پژوهش – شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن روزبهان …

گلستان بدن : اضافه تشبیهی .
اولی الابصار: صفت مرکب عربی، بینادلان ، خداوندان بینش. (لغ)
عَین: اسم عربی، زر و طلای مسکوک. (لغ)
صُفرت: اسم مصدر عربی، زردی (لغ)
حُمرَت گون: صفت مرکب عربی، سرخی، سرخ رنگ. (لغ)
در گلستان بدن نرگسی شکفته: چشمم آنچنان زرد شد که همه ی مردم متحیر شدند و از تاثیر زردی آن صورتم هم نیز زرد گشت.
عَرَض: ر.ک. ص ۱۳۴/س۶
مصبوغ: صفت عربی، رنگ کرده شده(لغ)
زردی چشم نرگس بیمار…: علت اینکه همیشه چشم نرگس بیدار است وجود زردی در چشمش هست، پس من که تمام وجودم را زردی فراگرفته، خوابم به فنا و عدم سفر کرده است.
(بیت دارای ارایه ی موقوف المعانی است)
فی الحال که نزول آن منزل اتفاق افتاد آوازه کوچ به صوب مملکت قزّاق افتاد، نفیر کوچ نفرت در خاطر افکند و صدای او همچو صور تن مرده را به عوض نزول در تحت قبور مبتلا به حلول بر فوق ستور گردانید. علی القصه سوار شدیم و آن شب بدان قاق شکسته رسیدیم که شمه ی از شرح آن سبق ذکر یافت و روز سیوم از بحر سیحون بر روی یخ عبور کردیم سبحان الله گاهی در دارالسلطنه هرات حمیت عین الحوادث و الافات در خاطر عبور می کرد که اگر اتفاق سیر به طرف ماوراء النهر افتد غایت سیر ان باشد که از جیحون عبره کنیم، کجا در خاطر خطور در ضمیر عبور می کرد که در کمال شدت مرض بر روی یخ از سیحون عبور و مرور واقع شود و درین معنی گاهی این بیت در خاطر می گذشت.
بیت

غایت سیرست گفتم گرز جیحون بگذرم من چه دانستم به روی یخ زسیحون بگذرم

در ین روز که از سیحون عبور افتاد به موجبی که شرح آن سابقاً سمت گزارش یافته خیام وافرالاحتشام اردویه ی همایون بر ساحل سیحون برافراشته بودند و قبه- ی حشمت خلافت به اوج مهر و ماه رسیده بود.
با وجودکمال شوق به دیدار جان بخش حضرت خلیفه الرحمانی اصلا ماسکه جلوس در خود نمی یافت تا به عزّ جلوس محفل همایون مشرف شود و الحق از مقربان حضرت و اخون جانی استماع افتاد که در آن روز عبور از سیحون حضرت اعلی خلافت پناه چند نوبت حال این ضعیف پرسیده و تفقد فرموده، اظهار غمخوارگی و ملالت جهت مرض و بازماندگی این بیچاره فرموده بودند.
بیت

ترا رسد که بپرسی تن ضعیف مرا که دلنواز غریبان جز آشنا نبود

(مهمان نامه: ۱۳۸-۱۳۹)
توضیحات
فی الحال: ر.ک.ص۸۷/س۱۷
نزول: ر.ک.ص۸۸/س۲۲
صوب: ر.ک.ص ۱۰۸/س۱
علی القصه: قید مرکب عربی، باری، به هرحال(لغ)
قاق شکسته: منظور شکاف قاق است، برای معنی قاق ر.ک.ص۱۰۸/س۱۶٫
سَبق: مصدر عربی، پیشی گرفتن (لغ) سبق ذکر: مصدر مرکب عربی، سابقه ی ذکر و بیان شدن.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.