شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن روزبهان خنجی- …

نَقل: ر.ک.ص۲۲/س۱۷٫
بی دَهشَت: صفت مرکب(از بی+دهشت)، بی بیم و بی هول (لغ)
خاطرنشانی: صفت مرکب، خاطر نشان کردن؛ مرکوز ذهن کردن (لغ)
مولانا شرف الدین عبدالرحیم صدر: یافت نشد.
تمام: صفت،کامل، درست، بی عیب (لغ)
جُلوس: مصدر عربی، نشستن. (لغ)
فَطانت: اسم مصدر عربی ، زیرکی و دانایی (لغ)
اتصاف: مصدر عربی، به صفتی موصوف شدن (لغ)
التفات : ر.ک.ص۷/س۳٫
زایل شدن: مصدر مرکب عربی، برطرف شدن ، دور شدن (لغ)
والحمدلله علی ذلک….: و سپاس خدای را به خاطر آن، و توفیق از پروردگارست و اوست یاری کننده.
۳-۴- مباحثه جمع میان خلق فی سته ایام و امرکن فیکون
در بلده ی فاخره ی بخارا عرض کتب خراسان دیده نسخه ی مشهوره ی به «جامع رشیدی، به عز عرض همایون رسانیدند از مصنّفات وزیر جهان خواجه رشید الدین فضل الله الطبیب التبریزی که دیوان نامدار سلاطین چنگیزی از اولاد هلاکوخان بوده، فی الواقع نسخه ی در کمال تکلف خط و تذهیب و تجلید بود و فواید بسیار از سوانح خواطر علماء زمان کرده و هم خود آن را جواب ها گفته و علما آن را تصحیح کرده و تعریف فرموده. نوبتی در وقت افطار مجمع اکابر سلاطین و اساطین علما بود، اشارت همایون خانی عزّ صدور یافت که این فقیر آن کتاب را گشوده مبحثی از آن قرائت نمایم و مضمون کلام خاطر نشان خدّام عالی مقام سازم. فقیر چون کتاب را گشودم این اشکال برآمد که صاحب جامع سوال کرده که در کتاب الله العزیز وارد شده «خلق السموات و الارض فی سته الایام ثم استوی علی العرش» یعنی حق تعالی آفرید اسمان ها و زمین را در شش روز و مقتضای این قول آن که آفرینش آسمان و زمین بر سبیل تدریج بوده باشد در مدت شش روز، چنانچه مشهور است که در هر روز از روزها یکی از عظایم مخلوق شده و در روز ششم که جمعه است آدمی مخلوق شده، فی الجمله دلالت دارد کلام بر آن که خلق بر سبیل تدریج بوده و مقتضای فرموده «انما امرنا لشیءٍ اذا اردناه ان نقول له کن فیکون» آن که اشیاء به تمام از فرموده ی «کن» پیدا شده باشند، دفعه بی تدریج، زیرا که معنی آیت آن است که، نیست امر ما مر چیزی را که ارادت وجود آن می کنیم گاهی که ارادت کردیم الا آنکه می گوییم او را که پیدا گردد، پس آن چیز کائن می شود و از بیدای عدم به حیّز وجود در می آید و جمع میان خلق علی سبیل التدریج و خلق دفعی از اشکالی خالی نیست. این است تقریر سوال و اشکال صاحب «جامع رشیدی» و حاصل جواب او بدین راجع می گردد که امر «کن فیکون» به اعتبار ارادت ازلی است که متعلق به سایر اشیا می گردد و دفعه و تدریج ایام سته به اعتبار حصول اشیاء و خروج او از عدم به وجود در ایام الهی بر حسب مقتضای حکمت و مشیّت و تدریجی که لازم زمانیات است.
و این جواب خوب نیست زیرا که نسبت خلق تدریجی برین تقدیر به حق تعالی از باب مجاز عقلی می گردد، همچو «بنی الامیر المدینه» و قرینه ی مجاز ظاهر نیست. بلکه جواب تحقیق آن است که مراد از فرموده ی «انما امرنا لشئ اذا اردناه ان نقول له کن فیکون» بیان نفوذ مشیّت و تهیؤ مراد است نزد تعلق ارادت ازلی بی دافعی و مانعی و تأخری، گوییا می فرماید که اردت ما در ایجاد اشیاء چنان مؤثر است که چون تعلق به وجود شیئی یافت فی الحال مراد بدو متعلق شد بی تعللی، پس قول «کن» مفصح از سرعت نفوذ مشیّت است نه مخبر از حصول اشیاء دفعه، چنانچه صاحب سوال فهم کرده و برین تقدیر هیچ مناقضه ی در کلام نیست زیرا که مرادی که حاصل از ارادت جازمه ی سریع النفاذ می شود می تواند بود که تدریجی باشد زیرا که متعلق به مراد علی سبیل التدریج گردد و اگر متعلق شود دفعه مراد حاصل شود دفعه، این است تحقیق جواب. حضرت خلافت رتبت خان فرمودند: بعد از تفهم سوال و حقیقت جواب که تواند بود بر طریق تحقیق اصحاب حقیقت که حاصل از امر «کن» حقیقت محمدی باشد که اصل و محتد اشیا است و اوست که ارادت ازلی ایجاد او فرموده در ازل چون ارادت خلق اشیا می فرمود و اشیا ازو به تدریج حاصل شده باشد در ایام سته الهیه که مجلای ظهور مظاهر عینیه است از کتم عدم به صحرای وجود و محل بروز اعیان ثابته است از موطن وحدت ازلی به کثرت اعیانی چنانچه ارادت باغبان متعلق شود پیدا کردن نخل اولا به یک دفعه دانه ی خرما را پیدا کند و به تدریج شاخ و برگ و اشیایی که ثمره بی وجود او حاصل نمی شود به ظهور آورد.
پس حصول دانه که اصل است دفعی باشد و دیگر چیزها تدریجی. همچنین چون ارادت ازلی متعلق به ایجاد موجودات شد، اولا تعلق یافت به نور محمدی که حقیقت عقل و قلم است و آن حاصل از امر «کن» شد زیرا که غیر امر الهی و ارادت او علت وجود و حصول آن نیست و خلق آسمان و زمین و عقل و نفس که صاحب جهات کثرتند بر سبیل تدریج که مقتضای حکمت الهیست به ظهور آمد و فی الواقع این تحقیقی کامل است. فاما در فرموده ی «انما امرنا لشیءٍ اذا اردناه» شئ را مخصوص به نور محمدی می باید ساخت و آن اگر بر طریق تعریف عهدی بودی بسیار خوب می بود چون بر طریق تنکیر واقع شده تخصیص او به نور محمدی محتاج به قرینه ایست که از فحوای کلام ظاهر نیست والله اعلم و به التوفیق.
این بود یکی از مباحث بخارا و نوبتی در هرات امر عالی صادر شد که فقیر در منبر حدیث خوانم و حدیثی در منبر خوانده شد و در شرح او بسیار دقایق علوم مذکور گشت. نقل آن موعظه درین مقام برسبیل استطراد است زیرا که از واقعات بخارا نیست. فامّا بنابر کثرت فواید درین مقام مذکور می شود و التّکلان علی الله الاحد. (مهمان نامه، ۲۹-۳۱)
توضیحات :
مباحثه: ر. ک ص ۲۲ / س۱٫
خَلق: اسم مصدر عربی، آفرینش. (لغ)
فی سِتَهِ الاَیامدر شش روز
کُن فَیکونجمله ی فعلیه عربی، شو پس شد، مراد از عالم موجودات. (لغ)
جمع میان خلق فی … : با هم آمدن آیه در مورد آفرینش در شش روز (تدریجی) و امر پروردگار در قالب کن فیکون (باش پس باش) و به وجود آمدن عالم (دفعی)
بلده: ر. ک ص ۳ / س ۱۴٫ (بلاد)
بخارا: ر. ک ص ۱ / س ۵٫
عَرض دیدن: مصدر مرکب عربی،در عرف حال معنی موجودات گرفتن است . اعم از آنکه سپاه باشند یا چیز دیگر از نقد و جنس (آنندراج)
عرض کتب خراسان دیدهاز کتابهای خراسان دیدن کرده.
همایون: ر. ک ص ۱ / س ۱۴٫
مُصَنَّفات: اسم عربی، ج مصنف و مصنفه، کتاب های تصنیف شده. (لغ)
خواجه رشید الدین فضل الله الطبیب التبریزیاسم خاص، رشید الدین فضل الله، پسر عماد الدوله ابی الخیر، نواده ی موفق الدوله همدانیست … وی ایام جوانی را در همدان به تحصیل علوم مختلف به ویژه طب گذراند و به عنوان طبیب داخل دستگاه اباقاخان گردید و تا آنجا ترقی کرد که به وزارت غازان و اولجالیتو و ابوسعید رسید.
غازان خان تاریخ دوست و آشنا به تاریخ اجداد خود بود از این رو رشید الدین را مأمور کرد که تاریخی از مغول ترتیب دهد خواجه این ماموریت را پذیرفت و پس از مطالعه ی اسناد مغولی و مذاکره با مطلعین تاتار اساس کتاب خود را که به نام «تاریخ غازانی» خوانده شد ریخت ولی قبل از پایان کتاب، غازان در گذشت و برادرش اولجایتو خواجه را به کار واداشت و اضافه کرد که علاوه بر تاریخ اقوام مغول، تاریخ جامعی که شامل همه ی اقوام دیگر باشد به ضمیمه ی مجلدی درباره جغرافی و معرفت مسالک و ممالک ذیل تاریخ غازانی قرار دهد رشید الدین با همه ی سنگینی وظیفه وزارت و گرفتاری های گوناگون به انجام آن همت گماشت و در سال ۷۱۰ هـ . ق تالیف «جامع التواریخ» را به پایان رسانید … خواجه بر اثر سعایت دشمنان در سال ۷۱۷ هـ ق از وزارت معزول شد و از سلطانیه به تبریز رفت و سرانجام بر اثر تحریکات مخالفان به دستور ابو سعید درسال ۷۱۸ هـ ق او را در نزدیکی تبریز دو نیم کردند و آثار او را در ربع رشیدی از میان بردند. (لغ)
دیوان نامدار: منظور صاحب دیوان نامدار و مشهور .
چنگیز: ر. ک ص ۲۲ / س ۲۰
هُولاکوخان: اسم خاص، یکی از چهار پسر تولوی و بنابراین نوه ی چنگیز مغول بود … فتوحات هلاکو منجر به تأسیس سلطنت ایلخانان مغول گردید و خود او پس از آن که دچار اختلافات داخلی با بستگان نزدیک خود و از جمله برکای پسر جوجی گردید در سال ۶۶۳ بیمار شد و در کنار نهر جغاتو در گذشت. (لغ)
تَکَلُّف: مصدر عربی، آرایش، نیکو جلوه گر ساختن. (لغ)
تَذهیب: مصدر عربی، زر اندود کردن. (دهار)
تَجلید: مصدر عربی، کتاب را جلد کردن. (آنندراج)
سَوانِح: اسم عربی، اتفاقات، حوادث، رویدادهای متوحش و ناپسندیده. (غیاث)
اُسوله: اسم عربی، اسوله را منشیان برای تَجانُس با اجوبه به صورت واو نوشته و می خوانده اند در صورتی که باید اسئله به صورت همزه نوشته و خوانده شود. (تصحیحات مهمان نامه: ۳۵۹)
اَسئِله: اسم عربی؛ ج سوال. (لغ)

حتما بخوانید :   پژوهش - بررسی نقش تعامل برون سازمانی روسای کلانتری در پیشگیری از جرائم در شهر ...

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir
برچسب گذاری شده با: ,