منابع مقالات علمی : شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

کسر: ر.ک ص۱۱۰/س۱۵
اولاغان و پرتال و احمال و اثقال: ر.ک ص ۱۱۳
لُجّه: ر.ک .ص ۱۱۴/س۵٫
لجّه بلا: اضافه تشبیهی
والتوفیق من الله الاحد: ر.ک ص۶۱/ س۱۵٫
۳-۱۸-ذکر عبور حضرت همایون بریخ از نهر سیحون و جمع آمدن سلاطین دولت افزون
روز دوشنبه بیست و هشتم شهر شوال عبور حضرت اعلی خاقانی از نهر سیحون اتفاق افتاد و کیفیت عبور آنحضرت چنان بود که چون سه روز قبل از روز عبور هنگام عصر در کنار قاق که آن حضرت با اندکی مردم عبور فرمودند، اکثر عساکر در عزّ مراکبت و شرف مرافقت آن حضرت آیت حرمان خوانده و سمند تحیر در مضمار سرگردانی رانده، چنانچه شمه ی از آن سمت گزارش پذیرفت، آن حضرت با بعضی از خواص ایکچیان و چهره ها ازقاق عبور فرمودندو چون معبر بغایت تنگ و خطرناک بود و اگر عساکر میل عبور کردندی شایستی که کم کسی طریق نجات سپردی و جان از اهوال آن گرداب بیرون بردی، هر آینه امراء عظام با اکثر عساکر نصرت فرجام از آن معبر بازگشته، از دیگر طرق برحسب آنچه مذکور شد عبور کردند و مرکب همایون حضرت اعلی خاقانی روز دیگر بامداد ازان طرف آب کوچ کرده در طلب معبر اطراف و اکناف بحر و برّ را پیمودند و به نفس شریف در اقاصی آن جنگلستان تردد عنیف فرموده چند نوبت محل عبور پیدا کردند و هر نوبت از سمند گردون نورد فرود آمده بر روی یخ پیاده روان شدند و چون هر نوبت معبر را لایق عبور لشکر نمی دانستند به واسطه رخنه یا کسری که در اطراف آن بود به طرفی دیگر مایل شده به جست و جوی راه عبور همراه صبا و دبور در مضایق مداخل آن نیستان که از شدت اشتباک و کثرت التفاف زمین درو پیدا نبود و طرق دخول اصلا هویدا نه، سمند باد مانند می راندند و چون وصل به ساحل مراد میسر نمی شد دست اجتهاد از دامن طلب نداشته معاودت می فرمودند و باز راهی دیگر پیش گرفته وظایف جدّ و اجتهاد و لوازم سعی در طلب مراد تقدیم می فرمودند. (مهمان نامه: ۱۲۱)
توضیحات:
نهر سیحون: ر.ک. ص۸۵/ س۱۳
قاق: ر.ک.ص۱۰۸/س۱۶
شهر شوال: ر.ک.ص۱/س۳٫
عساکر: ر.ک.ص۵۵/س۲۱٫
مراکبت: ر.ک.ص۷۶/س۲۰
مرافقت: ر.ک.ص۱۱۹/س۷
حِرمان: اسم مصدر عربی، نومیدی. (لغ)
سمند:ر.ک.ص۱۰۹/س۱۴٫
سمند تحیّر: اضافه تشبیهی
مِضمار: اسم عربی، میدان،تاختگاه. (لغ)
مضمار سرگردانی: اضافه تشبیهی
ایکچیان: ر.ک.ص۱۰۸/س۱۸٫
چهره ها: ر.ک.ص ۱۰۸/س۱۹٫
معبر: ر.ک.ص۱۰۸/س۹
بغایت: ر.ک.ص۶۵/س۱۰٫
اَهوال: اسم عربی، ج هول، به معنی ترس و کار بیمناک که راه آن دریافتن نشود (لغ)
هر اینه: ر.ک.ص۳۷/س۱۶٫
عظام: ر.ک.ص۱۱۸/س۴٫
موکب همایون : و.ک.ص۴۵/س۸٫
اکناف: ر.ک.ص۸۷/س۴
بَرّ: اسم عربی، دشت،مقابل بحر. (لغ)
اَقاصی: صفت عربی، جِ اقصی، جای دور. (لغ) عنیف: ر.ک.ص۱۱۰/س۲٫
کسر: ر.ک ص۱۱۵/س۱۹٫
اِشتباک: مصدر عربی، بهم در رفتن شاخهای درخت و مثل آن. (لغ)
التفاف: ر.ک.ص۱۱۰/س۱۲٫
طریق: ر.ک.ص۱۰۹/س۱۲٫
ساحل مراد: اضافه تشبیهی
اجتهاد: ر.ک ص۷۲/س۲٫
دست اجتهاد: اضافه افتراقی
معاودت فرمودن: ر.ک ص۸۷/س۲۲٫
تا آخر این معبر در دست فوز و ظفر ایشان فتاد و خود به ذات اقدس اولاً پیاده شده قبل از همه مردم عصا در دست عبور فرمودند و انحا و ارجاء آن معبر را به دیده تبصّر و تدبّر ملاحظه وافیه و مشاهده کافیه فرموده عساکر گردون مآثر را به عبور از آن معبر مأمور ساختند و چاشتگاه همان روز مصحوب جنود امداد الهی و محفوف به انواع الطاف نامتناهی به ساحل مراد رسیدند و فراشان چابک دست قبّه ی خلافت را بر آن طرف بحر سیحون برافراختند و بنای رفیع دولت را در مبادی مملکت قزّاق، اساس سعادت انداختند واز عساکر منصوره هر کس که قدرت داشت و پیشتر از دیگران به کنار آب رسیده بود قبل از شکستن یخ و باطل گشتن معبر، به أمن و حضور و سلامت و سرور عبور نمود و دیگران از دیگر معابر عبور کردند و بقیه آن روز تمامی عساکر خاصّه همایون از هر طرف عبور نمودند وروز دیگر عساکر شوکت مآثر حضرت سلطنت پناهی محمد تیمور سلطان که عدد ایشان از اوراق اشجار و قطرات امطار افزون بود در عبور شروع نموده،تمامی ایشان در دو روز گذشتند و بر ساحل سیحون قباب حشمت و خیام عظمت برافراخته، طنطنه کوس مردی و جلادت و صدای نفیر دولت و سعادت در اطراف این قبه نیلگون انداختند و درین یورت سلاطین عظیم الشأن ترکستان و تاشکند و اندجان و امراء بلادخجند و شاهرخیه و سایر نواحی به عزّ لحوق اردویه ی همایون مشرف شدند. (مهمان نامه ۱۲۱-۱۲۲)