جستجوی مقالات فارسی – شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

ریگ:اسم، ریگستان(لغ)
شیر شتر: بیابانی است بین چهار جوی ومرو (پاورقی مهمان نامه:۱)
تخمیناً: قید عربی، کمابیش . نزدیک. (لغ)
خیل: اسم عربی، لشکر، سپاه، گروه سواران. (غیاث)
همایون: مبارک، خجسته، میمون، غالبا برای شاه و گاه وزیر آید. (معین) منظور محمد خان شیبانی است.
سایِر: اسم عربی،دیگر،باقی. (لغ)
فلات: اسم عربی، بیابان بی آب، صحرای وسیع و فراخ. (لغ)
محفوف به تأیید…. : در حالیه غرق در تایید و قبول پروردگار و پیوسته و همراه با لشکریانی بی نهایت بودند.
مَظنّه: موضع ظن یا جای گمان بردن. (لغ)
مظنّه تباهی: گمان و ظن تباه شدن و مردن وجود دارد.
بَلحرف عربی: هرگاه پیش از جمله ای بیاید حرف ابتداء باشد و مفهوم آن باطل کردن معنی ما قبل خود است. (لغ)
اِفساد: اسم مصدر عربی، تباهی(لغ)
بَل البتّه: بلکه به طور قطع و یقین ،موجب مرگ و تباهی می گردد.
جماعتی جانبازان که دوری آن حضرت را اشدّ عذابها دانند و فرقت خدمت را سرمایهی هر زحمت و الم خوانند، سر در رکاب همایون نهاده و قدم در قطع راه بی پایان گشاده، چون فرسخی راه یا بیشتر روان شدند حضرت حق جلّ و علا از سحاب عنایت برف شگرف عطا فرمود و لشکر به راحت تمام در کنف عافیت پناهیدند و درعین صحت وسلامت به بخارا رسیدند. چون این امر که از غرابت در عَداد خوارق عادت می تواند بود مردمان را مشاهد شد، چه دربیابان شیر شتر که دوغ از حیوان
می کشد برفی همچو روغن را مایه تسکین ابدان لشکر ساختند. همگنان را دیده در برف سفید و از تعجب دست و پا خشک ماند.

این فقیر از بوستان فیض غیب بدین شکوفه سعادت فایز شدم و این قطعه در خاطر فاتر صورت انتظام و نقش ارتسام یافت .اما
قطعه

حضرت خان به ره بادیه شیر شتر
شد روان جانب آن بادیه مانند سحاب
بهرتسکین تن تشنه لبان گوئی برف
از کرامات عجب مکرمتی برجا کرد
فیض رحمت زخدا جست و عطا باما کرد
روغنی بود که در شیر شتر پیدا کرد

توضیحات:
جانبازان: نعت فاعلی مرکب، کسی که با جان خود بازی کند و آن را درمعرض خطر اندازد. (لغ)
اَشَدّ: نعت تفضیلی عربی، سخت تر، شدیدتر(لغ)
فُرقَت: اسم مصدر عربی، جدایی و مفارقت . (لغ)
رِکاب: اسم عربی، حلقه آهنی که بر دو سوی زین آویخته است و سوار پای در آن حلقه استوار کند. (لغ)
همایون: ر.ک ص۱/س۱۴ منظور محمدخان شیبانی.
سر در رکاب کسی نهادن : همراه و ملازم او بودن، مطیع او بودن، در خدمت او بودن (لغ)
قطع: ر.ک ص ۱/س۱۳
قَدَم گُشادن:مصدر مرکب، قدم کشیدن، کنایه از راه رفتن . (لغ)

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir