فایل – شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

صُنوف: ر.ک ص ۱۱/س ۴٫
اَکابِر: اسم عربی، جِ اکبر، بزرگان (لغ)
مَقرون: صفت عربی، پیوسته (غیاث)
فقیر: ر.ک ص ۷/س۴
اِلقاء: مصدر مرکب عربی، افکندن، در افکندن (معین)
اِبقا: مصدر عربی، باقی داشتن، باقی گذاشتن (لغ)
خامه: اسم، قلم (لغ)
تَقریر: مصدر عربی، شرح و تفصیل و تعریف. (ناظم)
حدیث صحیح: ترکیب وصفی ، سید شریف گوید: صحیح حدیثی است که عدل روایت کند و لفظ آن از رکاکت خالی بود و معنی آن مخالف آیه و یا خبر متواتر ویا اجماع نباشد. (تعریفات جرجانی ). و آن بر سه قسم است :
– صحیح اعلی : و آن قسمی است که عادل و امامی بودن تمامت روات آن مستند بعلم وجدانی خود شخص بود و یا مستند به شهادت عدلین باشد.
– صحیح اوسط: و آن خبری است که عادل و امام بودن روات آن در هر طبقه و یا بعض آنها اگر چه در یک طبقه هم باشد بقول یک تن عادل مستند باشد که قول او مفید ظن بود.
– صحیح ادنی : و آن حدیثی است که عادل و امامی بودن روات آن در هر طبقه و یا بعض آن مستند به ظنون اجتهادیه و استنباطیه باشد.. (لغ)
کایِنات: اسم عربی، ج کاین، بودنی ها،‌موجودات. (لغ)
علیه افضل الصلوات و اکمل التحیّات: بر اوست برترین درودها و کامل ترین سلام ها.
مُقاتِله: اسم مصدر عربی، جنگ، نبرد. (لغ)
زَکات: اسم عربی، (اصطلاح فقه) آنچه به حکم شرع درویش و مستحق را دهند و این کار بر مسلمانان فرض است و زکات بر میوه هایی که برای خوردن عمل آورده باشند و بر میوه های دیگر (نظیر: انگور و خرما)، شتر، گاو، بز، گوسفند و حیوانات اهلی و زر و سیم و مال التجاره تعلق می گیرد و زکات هر یک از این ها را نصابی است. (لغ)
خون: حیات، زندگی، جان. (لغ)
موکول: صفت عربی، کاری که به دیگری سپرده شده باشد. (آنندراج)
مُحتَسِب: صفت عربی ، نعت فاعلی از احتساب، شمارکننده، شمارنده(منتهی)
مُرایی: صفت عربی، ریاکار. (لغ)
ناس: اسم عربی، مردمان. (لغ)
حتّی: حرف عربی، از حروف جرّ است، حتی به یکی از سه معنی آید: انتهاء غایت و این بیشتر از معانی دیگر استعمال شود، تعلیل، استثناء و به معنی الّا و این از دیگران کمتر به کار رود. (لغ)
مُستَفاد: صفت عربی، نعت مفعولی از استفاده، مستفاد شدن، برآمدن: از این جمله چنین مستفاد می شود، چنین بر می آید. (لغ)
شهادَتین: اسم عربی، دو گواهی یعنی «اشهد انَّ لا اله الا الله» و «اشهد ان محمداً رسول الله» و با گفتن این دو شهادت شخص در زمره ی مسلمانان در آید و از حقوق اسلام بهره مند گردد. (لغ)
قِتال: مصدر عربی، مقاتله، با یکدیگر کار زار کردن (لغ)
اهلِ کتاب: اسم خاص، جهودان و ترسایان. (لغ)
جِِزیه: اسم معرب، آنچه بر کافری ذمی در بلاد اسلام از خراج مقرر آید، سرانه، سرگزید. (لغ)
عصمت: اسم مصدر عربی، نگهداری، نگهبانی، محافظت. (لغ)
نفس: اسم عربی، جان. (لغ)
حَصر: مصدر عربی، قصذ، اثبات حکم برای چیزی و نفی آن از ماعدای آن. (لغ)
عاصم: صفت عربی، حفظ کننده، نگاه دارند. (منتهی)
و آن مفید حصر عصمت نیست … : منظور این است که، تنها داشتن توحید و اعتقاد به نبوت و خواندن نماز و دادن زکات باعث حفظ جان و مال نیست، بلکه دادن جزیه نیز باعث حفظ جان و مال می گردد. در نتیجه، این امر مطابقت با آیه نمی کند و حفظ جان و مال منحصر به آنچه که در آیه فرموده، نمی شود.
تارِِک: صفت عربی، ترک کننده . (لغ)
وُجوب: اسم مصدر عربی، ضرورت و لزوم. (لغ)
ممکّن: اسم فاعل، امکان یابنده، میسر. (معین)
غَزاه: اسم مصدر عربی، کشش و جنگ با دشمن دین. (لغ)
مُودا: اسم مفعول، مفاد، مفهوم. (معین)
تمکین: مصدر عربی، قبول کردن، پذیرفتن. (معین)
اِجماع: مصدر عربی، اجماع در لغت به معنی عزم و اتفاق است و در اصطلاح عبارت است از اتفاق کردن مجتهدین از امت محمد (ص) در یک عصر در خصوص امری دینی. (لغ)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.