دسترسی به منابع مقالات : شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

فَرسَخ: اسم معرّب، فرسنگ و آن مسافت سه میل باشد که دوازده فرار گز یا ده هزار گز شود. (لغ) فرسخی منظور تقریبا یک فرسخ.
جَلّ و علا: صفت مرکب،بزرگ است و بلند است [خدای] (معین)
غَرابَت: مصدر عربی، شگفتی.(لغ)
عَداد: اسم عربی، شمار ، شماره(لغ)
در عداد: در شمار، در ردیف، در زمره. (لغ)
خَوارِق عادت: اسم مرکب عربی، افعالی که خلاف عادات است (لغ)
مردمان را مشاهد شد: مردم دیدند و مشاهده کردند.
شیر شتر: ر.ک ص ۱/س۱۲
چه: قید تعجب، خصوصا.(لغ)
دوغ از حیوان کشیدن: جایی دیده نشد ولی ظاهرا به معنی «دمار از روزگار برآوردن» یا «پوست از کله کشیدن» و نظایر آنهاست. (پاورقی مهمان نامه:۲)
همگنان: ضمیر مبهم مرکب همه و مجموع. (لغ)
اَبدان: اسم عربی ، ج بدن، تن ها، (لغ)
دیده در برف سفید و…..خشک ماند: به علت زیادی برف و سفید گشتن همه جا، دیده ها روشن گشته و از تعجب ، توان حرکت نداشتند.
این فقیر: منظور نویسنده کتاب مهمان نامه (فضل الله بن روزبهان خنجی) می باشد.
فیض: اسم عربی، بخشش، عطا. (لغ)
بوستان فیض: اضافه تشبیهی .
شکوفه سعادت: اضافه تشبیهی .
فایِز: مصدر عربی، رستگار. (لغ)
فاتِر: صفت عربی، سست ، زبون و ناتوان. (لغ)
انتظام یافتن: مصدر مرکب ، مرتب و منظم گشتن(لغ)
اِرتِسام یافتن : مصدر مرکب، نقش گرفتن صورت پذیر شدن (غیاث)
شیر شتر: ر.ک ص ۱/س۱۲
کَرامات: اسم عربی: چیزهای عجیب و خارق عادت که از بعضی مردمان بزرگ گاه گاه صدور یابد. (لغ)
برجا کردن : فعل مرکب ، برجای داشتن، برقرار ساختن(معین)
مَکرُمَت: اسم مصدر عربی، بزرگواری، کرم، نواخت. (لغ)
حضرت خان به ره : جناب خان در راه بیابان شیر شتر با انجام دادن کارهای خارق العاده و عجیب، جوانمردی و بزرگواری زیادی نمود.
سحاب: ر.ک ص ۲/س۶
فیض: ر.ک ص ۲/۱۱
روغن در شیر شتر: با توجه به سیاق جمله به نظر می رسد که نویسنده می خواسته این را بگوید که ، چون چربی در شیر شتر کم است آمدن برف در آن بادیه مانند روغن در شیر شتر کمیاب و عجیب بود.
چون حضرت خلیفه الرحمان و امام الزمان خلد الله خلافته فی دوام الاحسان به دارالملک بخارا نزول اجلال فرمودند. نظر التفات به حال فقرا و ضعفا برگشوده و قدر و پایه ارباب بخارا را به التفاتات خاصه از اهل عالم برفزوده جهت رعایت صله ی رحم ، التفات آن حضرت به جمع اولاد و اقربا از حضرات سلاطین نامدار که هر یک سلطان کامکار صاحب فرمان طاعت آثار بودند مجدد شد. (مهمان نامه: ۲-۳)
توضیحات:
خلّد الله: ….: خداوند جانشینی او را در دوام نیکی پایدار بدارد.
دارالملک: اسم مرکب عربی، کرسی مملکت و پایتخت. (لغ)
بخارا: ر.ک ص ۱/س۵
نزول فرمودن: مصدر مرکب، فرود آمدن، منزل کردن، (لغ)
نزول اجلال فرمودن: بزرگوارانه فرود آمدند و منزل کردند.
اِلتِفات: مصدر عربی، اکرام. (معین)
صِلِه‌ی رَحِم: ترکیب اضافی، اسم مرکب، محبت و سلوک داشتن با خویش و اقرباء. (آنندراج)
اَقرِبا: اسم عربی، ج قریب که به معنی خویشاوند است. (لغ)