شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن روزبهان خنجی- قسمت …

بَسیط: صفت عربی، گسترده، سطح. (لغ)
رُبِع مَسکون: اسم مرکب، قسمت معمور و مسکون از کره زمین. (لغ)
بسیط ربع مسکون: ترکیب وصفی، سطح زمین.
سَمَند: اسم، اسب زرده. (لغ)
مَعموره: صفت عربی، تأنیث معمور، آباد. (لغ)
گام تصرف: اضافه اقترانی.
تُوسَن: اسم، اسب سرکش. (لغ)
توسن توجه: اضافه تشبیهی.
هَرآینه: قید مرکب، ناچار و لاعلاج و لابد و بی‌شک. (لغ)
مَرکَب: اسم عربی، برنشستنی از ستور، اسب. (لغ)
مرکب عزم: اضافه تشبیهی
سَریر: اسم عربی، اورنگ و تخت. (لغ)
خاقانی: ر.ک ص۴/ س۳٫
رِفعَت: اسم مصدر عربی، بلندی. (لغ)
نَهمَت: اسم عربی، غایت آرزو، کمال مقصود (لغ)
گَز: اسم، (مقیاس طول، اندازه) معادل ذرع و هر گز ۱۶ گره است. (لغ)
بِنَقد: قید مرکب، هم اکنون، الحال، فی‌الحال. (لغ)
جمیع عالم نسبت به با علّو همت …: آنقدر همت و آرزوهای پادشاه بلند است که، کل جهان در برابر آن، مانند یک گز جا می‌باشد، و پادشاه فی‌الحال می‌تواند همه را تصرف کند.
نُفوذ: مصدر عربی، روانی، روائی. (لغ)
عَواید: اسم عربی، سودها و منافع و فواید. (لغ)
جَسیمه: صفت عربی، تأنیث جسیم به معنی بزرگ و تناور. (لغ)
فقیر: ر.ک ص۷/ س۴٫
ابلغ وجه: ر.ک ص۵۳/ س۱۲٫
ترکیه: ر.ک ص۵۳/ س۸٫
حضرت ناظممنظور محمدخان شیبانی که ناظم قصیده ترکی بوده.
اِستِجماع: مصدر عربی، گرد کردن. (لغ)
غیرمتناهی: ر.ک ص۴۳/ س۱٫
اَلسِنه: اسم عربی، ج لسان، زبان. (لغ)
هنگامی که فراغ از قرائت قصیده‌ی ترکیه … : هنگامی که قصیده‌ی ترکی، که محمدخان شیبانی ناظم آن بود و در پایان قصیده به توصیف خودش در آن پرداخته، و اینکه چگونه مراتب پادشاهی را کسب کرده و اینکه وجودش مشتمل بر اوصاف عظمت خداوند بی‌نهایت است، خوانده شد، اینجانب یعنی فضل الله بن روزبهان، قطعه‌ای را که سروده بودم، عرض کردم.
آفاق در نگین من است: تمامی دنیا در زیر نگین پادشاهی و در زیر سلطه و قدرت من قرار دارد.
فلک هشتمین: فلک البروج، فلک هشتم است که صور فلکی حمل و ثور و جوزا و… بر آن است و قسمتی از آن را که برجهای دوازده گانه به ترتیب بر آن قرار میگیرند منطقهالبروج گویند‚ پس از فلک زحل و پیش از فلک الافلاک است .(لغ)
فلک هشتمین زمین من است: آنقدر بلندپایه هستم که آسمان هشتم، که فراتر از تمامی آسمانها است، برای من مثل زمین پست است.
کَمین: صفت عالی، کمترین. (لغ)
گر کشم دامن شرف چه عجب … : اشاره به اینکه در گذشته، بلندی دامن در حدّی که بر روی زمین کشیده شود، نشانه بزرگی بوده. اگر من خیلی بزرگ قدر هستم جای تعجب ندارد زیرا نقدینه‌های دولت نزد من است.
دامن شرف: اضافه استعاری.
رخش عزمم به هر طرف رو کرد… : عزم هر کاری را که بکنم، بخت و اقبال به من روی آورده و آن را به درستی به انجام می‌رسانم.
رخش عزم: اضافه تشبیهی.
تخت من گفت پشت زین من است: این جمله را محمد خان شیبانی گفته است و فضل الله از او نقل می‌کند.
همایون: ر.ک ص۱/ س۱۴٫

حتما بخوانید :   متن کامل - بهینه سازی سیستم تدارکات بر اساس BSC در شرکت پاکشو- قسمت ۱۲

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.