراد به عضوی از خانواده و یا همکار و یا هر کس دیگری که او را می‌شناسند و قبلاً با یکدیگر پیوند یا گره اجتماعی برقرار کرده‌اند، اعتماد کنند. اعتماد تعمیم یافته نیز زمانی رخ می‌دهد که افراد به کسانی که هیچ آشنایی با آنها ندارند،‌ اعتماد کنند (Pollit, 2002). اعتماد در سه بخش اعتماد بین فردی (شخصی)، اعتماد تعمیم یافته و اعتماد به نهاد (دولت) اندازه‌گیری شده است که هر کدام از این شاخص‌ها به عنوان جانشینی برای اندازه‌گیری قسمتی از اعتماد فرد،‌ مورد استفاده قرار گرفته است.

۲-۲۰-۲- پایبندی به قوانین اجتماعی

پایبندی به قوانین اجتماعی یکی از جنبه‌های مهمی است که از سرمایه اجتماعی افراد نشات می‌گیرد. به طوری که هر چه میزان سرمایه اجتماعی افراد بالاتر باشد میزان پایبندی آنها به قوانین فردی و جمعی موجود در جامعه بیشتر می‌شود. ارو، هنجارها و قوانین اجتماعی را یکی از شاخص‌های اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی معرفی می‌کند (Arrow, 2000). کلمن نیز استقرار در مکان هنجارهای اجتماعی را از شاخص‌های اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی می‌داند (کلمن، ۱۳۷۷).

۲-۲۰-۳-بستگی اجتماعی  

:یکی از شروط لازم و نه کافی برای ظهور هنجارهای نافذ و عملی، بستگی اجتماعی است که آثار خارجی بر دیگران تحمیل می‌کند. بستگی اجتماعی وجود رابطه تقویت کننده متقابل بین کنش‌گران مختلف و نهادها را نه تنها ضرورتی برای بازپرداخت الزامها بلکه ضرورتی برای تحمیل ضمانت‌ها مورد توجه قرار می‌دهد (Coleman, 1994). در بسیاری از ساختارهای اجتماعی علی‌رغم وجود شرایط لازم،‌ باز هم در آنها هنجار تشکیل نمی‌شود. دلیل این امر چیزی است که از آن به عنوان فقدان بستگی اجتماعی یاد می‌شود. هنجارها به وجود می‌آیند تا آثار منفی خارجی تحدید و آثار مثبت تشویق شوند. هنجار نیز یک قاعده رفتاری است که به وسیله اکثریت افراد جامعه- در عمل و از طری رعایت آن- بر آن صحه گذاشته می‌شود (رنانی و همکاران،‌۱۳۸۵).

۲-۲۰-۴- مشارکت اجتماعی

مشارکت اجتماعی در برگیرنده انواع مختلف کنش‌های فردی و گروهی به منظور دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه و تأثیر نهادن بر فرآیندهای تصمیم‌گیری درباره امور عمومی است. هر مشارکتی بایستی سه ویژگی اساسی را دارا باشد تا مشارکت اجتماعی محسوب شود: ۱- عقلانی باشد ۲- مستمر باشد و ۳- سازمان یافته باشد. بنابراین مشارکت‌های بی‌سازمان و بی‌دوام و احساسی، مشارکت اجتماعی محسوب نمی‌شود (رنانی، ۱۳۸۵). ویژگی ذاتی سرمایه اجتماعی این است که در روابط اجتماعی شکل می‌گیرد. به تعبیر پورتز سرمایه اجتماعی در درون ساختار روابط افراد یافت می‌شود. فرد باید برای برخورداری از سرمایه اجتماعی، با دیگران رابطه داشته باشد و در واقع همین دیگران هستند که منبع واقعی برخورداری فرد از مزایا و امتیازات محسوب می‌شوند (Portes, 1998).

۲-۲۰-۵- دسترسی به اطلاعات

شکل مهمی از سرمایه اجتماعی توان دستیابی به اطلاعات است که با روابط اجتماعی، پیوند ذاتی دارد و لازم و ملزوم یکدیگرند. دسترسی به اطلاعات، هزینه بر است ولی با استفاده از روابط اجتماعی که با مقاصد دیگری برقرار و حفظ شده است، می‌توان هزینه‌های دستیابی به اطلاعات را کاهش داد (Katz & Lazarsfeld, 1995). میزان بالای سرمایه اجتماعی،‌ نتیجه تعاملات زیاد است، از همین رو، با بالا رفتن سرمایه اجتماعی، گردش اطلاعات افزایش یافته و ناهمگونی اطلاعات بین افراد نیز، کاهش می‌یابد (Guiso and etal, 2000). بنابراین می‌توان دریافت که افرادی با سرمایه اجتماعی بالاتر می‌توانند در روابط متقابل خود برای دستیابی به اطلاعات، هزینه کمتری را بپردازند و در نتیجه افراد با سرمایه اجتماعی بالاتر، توان دستیابی به اطلاعات بالاتری نیز دارند. همانطور که پیران و همکاران (۱۳۸۵)، یکی از نتایج سرمایه اجتماعی را افزایش اطلاعات و تسهیل مبادله اطلاعات می‌دانند.

۲-۲۰-الف- عوامل موثر بر سطح سرمایه اجتماعی

گلیزر (۲۰۰۱) در تحقیقات خود نشان داده است که متغیر سن نقش مهمی در سرمایه اجتماعی دارد. منحنی ارتباط سن با سرمایه اجتماعی به صورت وارونه می‌باشد و در ابتدا با افزایش سن سرمایه اجتماعی افزایش و پس از یک اندازه مشخص با افزایش بیشتر سرمایه اجتماعی کاهش می‌یابد. همچنین افراد معمولا در مشاغلی که بیشتر ارتباط اجتماعی با مردم دارند بر روابط اجتماعی خود سرمایه گذاری می‌کنند. مالکیت منزل مسکونی با کنترل متغیرهای سن، وضع تأهل، تعداد فرزندان، آموزش و … همواره ارتباط خود را با سرمایه اجتماعی حفظ کرده است. گلیزر (۲۰۰۱) به فرضیه پاتنام اشاره می‌کند که تماشای تلویزیون باعث کاهش سرمایه اجتماعی می‌شود. یعنی بین ساعات تماشای تلویزیون و سرمایه اجتماعی رابطه منفی وجود دارد. سرمایه اجتماعی قوی‌ترین همبستگی را با آموزش دارد که همراه با افزایش سال‌های تحصیل افراد سرمایه اجتماعی نیز بیشتر می‌شود. همچنین بین ارتباط اجتماعی و آموزش ارتباط قوی وجود دارد و مهمترین واقعیت در مورد شکل‌گیری سرمایه اجتماعی به حساب می‌آید. ناهمگونی زبانی و قومی نیز از دیگر عوامل تأثیر گذار بر سرمایه اجتماعی محسوب می‌گردد.

به زعم برم و ران : نهادهای گوناگون از قبیل موسسات اجتماعی و امور داوطلبانه، خانواده، دین و الگوهای فرهنگی در شکل‌دهی عادات و ارزشهایی که مولد سرمایه اجتماعی‌اند نقش دارند.

اعتماد اجتماعی به عنوان بخشی از سرمایه اجتماعی منابعی را در اختیار کنشگران قرار می دهد تا به برقراری روابط اجتماعی بپردازند. کارکرد اعتماد این است که روابط را تسهیل و دوام آن را بیشتر می‌کند. اعتماد، موضوعی بین فردی و عمومی می‌باشد. تجربیات طول دوره زندگی تأثیر مستقیمی بر بی‌اعتمادی افراد دارند مانند قربانی جنایت بودن، طلاق گرفتن، عضو گروه اقلیت بودن که احتمال این که فرد قربانی پیش‌داوری و تبعیض گردد را افزایش می‌دهد و ممکن است باعث مخفی کردن هویت فرد می‌گردد.

از دیگر فرضیات برم و ران تأثیر نابرابری در آمد و بیکاری بر کاهش اعتماد می‌باشد و به زعم آنان فشارهای اقتصادی ناشی از کمبود و فشار زندگی باعث می‌شود که فرد در تعاملات خود با دیگران آنها را به صورت رقیب ببیند و همچنین توزیع نامناسب پاداش در جامعه نیز باعث افزایش بی‌اعتمادی در بین مردم می‌گردد.

افه و فوش (۲۰۰۲) با مطالعه متغیرهای موثر بر سطح سرمایه اجتماعی به این نتیجه دست یافتند که بین در آمد خانواده، وضعیت بازار کار، وضعیت شغلی مانند امنیت شغلی،‌ سطح درآمد، وقت اضافه، دین و دین‌باوری، ‌آموزش، سن، سکونت در شهر نسبت به سکونت در حومه،‌ اندازه خانواده، جنسیت مرد و مشارکت زنان در بازار کار با متغیر سرمایه اجتماعی رابطه مستقیم وجود دارد.

پاتنام ، نیز در بررسی متغیرهای موثر بر مشارکت‌های مدنی و ارتباطات اجتماعی تأثیر عواملی چون فشارهای زمانی و اقتصادی در خانواده‌هایی که هر دو شاغلند، حضور زنان در نیروی کار به خصوص زنانی که به کار نیمه وقت مشغولند، حومه‌نشینی‌، حاشیه‌نشینی و پراکندگی شهری را به عنوان عوامل مهم در کاهش سرمایه اجتماعی می‌داند (م زهرا آراستی ۸۹).