فایل دانشگاهی – شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

اَمصار: ر.ک ص۵۳/س۲۱٫ مِصر.
۳-۹- ذکر پای تخت پادشاهان عالم در کفر و اسلام
همچنانچه قبل از اسلام پای تخت اکاسره عجم، اصطخر و مداین عراق و عرب بوده و پای تخت ملوک هیاطله از خراسان طالقان بلخ و پای تخت خاقانان ترک حدود المالیغ و اطراف ختای و پای تخت قیاصره‌ی روم قسطنطنیّه و عموریه و رومیه و برسا و پای تخت ملوک مغرب جزیره‌ی اندلس و قسطنطون و تونس و پای تخت ملوک یمن از تبابعه و شدّادان از عاد صنعاء یمن بوده و بعد از اسلام مستقّر حکم خلفاء راشدین رضوان الله علیهم اجمعین مدینه طیّبه حضرت سیدالمرسلین علیه افضل الصلوات و التسلیمات و پای‌تخت ملوک بنی امیّه، دمشق از بلاد شام و پای‌تخت خلفاء عبّاسی در اوایل کوفه و انبار و در اواخر مدینهالسلام بغداد و پای‌تخت ملوک آل دیلم فارس و ری و پای‌تخت ملوک سامانی بخارا و پای‌تخت ملوک غزنوی غزنه و پای‌تخت ملوک سلجوقی مرو و اصفهان و پای‌تخت ملوک خوارزمشاهی خوارزم و پای‌تخت خانان چنگیز خانی اولاد یوجی‌خان دیار اوزبک و خانان جغتای سمرقند و اطراف ماوراءالنهر و پای‌تخت خانان هلاکویی تبریز و مراغه و همچنین هر پادشاهی را پای‌تختی است که مستقرّ کوچ ‌الوس و محل خزاین و دفاین ایشان است. حضرت خان عالی مکان فرمودند: چون تقدیر الهی و قضای ربّانی بدین نسق جاری شده که بسیط ربع مسکون در خطّ فرمان ما درآید و سمند عالم تاز ما اطراف معموره عالم را در زیر گام تصرف درآورد و در نواحی عالم جایی نماند که عزم جهانگیر ما توسن توجه بدان ناحیه نراند هر آینه ما را همیشه بر پشت زین جهت تسخیر روی زمین استقرار می‌یابد گرفت و همواره مرکب عزم را تخت قرار و سریر فراغ و استقرار خویش می‌باید ساخت، پس پای‌تخت ما پشت زین ما باشد. و از اینجا لازم می‌آید که جمیع عالم نسبت به علوّ همت خاقانی و رفعت نهمت خانی حکم یک گز جای دارد که بنقد درو استقرار دارند. چون این سخن نزد عارف محقق حاکی از علوّ همت و کمال نفوذ عزیمت است و در ضمن او انواع فواید عظیمه و عواید جسمیه مندرج، این فقیر حقیر مضمون آن فرموده را لباس نظم پوشانیده، در ضمن قطعه‌ی به ابلغ وجهی ادا کردم و هنگامی که فراغ از قرائت قصیده‌ی ترکیه که آخر او مشتمل بود بر توصیف حضرت ناظم، وجود شریف خود را به استجماع جمع مراتب حشمت پادشاهی و اشتمال ذات شریف بر اوصاف عظمت غیرمتناهی واقع شد، فقیر آن قطعه را عرض کردم و درین مقام درج می‌کنم تا در خواطر مفهوم آن جای گیرد و در السنه‌ی همه اهل عالم جریان او استقرار پذیرد. قطعه اینست:
قطعه

شاه عالم محمد شیبان
پایه قدر من گذشت از چرخ
ملک اسلام شد مسخر من
پادشاه ختای و قیصر روم
گر کشم دامن شرف چه عجب
رخش عزمم به هر طرف رو کرد
هر شهی پای تخت او جاییست
گفت آفاق در نگین منست
فلک هشتمین زمین منست
نصرت و فتح من ز دین منست
هر یکی چاکر کمین منست
نقد دولت در آستین منست
بخت و اقبال همنشین منست
تخت من گفت پشت زین منست
حتما بخوانید :   بررسی و ارائه راهکار های اشتغال بسیجیان در استان چهارمحال و بختیاری- قسمت ...

بعد از عرض در مجلس همایون بسیار متحسن و مقبول افتاد، زیرا که بسیار به تقریب خوانده شده بود و افاضل حضّار بر حسن نظم و غرابت سبک و ترتیب معانی و غرابت ترکیب آفرین‌ها گفت و خاطر لطیف‌پسند تحسین فرموده، موقعی تمام از قبول یافت و بعد از سه روز که در یورت قصر عارفان استقرار حاصل شده بوده جهت فراهم آمدن عساکر منصوره و یراق همراهان آن سفر عظیم الخطر آن یورت کوچ فرموده خاک منزل «بغازی ده» که بر چهار فرسخی بخاراست از غبار سمّ موکب همایون رشک عنبر سارا شد و بالله التوفیق. (مهمان‌نامه: ۵۴-۵۵)
توضیحات:
اَکاسِره: اسم عربی، جِ کسری معرب خسرو. و این لقبی است نوشیروان و سلاطین پس از او را از ساسانیان. (لغ)
عَجَم: اسم خاص، ایران و توران و مردم غیرعرب را نیز عجم گویند. (لغ)
اِصطَخر: اسم خاص، شهری بزرگست و قدیم و مستقر خسروان بوده است و اندر وی بناها و نقشها و صورتهای قدیم است و او را نواحی بسیار است و … (حدود العالم: ۱۳۱)
مَداین: اسم خاص، شهرکی است بر مشرق دجله و مقر خسروان بوده است و اندر وی یکی ایوانی است که ایوان کسری خوانند و گویند که هیچ ایوان از آن بلندتر نیست اندر جهان و این شهری بزرگ بوده و با آبادانی و آبادانی وی به بغداد بردند. (حدود العالم: ۱۵۱)
هَیاطِله: اسم خاص، اقوام هیطل ، یا به قول اعراب هیاطله،در قرن پنجم میلادی سرسخت ترین دشمنان دولت ایران محسوب می شدند. ((افتالیست))ها که در اصطلاح نویسندگان رومی به ((هون های سفید)) معروف بودند همین هیاطله هستند .(لسترنج،۱۳۶۴: ۴۶۱)
طالِقان: اسم خاص، شهرکیست از ری به دیلمان نزدیک. (حدود العالم: ۱۴۲)
اَلمالیغ: اسم خاص، یا المالیق، نام شهری است در ملک خطای مغربی . (لغ)
ختای: ر.ک ص۴، س۵٫
قَیاصِره: اسم عربی، جِ قیصر. عنوان و لقب امپراطوران روم (عموماً). (لغ)
قُسطَنطَنیّه: اسم خاص،به سرزمین وسیعی پیوسته که تا رومیه و دیار فرنگ و ثقلاب و اندلس امتداد دارد و خلیج دریای بنطس از سه سو به شهر احاطه دارد.(التنبیه والاشراف/ترجمه:۱۲۷)
عَموریه: اسم خاص، عموریه آبادترین بلاد شرق بود و گویند این شهر مستحکم‌ترین قلاع بلاد روم و چشم و چراغ سرزمین مسیحیان به شمار می‌آمد. (لسترنج،۱۳۶۴: ۱۴۷)
رومیه: اسم خاص، رومیه شهریست بر کران دریا نهاده از افرنجه، و مستقر ملک روم اندر قدیم اندرین رومیه بودی. (حدود العالم: ۱۸۶)

برچسب گذاری شده با: