پژوهش – شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن روزبهان خنجی- …

الحربُ خدعه: جنگ انصرام می یابد به فریب. (مسلم،ج۵،ص۱۴۳)
بَلک: حرف ربط، مخفف بلکه. (لغ)
حُرمَت: مصدر عربی، حرام گردیدن،حرام شدن. (لغ)
جَواز: اسم عربی، روا بودن، مجاز بودن. (لغ)
مُعارِضه: اسم مصدر عربی، مقابله دو حریف با هم. (لغ)
کید: اسم عربی، مکر و فریب. (لغ)
مُبین: صفت عربی، بیان کننده، پیدا و اشکارکننده. (لغ)
والله هو الموفق و … : همانا خداوند توفیق دهنده و یاریگر است و بر اوست سپردن امور و توکل بر اوست.
مبحث نهم
دیگر روزی از لسان درّر بار گهر آثار حضرت خان عالی مقدار صاحب اقتدار امر به القاء مبحثی دقیق و مطرحی عمیق افتاد. این فقیر گفتم: عن ابی هریره رضی الله عنه انه قال رسول الله صلی الله علیه و سلم «السلطان ظلّ من ظل الله فی الارض نادی الیه کل ملهوف من رعیته فان عدل فله الاجر و علی الرعیه الشکر و ان جار فعلیه الوزر و للرّعیه اجر الصبر» یعنی پادشاه سایه ایست از سایه های خدای تعالی در زمین که منضم می شود و پناه می گیرد به سوی او هر عاجزی از رعیت او، پس اگر آن پادشاه عدل کرد، پس هر دو راست مزد و ثواب بر رعیت است شکر و اگر جور کرد، پس بر او گناه است و مر رعیت راست مزد سازگاری. علما در «ظل الله« دو معنی گفته اند یکی آنکه پادشاه در شوکت و اقتدار حاکی از شوکت و اقتدار الهی است که هرچه او کند و گوید از آن نتوان پرسید و کس را قوّت اعتراض در افعال و اقوال او نباشد، همچنانکه ظلّ حاکیست از ذی ظلّ «لایسأل عما یفعل و هم یسألون» و دوم آن که پادشاه رفع کننده ی ایذا و زحمت است از مردمان همچنانکه سایه دافع ایذاء گرما و سرماست از خلق و در معنی دوم اضافت تشریفی است. اما بر معنی اول تفصیل «فان عدل و ان جار» ملایم است زیرا که صاحب شوکت کامل تمام؛ گاه عادل می باشد و گاه جایر و اما بر معنی دوم که دافع اذیت است تفصیل «فان عدل و ان جار» ظاهراً ملایم نمی نماید چه دافع اذیت نمی تواند بود که جایر باشد. و نیست چنین کس الا عادل. این بود صورت تقریر اشکال در حدیث. علماء حاضر به انواع در صدد جواب آمدند و نزدیک ترین جواب های ایشان این بود که می گفتند معنی «السلطان ظل الله» آن است که سزاوار سلطان آن است و حال آن که این توجیه خلاف نظم حدیث است، بنابر آن که حکم شده در حدیث به ثبوت ظلیت نسبت به سلطان نه سزاواری و آن تأویل بعید است.
حضرت خلافت پناهی خان خلدالله ظله للامان و بسط الاحسان علی اهل الایمان فرمودند: اثبات ظل الهی نسبت با سلطان بر تحقیق است در هر دو معنی نه سزاواری و شک نیست که وجود سلطان با اقتدار ذی شوکت دافع ایذای طاغیان و باغیانست در زمین و ثبوت ظلیت به معنی رفع اذیت در سلطان به نسبت نظام کل مملکت خواه بر تقدیر عدل و خواه بر تقدیر جور ثابت است بنا بر آن که رفع اذیّت طامعان در حوزه می کند و فساد و افساد قطّاعُ الطریق و سرّاق و دیگر جماعات که از خوف قدرت و سایه ی سلطام از شرّ مکفوف و از ضرّ موقوف مانده اند می نماید، پس او بالحقیقه دافع اذیت باشد به شوکت و وجود سلطانی خود و اگرچه به حسب اخلاق گاه جایر باشد و مضرّت جزویه ازو به مردم رسد و او گناه کار باشد و مردمان ثواب صبر در طاعت او یابند و گاه عادل باشد و منفعت او به خلق رسد و او صاحب ثواب باشد و بر رعیت شکر وجود او لازم باشد و برین تقدیر تفصیل به عادل و جایر بعد از ثبوت ظلیت الهی به معنی دوم سلطان را در غایت ملایمت باشد و فی الواقع این جواب به غایت لطیف شریف است افاده الله تعالی و ادام ظله الی یوم القیام. (مهمان نامه: ۱۷-۱۸)
توضیحات:
دیگر روزی: اضافه مقلوب، روزی دیگر.
القاء: ر. ک ص ۱۲ / س ۴
مِطرَح: اسم عربی، مورد بحث، بودن موضوعی (مسئله). (معین)
فقیر: ر. ک ص ۷ / س ۴
ابی هریره: ر. ک ص ۸ / س ۲۰
عن ابی هریره … : از ابی هریره که خداوند از او راضی باشد نقل شده، پیامبر خدا که سلام و درود خداوند بر او باد، فرموده … .
مَلهوف: صفت عربی، ستمدیده مضطر دادخواه. (منتهی)
مُنضَم: صفت عربی، منضم شدن یا ملحق شدن، در آمیختن. (لغ)
ظل الله: اسم مرکب عربی، سایه ی خدا. صفت است که شاهان را دهند ،به اصطلاح پادشاه را گویند، چه سایه ی هر شیئی صاحب اوست و حکایت می کند از ذات آن شخص پادشاه نیز همین حال را دارد به ذات الهی که انتظام مملکت به ذات اوست چنانکه انتظام وجود ممکنات به وجود باری تعالی است. (آنندراج)
حاکی: صفت عربی، نعت فعلی از حکایت. حاکی از؛ دلیل بر، حاکی از فلان امر بودن؛ انباء از آن یعنی معنی و نحوی مستنبط از آن این است. (لغ)
اَقوال: اسم عربی، ج قول، گفتارها و سخن ها. (لغ)
ذی ظلّ : اسم مرکب عربی، صاحب سایه.
لایسال عما یفعل و هم یسالون: سوره انبیاء آیه ۲۳٫ در آنچه [خدا] انجام می دهد چون و چرا راه ندارد، و[لی] آنان [=انسان ها] سوال خواهند شد.
ایذا: اسم عربی، رنج و آزار و عذاب و جور و محنت. (لغ)
اِضافَت: مصدر عربی، اضافه چیزی به چیزی. میل دادن بدان و اسناد دادن و نسبت به آن. (لغ)
تَشریف: مصدر عربی، بزرگ گردانیدن، شان و مقام دادن کسی را. (لغ)
اضافت تشریف: نوعی از اضافه که برای بزرگ گردانیدن و شأن و مقام دادن به کسی، استفاده شده است.
تَفصیل: مصدر عربی، جدا کردن. (لغ)
ملایم: ر. ک ص ۱۴ / س ۱۹
جایِر: صفت عربی، جور کننده و ستمکار . (لغ)
تَقریر: مصدر عربی، شرح و تفصیل و تعریف. (ناظم)
به انواع در صدد جواب آمدند: به شیوه های مختلف درصدد پاسخگویی آمدند
نزدیک ترین جواب های ایشان: نزدیک ترین جواب هت به پاسخ سوال
ثُبوت: مصدر عربی، ثابت شدن، تحقق. (لغ)
تأویل: مصدر عربی، تفسیر کردن، بیان کردن. (معین)
خلّد الله ظله … : پایدار بدارد خداوند سایه ی او را برای امان و گسترش دهد احسان او را بر اهل ایمان.
تحقیق: اسم مصدر عربی، حقیقت، واقعیت. (معین)

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است