شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله …

فَرایض: اسم عربی، (اصطلاح فقه) علمی که بدان تقسیم ترکه میان وارثان کنند. (لغ)
نَقل: ر.ک.ص۲۲/س۱۷٫
واحد الوالدین: دارای یک پدر و یک مادر.
وَلا: اسم عربی، میراث بنده آزاد. (لغ)
مضمون آنکه اگر زید آزاد کند کند…: احتمالاً در این عبارت افتادگی اتفاق افتاده باشد. زیرا معنی ناتمام و بی معنی است.
شَریح قاضی: اسم خاص، شریح ابن حارث بن قیس بن حجم بن معاویه بن…. مرتع کندی، مکنی به ابوامیه یا ابوعبدالرحمان. شاعر و قاضی و راوی از عمر خطاب است…. وی از نامی ترین قاضیان صدر اسلام و اصلش از یمن بود…. شریح در حدیث و فقه و در قضاوت امین بود و از عمر و حضرت علی و دیگران روایت کرد. (لغ)
تابعین: اسم خاص، به اصطلاح محدثین جماعت مسلمانان که به یکی یا بیشتری از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم ملاقات نموده باشند و تبع تابعین آنانکه تابعین را دیده باشند. (لغ)
حَجب: ر.ک.ص۲۲/س۵٫
مورِث: اسم عربی، میراث رساننده. (لغ)
وَلدین: اسم عربی، مثنای ولد به معنی فرزند، دو فرزند (لغ)
حصّه: اسم عربی، سهم، قسمت، بهره(لغ)
برین تقدیر: ر.ک.ص۱۵/س۵۵
تَسویه: اسم عربی، برابری. (ناظم)
مُتَعَتِق: صفت فاعل عربی، ماخوذ از عتق به معنی آزاد شدن بنده از بندگی (اقرب)
مُقَوّی: اسم فاعل عربی، موید. (معین)
مُتَأمِّل: صفت عربی، درنگ کننده در کار تا عاقبت آن را بیندیشد. (لغ)
همایون: ر.ک.ص۱/س۱۴٫
بَنی اسرائیل: اسم خاص، نام عمومی قوم یهود است. (لغ)
حُکّام: اسم عربی، ج حاکم، فرمانروایان . (لغ)
تَحریف: مصدر عربی، بگردانیدن سخن (لغ)
اُمَّهات: اسم عربی، مهمات، مهمترین (لغ)
شَرع: اسم عربی، دین و مذهب راست و آشکار (لغ)
دیگر روز که این فقیر به اتفاق علما به فرّ مجالست مجلس همایون فایز شدیم حضرت خلیفه الرحمانی ابراز نقل امیر آهو نموده اظهار بشاشت فرمودند به موافقت که آن حضرت را در اجتهاد و در رای با قاضی شریح واقع شده و فرمودند ما را می رسدکه به قول قاضی شریح عمل کنیم و حالی بدان عمل کنیم و با حضرت سلطنت پناهی، گردون اقتداری، محمد تیمور سلطان فرمودند که در ممالک ماوراء النهر نشان نویسنده که قضات بدین موجب عمل کرده در میراث تسویه کنند میان ولدصلبی و ولد ولد و چون این صورت خلاف اجماع علماست و نقل امیرآهو را هیچ مدخلی بدین سخن نیست، خاطر این فقیر و سایر علماء خراسان و ماوراء النهر را ازین صورت حزن و ملال تمام روی نمود و تغییر آن رای در غایت صعوبت بود، التجا به حضرت سلطان محمد تیمور نموده التماس کردیم که نوبتی دیگردر خواست فرماید که علما تجدید مباحثه کنند و به هرچه مقرر شود عمل نمایند. آن حضرت فرمود : که علما هنوز از خلاف خالی نیستند و ترددّ ایشان باقیست. حضرت خلیفه الرحمانی فرمودند مراجعت نمایند. و قاضی سمرقند الحق در آن مردانه رفته در مجلس همایون تصریح کرد که نقل امیر آهو اصلاً تقویت این مدعا نمی کند و امیرآهو اصلا این مبحث را نفهمیده، حضرت اعلی خانی فرمودند تا نقلی صریح از فرموده ی حضرت حق تعالی در کتاب مجید یا حضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم در حدیث نمی آورید تشفّی حاصل نمی گردد. و بعد از آن به فقیر التفات فرمودند: درین باب نقلی صریح صحیح از سنت می توانید آورد؟ این فقیر از مقام «لا یخافون فی الله لومه لایم» ترک استشعار خوف کرده مستمسک به اذیال فرموده »و اذ اخذالله میثاق الذین اوتو الکتاب لتبیننه للناس و لاتکتمونه» زده دلیرانه گفتم بلی انشاء الله نقل صریح بیاورم فردا،بدین موجب ازمجلس برخاسته متفرق شدیم و آن شب کتاب «صحاح» را تفتیش کرده نقل صریح از کتاب صحیح بخاری بازیافته بیرون نوشتم و صورت نقل اینست. روی الامام ابوعبدالله محمدبن اسمعیل البخاری رحمه الله فی صحیحه به اسناد عن زیدبن ثابت رضی الله عنه انه قال «ولد الابناء بمنزله الابناء اذا لم یکن دونهم ابن،ذکرهم کذکورهم و نساؤهم کنسائهم یرثون کما یرثون و یحجبون کما یحجبون و لایرث ولد ابن مع ابن ذکر فان ترک ابنه و ولد ابن ذکرا کان او انثی للبنت النصف ولابن الابن مابقی» لقول رسول صلی الله علیه و سلم «الحقوا الفرایض باهلها فما بقی فهو لاولی رجل ذکر انتهی. قال الطیبی شارح المشکوه. الاولی بمعنی الاقرب من الولی و هو القرب ووصف الرجل بالذکوره تنبیها علی سبب استحقاقه فانها سبب العصوبه و سبب الترجیح فی المیراث و الحکمه فی ذلک ان الذکر یلحقه مؤن و قیل احترز عن الخنثی انتهی کلام الطیبی و قدصحّ عن رسول الله علیه و سلم انه قال افرضکم زید ای اعلمکم بالفرایض ولیس لزید بن ثابت قول مهجور فی الفرایض ولله اعلم
دیگر روز صباح که محفل سامی پادشاهی محفوف به سلاطین عالم مدار و علماء نامدار و اکابر بلند مقدار شد، فقیردرآمده سلام کردم چون در مجلس استقرار یافتم، حضرت خلیفه الرحمانی فرمودند: نقل آورده اید؟ فقیر بی دهشت گفتم : بلی. فرمودند: بخوانید. صورت نقل را در چنان مجلس خاص قرائت کردم، امر عالی عزّ صدور یافت که آن را به زبان فارسی ترجمه کنم، به موجب فرموده عمل نموده تمامی را نیکو ترجمه کردم و بعد از فراغ از ترجمه و خاطر نشانی تمام مقصود در مجلس از حضرت صدارت پناهی مولانا شرف الدین عبدالرحیم صدر سؤال کردم که نقل تمام است؟ فرمودند : بلی. واکابر علماء خراسان که درین جانب عزّ جلوس داشتند به یک بار موافقت نموده، فرمودند: تمام است و همچنین از قاضی سمرقند و علماء ماوراء النهر که تمامی حاضر بودند سؤال کردم که نقل تمام است؟ تمامی کمال موافقت به جای آورده فرمودند: نقل صریح صحیح تمام است. عالیحضرت خلیفه الرحمانی هم از کمال فطانت و درایت که ذات شریف ایشان بدان اتصاف دارد از مقام حق جویی و صدق گویی به قبول آن نقل التفات فرموده، به اجماع علما موافقت فرمودند و خدشه آن دغدغه از خاطر زایل شد و الحمدلله علی ذلک و بالله التوفیق و هوالمستعان. (مهمان نامه: ۲۵-۲۸)
توضیحات:
فقیر: ر.ک.ص/س۴
همایون: ر.ک.ص۱/س۱۴
فایز: ز.ک.ص۴/س۱۱
امیرآهو: ر.ک.ص۲۴/س۱۴٫
بَشاشت: مصدر عربی، شادمانی (ناظم)
اِجتهاد: مصدر عربی، استنباط مسائل شرعیه به قیاس از کلام الله و حدیث و اجماع به شرائطی که در کتب اصول مسطور است. (لغ)
قاضی شریح: ر.ک.ص ۲۴/س۱۸٫
ما را می رسد که به قول قاضی شریح عمل کنیم: به فکر و نظر ما می رسد، که بر حسب نظر و قول قاضی شریح عمل کنیم.
حالی: قید، اکنون، این زمان(لغ)
ماوَراء النهر: اسم خاص، ناحیتی است که مشرق وی حدود تبت است و جنوب وی خراسان و حدود خراسان و مغرب وی غور است و حدود بلخ و شمالش هم حدود خلخ است. و این ناحیتی است عظیم و آبادان و بسیار نعمت و درترکستان وجای بازرگانان و مردمانی اند جنگی و غازی پیشه و …
(حدود العالم: ۱۰۵-۱۱۸)
نِشان: اسم، رقم، حکم، فرمان که قاضی یا حاکم یا صاحب منصبی نویسد. (لغ)
تَسویه: ر.ک.ص ۲۵/س۲٫
ولد صلبی: ر.ک.ص۲۲/س۲٫

حتما بخوانید :   پژوهش - شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن ...

برچسب گذاری شده با: