شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

ذی شوکت: صفت عربی، صاحب بأس و قوّت (لغ)
باغی: صفت عربی، (از مصدر بغی)، نافرمان. (منتهی)
بر تقدیر: بر قیاس و بر پندار. (لغ)
طامِع: صفت عربی، آزمند، حریص و طمع کار. (لغ)
حوزه: اسم عربی، ناحیه. (لغ)
قُطّاعُ الطَّریق: اسم مرکب عربی، راه زنان که مال مسافران را به غارت برند یا قتل کنند و به فریب کشند. (آنندراج)
سُرّاق: اسم عربی، جمع سارق، به معنی دزد. (منتهی)
مَکفوف: صفت عربی، بازداشته، دور داشته، ممنوع. (لغ)
ضَرّ: اسم عربی، گزند. (لغ)
جُزویه: صفت نسبی عربی، اندک و خرد و ناچیز. (لغ)
برین تقدیر: ر. ک ص ۸ / س ۱۱
غایت: اسم عربی، نهایت. (لغ)
مُلایَمت: اسم مصدر عربی، سازواری. (غیاث)
بغایت: ر. ک ص ۱۱ / س ۱۱
افاده الله  : بهره مند گرداند خداوند بزرگ او را، و سایه ی او را تا روز قیامت برقرار دارد.
مبحث دهم
نوبتی دیگر که محفل سامی مشحون به وجود اکابر نامدار و مجلس نامی مقرون به اعیان افاضل روزگار بود از مصدر عزّ و جلال خلافت و منبع جاه و اقبال و سعادت؛ عالی حضرت خلیفه الرحمانی، الله یخلد ظلال خلافته، اشارت علیّه عزّ صدور یافت که مبحثی القا نموده شود تا شاهباز طبع بلند پرواز خانی در فضای دقایق نکات و معانی پرواز کند و مهندس خاطر عقده گشای، اساسی حل مشکلات آغاز نماید. فقیر گفتم: حدیث «الراحمون یرحمهم الله تبارک و تعالی ارحموا من فی الارض یرحمکم من فی السماء» مسأله ای اولیه است و ترجمه آن که: رحم کنید آن کسی را که در زمین است که رحم کند شما را آن کسی که در آسمان است، بر مقتضای حدیث دو راحم ثابت شد، اگر راحم و اگر دو کس باشند پس مؤثر اشیا متعدد باشد و این خلاف قانون اهل تحقیق است که «لامؤثر فی الوجود الا الله» یکی از حاضران علما فرمود: راحم آسمان و راحم زمین عین یکدیگرست و فایده ی اتصاف هر یک به کونه فی السماء او کونه فی الارض» چیست؟ من گفتم: کونیّت در سما و کونیّت در ارض مقتضی مغایرت متصف به کونه فیهماست زیرا که کاین در جایی متحیز به اوست و احدالمتحیزین غیر یکدیگر است بر حسب حس پس بدیهه حس حاکم باشد به مغایرت ایشان چگونه اختیار آن شق توان کرد که صاحب «کونه فی السماء و کونه فی الارض» یکیست؟ یکی دیگر از علما گفت: که راحم در زمین و راحم در سما غیر یکدیگرند و قاعده ی اهل تحقیق مدخول. فقیر گفتم: من برهان برین با قصر عبارتی تقریر کنم. اگر مؤثرآسمان و زمین غیر یکدیگر باشند این هر دو واجب الوجودند یا هر دو ممکن الوجود یا مؤثر آسمان واجب الوجود و موثر زمین ممکن الوجود یا بالعکس و بر هر تقدیر بحثی است. اگر مؤثر آسمان و زمین غیر یکدیگر باشند و هر دو واجب الوجود باشند تعدّد واجب الوجود لازم آید و تعدّد واجب الوجود در عقل جایز نیست و اگر هر دو ممکن الوجود باشند، به خود مؤثرند یا به غیر، اگر به غیر مؤثرند فی الحقیقه ایشان مؤثر نیستند بلکه مؤثر آن کسی است که وجود را افاضه می کند، اگر در مرتبه اول واجب الوجود شد حصل المقصود. و اگر منتقل شد به ممکنی دیگر نقل کلام می کنم و دور یا تسلسل لازم می آید چون مفیض تأثیر همان مفیض وجود شد، معلول محتاجست به علت، حال الاتصاف بالوجود، پس در حال افاضه ی وجود بر او، تأثیر که از کمالات تابعه ی وجود است فایض می شود با وجود، پس تأثیر صفت یک مؤثر باشد که وجود افاضه می کند بر غیر خود از موجودات امکانیه و برین تقدیر مؤثری در وجود نباشد الّا حق تعالی و آن مدعی ثابت باشد. گفتم: کسی دیگر اشکال را جوابی دارد؟ عالی حضرت خلیفه الرحمانی خان خلّدت خلافته الی یوم القیام فرمودند: هم شما خود جواب بفرمایید. فقیر گفتم: حاصل سوال من این بود که رحم بر همه عالم یک کس می کند که او مالک الملوک است و دیگر مرحومند. یا حق راحم است و خلق هم راحم می باشند. از علما پرسیدم که راحم یکی است؟ گفتند: یکی می تواند بود. گفتم: می فرمایید که در آسمان و زمین هر دو هست؟ چون در آسمان و زمین هر دو باشد پس دو کس باشد. طایفه ی دیگر از علما گفتند: راحم دو است. گفتم: پس این سخن که محققان می گویند که هیچ کس کاری نمی تواند کرد غیر خدا، مثل رحم و صفات کمال باطل باشد و حال ان که سخن محققان این است. حضرت خان فرمودند: من شما را جواب گویم، راحم یکی است و دو مظهر دارد مظهر قهر، مظهر رحم، هرگاه که به صفت رحم تجلی کند بر اهل زمین راحم زمین است و هر کس از مخلوقات که رحم از مظهر او ظاهر شده فی الحقیقه خود راحم نیست بلکه حق در مظهر او به صفت رحم متجلی است و هرگاه که بی واسطه ی مظاهر، تجلی فرماید و در مقام قبول نیازمندی مرحوم درآید، راحم آسمان است که در سحر «هل من سایل» می فرماید. پس توحید به حسب ذات است و کثرت در مظاهر صفات و الحق به اجماع جمیع محققان سخن حق این است:«لیحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین» والحمدالله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله و صحبه اجمعین.
این ده مبحث بود که در مجالس بخارا گذشته بود و دیگر مباحث بسیار واقع شد، فاما لباب آن شاید اینها باشد و التّوفیق من الله الاحد. (مهمان نامه: ۱۹-۲۱)
توضیحات:
سامی: صفت عربی، بلند. (لغ)
مَشحون: صفت عربی، پر شده، ممتلی. (لغ)
اکابر: ر. ک ص ۱۴ / س ۲
نامی: صفت نسبی، به معنی نامور، مشهور. (لغ)
مقرون: ر. ک ص ۱۴ / س ۲
اعیان: ر. ک ص ۱۴ / س ۲
مصدر: اسم عربی، منشاء اصل و بنیاد و سرچشمه و منبع. (لغ)
الله یخلد ظلال خلافته: پروردگار سایه خلافت او را پایدار بدارد.
علّیه : ر. ک ص ۱۵ / س ۲۱
القاء : ر. ک ص ۱۲ / س ۴
شاهباز: اسم مرکب، باز سفید بزرگ که پادشاهان با آن شکار می کردند. (لغ)
شاهباز طبع: اضافه تشبیهی
دَقایِق: اسم عربی، ج دقیقه، نکات باریک. (لغ)
فقیر: ر. ک ص ۷ / س ۴
الراحمون … :برای دیدن منبع ر. ک پاورقی مهمان نامه ص ۱۹
راحم: صفت عربی، رحم کننده. (لغ)
مؤثّر: صفت عربی، مسبب. (لغ)
لامؤثر فی الوجود الا الله: هیچ مؤثر و سببی وجود ندارد مگر الله.
اتّصاف: مصدر عربی، موصوف شدن. (لغ)
کونه فی السماء او کونه فی الارض: آنچه در آسمان است یا آنچه در زمین است.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.