تحقیق دانشگاهی – شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله …

طاعت آثار: صفت مرکب، آثار طاعت و فرمانبری در وجودشان پیدا بود.
کامکار: صفت مرکب، پادشاه صاحب اقبال۰(لغ)
التفات آن حضرت ….. مجدد شد: سلطان تصمیم گرفت بار دیگر آنها را ببیند.
نخست حضرت سلطان معظّم، خاقان مکّرم، ولی پادشاه عرب و عجم، صفّی خانان نامدار از خاقانان عالم، مستظهر به الطاف خداوند غفور رحمان، الملک المظفر الملقب من لسان النبوه بالمنصور، محمد تیمور سلطان، گوهر بحر وجود حضرت خلیفه الرحمن، خلّد الله ظل الوالد و الولد الی الابد به تایید دین محمد صلی الله علیه و سلم، و این حضرت فرمان فرمای تخت سمرقند بهشت مانند است، به شرف ملازمت حضرت خلیفه الرحمانی رسید آثار اشفاق پادشاهی با آن برگزیده عالم بمرتبه ای ظهور یافت که مردم از حقیقت تربیت آباء علوی نسبت با اشرف مواد یاد کردند. (مهمان نامه:۳)
توضیحات :
خاقان: ر.ک ص ۱/س ۹
مکرّم : صفت عربی، گرامی، معظم. (لغ)
وَلیّ : صفت عربی، صاحب، خداوند، (معین)
عَجَم: اسم خاص، ایران و توران ومردم غیر عرب را نیز عجم گویند. (لغ)
صَفیّ: صفت عربی، برگزیده (لغ)
مُستَظهَر: صفت عربی، نعت مفعولی از استظهار، پشت گرم، تکیه کرده بر یاری کسی (لغ)
الملک…. پادشاه پیروز لقب گرفته از زبان پیامبر به نام منصور.
گوهر بحر وجود حضرت خلیفه الرحمن: منظور فرزند محمد خان شیبانی.
بحر وجود: اضافه تشبیهی.
خلد الله……. خداوند سایه پدر و فرزند را تا ابد پایدار بدارد.
تخت : اسم، شهر و مقر سلطنت، پایتخت. (لغ)
سمرقند: اسم خاص، شهری بزرگ و آبادان است و با نعمت بسیار وجای بازرگانان همه‌ی جهان است واو را شهرستان است و قهندز است و ربض است و …. و رود بخارا بر در شهر سمرقند بگذرد(حدود العالم: ۱۰۷)
ملازَمَت: مصدر عربی، پیوسته بودن به جایی یا نزدکسی. (لغ)
اِشفاق : مصدر عربی، مهربانی کردن، (منتهی)
آباء علوی: اسم مرکب عربی، افلاک و ستارگان، سبعه سیاره (لغ)
اشرف مواد: با توجه به سیاق جمله، شاید منظور اشرف موالید بوده است. زیرا از تأثیر آباء علوی بر امهات سفلی موالید ثلاثه به وجود آیند. موالید ثلاثه ، جماد و نبات و حیوان است. وانسان جزء حیوان است. پس اشرف موالید انسان است.
آثار اشفاق پادشاهی با…..: مهربانی پادشاه با محمد تیمور سلطان آن قدر زیاد بود که مردم را به یاد رابطه و تأثیر آباء علوی بر انسان اندخت. و رابطه ی پدر و فرزندی را تداعی کرد.
.
دیگر حضرت سلطان معظم، ملک مکرّم، نامدار عالم، مظهر حلم وعلم و کرم، سلطان کوجم رسید و حضرت خان عالی مکان را از ملاقات سلطان عرق مهربانی عم در حرکت آمد و تعظیم خویش قریب که مقتضای صله ی رحم است با خدمت سلطان به ظهور آوردند و این سلطان حاکم و نافذفرمان جمیع بلاد ترکستان بود. (مهمان نامه:۳)
توضیحات:
مکرم: ر.ک ص ۳/س۳
حِلم: اسم مصدر عربی، بردباری. (لغ)
کوجم: این نام در تاریخ الفی به صورت کوچوم خان و کوچم خان ضبط شده است ( و در ماوراءالنهر در این سال کوچم خان به خانی موسوم بود اما مدار مهمات ملک و مال بر عبیدالله سلطان بود.(تتوی،۱۳۷۸:ص۳۶۵)
عِرق: اسم عربی، رگ. اصل و بن هر چیزی(منتهی) نژاد ،ریشه.
عَمّ:اسم عربی، برادر پدر. (لغ)
خویش قریب: خویشاوند نزدیک.
مُقتَضا: صفت عربی، لازم، لازمه، (معین)
صله رحم: ر.ک ص ۳/س۱
نافذ فرمان: صفت مرکب عربی، کسی که امر وی روان و مطاع است. فرمانروا. (لغ)
بلاد: اسم عربی، ج بلده، شهرها(لغ)
ترکستان: اسم خاص،ترکستان روس . قسمت اعظم این منطقه در قدیم بنام سرزمین تور‚ توران و خوارزم معروف بود که امروز بین افغانستان و شمال شرقی ایران و قزاقستان روس و ترکستان شرقی و مغولستان خارجی قرار دارد. و جمهوری های ترکمنستان وازبکستان در این ناحیه است . رود سیحون و جیحون در آن جاری است و در حقیقت می توان آنرا حوضه دریاچه ارال و دو رود یاد شده دانست . قسمت شمال غربی این سرزمین را پیش از مغول ترکستان و قسمت جنوب شرقی آنرا فرغانه می نامیدند.(لغ)
دیگر حضرت سلطان شجاعت آثار، نجابت شعار، ملک نامدار، پادشاه جلیل المقدار، سونج خواجه سلطان که بحر وجود حضرت خاقان جهان، قاآن زمان، خان بزرگ ابوالخیر خان مجرای این نهر سعادت آثار است و تخت تاشکند وتوابع، آن حضرت را در قبضه ی حکم و اقتدار است .(مهمان نامه:۳)
توضیحات :
شِعار: اسم عربی، جامه ای که در زیر جامه دیگر پوشند، کنایه از باطن(لغ)