شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

پس جواب جواب نباشد: پس جواب، جواب درستی نیست.
نَصّ: اسم عربی، ر.ک ص۱۱/س۱۲٫
اِفاده: مصدر عربی، فایده دادن. (منتهی)
جَواز: اسم عربی، روایی، رخصت و اجازت. (لغ)
قاتلو الذین لایومنون …‌: سوره ی توبه آیه ۹، بعد از کلمه ی قیامت، معنی بعضی از آیه ساقط شده است که باید چنین باشد: و آنچه را که خدا و رسول وی حرام کرده اند، حرام نمی شمارند. (تصحیحات مهمان نامه: ۳۵۹)
مُخَصِص: اسم فاعل،در اصطلاح اصول، امری که عام را تخصی دهد و از شمول آن بکاهد. (لغ)
مُنقاد: صفت عربی، فرمانبردار. (لغ)
اِتیان: مصدر عربی، کردن کاری را. (لغ)
و این نصی است مخصص…..اعمال نمایند: منظور این است که این آیه کلامی صریح و آشکار است برای این که خاص می کند، حکم عمومی کارزار کردن با کسانی که شهادتین نگویند و اعمال را انجام ندهند ولی جزیه پرداخت می کنند.
افاده الله تعالی: خداوند بزرگ او را بهره مند گرداند.
بغایت: ر. ک ص ۱۱ / س ۱۱
بالله التوفیق: ر. ک ص ۹ / س ۲۰
مبحث هفتم
نوبتی دیگر که عالی محفل محفوف به اعیان اکابر اطراف و مقرون به عیون علما و اشراف بود از جناب جلال حضرت خلیفه الرحمانی اشارت به القاء مبحثی از مباحث علوم و طرح مشکلی از مشکلات فنون شد. این فقیر گفتم: قال الله تعالی «یا ایها الذین آمنو اذکروالله ذکراً کثیراً و سبّحوه بکرهً و اصیلا هوالذی یصلی علیکم و ملایکته لیخرجک من الظلمات الی النور و کان بالمومنین رحیما» ترجمه می فرماید: ای آنان که ایمان آورده اید یاد کنید خدا را یاد بسیار و تسبیح گویید او رابامداد و آخر روز، حق تعالی آن کسی است که صلوه می کند بر شما یعنی رحمت بر شما می فرستد و صلوه می دهند بر شما فرشتگان او تا بیرون آورد شما را از تاریکی ها به سوی نور و هست الله تعالی به مومنان رحم کننده. این است ترجمه آیت، و علما گفته اند صلوه از حق تعالی رحمت است و از فریشتگان استغفار، چنانچه در جایی دیگر در باب فریشتگان می فرماید:«والملایکه یستغفرون لمن فی الارض» یعنی فریشتگان استغفار می کنند از برای کسانی که در زمین است پس معنی آیت این باشد که حق تعالی آن کسی است که رحمت بر شما می فرستد و فریشتگان او استغفار از برای شما می کنند تا آن رحمت و استغفار سبب آن شود که بیرون آورد حق تعالی شما را از تاریکی های کفر و ضلال به روشنی نور ایمان و طاعت. اکنون لام «لیخرجکم» یا از برای عاقبت است یا از برای تعلیل، لیکن استعمال لام از برای عاقبت مجازست و محتاج به قرینه و مجاز خلاف اصل است و اگر لام تعلیل است عطف فرموده ی و «ملایکته» ملایم نمی آید، زیرا که لام افاده ی تعلیل فعل فاعل مدخول لام می کند و صلوه ملایکه فعل الله تعالی نیست که مخرج است از ظلمات به نور، گوییا چنین می شود نظم کلام، حق تعالی آن کسی است که صلوه بر شما می فرستد و ملایکه ی او صلوه می فرستد تا بیرون آورد حق تعالی شما را از ظلمات به نور، در تعلیل اخراج را معلول فعل حق تعالی ساختن مناسب و ملایم است و فعل ملایکه را اگر در علیّت مدخل نمی دهند، غیر ملایم است و اگر مدخل می دهند معلول را که اخراج است به ملایکه نسبتی در کلام واقع نشده پس در علیّت مدخل نداشته باشد و برین تقدیر ذکر او ملایم نمی آید و این سوال مشکل است. کسی از علماء حاضرین در معرض جواب نیامد عالی حضرت خلافت پناهی خانی نیکو تأمل فرموده و بعد از اعاده ی کلام و خاطرنشانی فرمودند: نظم کلام گاهی ملایم می شود که صلوه ملایکه را در علیّت مدخل باشد و در معلول که اخراج است التفات به اثبات فعل ملایکه واقع نشده بنابر آن که صلوه ملایکه که جزو علّت است چون به امر حق تعالی است و ارادت او است، گوییا نفس فعل الله تعالی است، چنانچه گویند پادشاه و لشکر فلان مملکت را گرفتند تا مردمان را از تنگی حصار برهاند پادشاه، اکنون رهانیدن از تنگی حصار هرچند حاصل از فعل پادشاه و لشکر مجموع است فامّا لشکر چون به مدد پادشاه و امر او آن کار می کرده اند گوییا رهانیدن تمام به فعل پادشاه بوده و در آیت فرموده ی «لیخرجکم» به طریق ضمیر مفرد واقع شده، گوییا اخراج از فعل حق تعالی تنها واقع شده و فایده ی آوردن ضمیر مفرد این نکته است تا از او مستفاد گردد که فعل ملایکه فی الحقیقه از امر و ارادت حق است و بریدن تقدیر ملایمه و رعایت وضوح است وفی الواقع این معنی به غایت لطیف عمیق دقیق؛ حقیق به توصیف و تعریف است و بالله التوفیق. (مهمان نامه: ۱۴-۱۵)
توضیحات:
محفوف: ر. ک ص ۱۲ / س ۳
اَعیان: اسم عربی، ج عین، به معنی شریف و گرامی قوم. (لغ)
اَکابِر: ر. ک ص ۱۲ / س ۲
عیون: ر. ک ص ۱۴ / س ۲ (اعیان)
اِلقاء: مصدر عربی، طرح کردن مساله ی دشوار یا لغزو مانند آن. (منتهی)
مُشکل: ر. ک ص ۸ / س ۱۸
والملایکه یستغفرون لمن فی الارض: سوره شوری آیه ۵٫ (المعجم المفهرس)
صلوه: اسم عربی، درود. (لغ)
عاقبت: اسم عربی، فرجام، سرانجام. (لغ)
تَعلیل: مصدر عربی، بیان علت و سبب. (اقرب)
مجَاز: ر. ک ص ۱۰ / س ۷
قَرینه: اسم عربی، آنچه که دلیل باشد برای فهم مطلبی یا پیدا کردن مجهولی یا رسیدن به مقصدی، علامت، نشانه. (معین)
عَطف: مصدر عربی، کلمه ای را تابع کلمه ی دیگر کردن به وسیله حرف عطف. (لغ)
مُلایِم: صفت عربی، ملایم آمدن، موافق بودن، سازگار بودن. (لغ)
اِفاده: ر. ک ص ۷ / س ۱۵٫
مُخرِج: صفت عربی، بیرون آورنده. (لغ)
مَدخول: صفت عربی، داخل کرده و در آمده. داخل شده. (ناظم)
اگر لام تعلیل است عطف … : منظور این است که، اگر لام لیخرجکم، لام تعلیل بوده و معنی کلام اینچنین گردد که «به سبب این که خارج کند شما را از ظلمت به نور»، در این صورت این لام به کلمه ی ملایکه سازگار نیست، زیرا که لام تعلیل با فعل داخل شده در لام (لیخرجکم) مناسبت دارد. و درودی که ملایکه می فرستند، عمل و کار خداوند نیست. و تنها خداست که می تواند انسان را از ظلمت به نور بفرستد.
معلول: صفت عربی، آنچه از علت پدید آید، نتیجه علت. (لغ)
علیّت: مصدر جعلی عربی، علت بودن. (لغ)
مَدخَل: اسم عربی، جای در آوردن. راه در آمدن. (لغ)
در تعلیل اخراج را معلول فعل حق تعالی … : منظور این است که، اگر عمل خارج کردن از ظلمت به سمت نور را نتیجه ی فعل حق تعالی بدانیم در این صورت مناسب و سازگار است ولی در این برداشت، عمل ملایکه را در علت بودن هیچ جایگاهی نیست، بنابراین ذکر نام ملایکه مناسبتی ندارد. و اگر عمل ملایکه یعنی درود ملایکه را در این کار، مدخل و جایگاه می دهند، معلول، یعنی خارج شدن از ظلمت به نور را در کلام، به ملایکه نسبتی واقع نشده است، بنابراین ذکر نام ملایکه سازگار در نمی آید.
بر این تقدیر: ر. ک ص ۸ / س ۱۱
مَعرَض: اسم عربی، موضع، جایگاه. (لغ)

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.