فایل دانشگاهی – شرح دشواری های کتاب مهمان نامه ی بخارا نوشته فضل الله بن …

مُرافِقت: اسم مصدر عربی، رفاقت، همگامی،همراهی. (منتهی)
شَوامِخ: صفت عربیف ج شامخه، جبالٌ شوامخ؛ کوههای بلند. (منتهی)
ملاست: ر.ک.ص۱۱۴/س۱۲٫
سَوارِه: قید ، سوار بر اسب
هر آینه: ر.ک.ص۳۷/س۱۶٫
حفیظ: اسم خاص، نامی است از نامهای خدای باریتعالی، نگهبان، نگهدار (لغ)
عَلیم: اسم خاص، یکی از صفات خداوند عالم جلّ شأنه است، آنکه علمش محیط بر جمیع اشیاء باشد. (لغ)
و جاوزنا ببنی اسرائیل البحر: قسمتی از آیه‌ی ۹۰ سوره یونس، و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم.
اِسعاد: اسم مصدر عربی، یاوری و مساعدت (لغ)
بغایت: ر.ک ص۶۵/ س۱۰٫
ذاتُ الصدر: اسم مرکب عربی، و رمی است در پرده سینه یا گردآمدن ریم است در فضای سینه (لغ)
حِلیه: اسم عربی، زیور، آرایش(لغ)
عاطِل: صفت عربی، تهی، فارغ. (لغ)
فَصد: مصدر عربی، شکافتن رگ بیمار. (لغ)
قطع کردن: ر.ک ص۱۰۸/س۹
ثِقل: اسم مصدر عربی، گرانی،سنگینی. (لغ)
مُنغَمِس: صفت عربی، غوطه ور، فرورفته. (لغ)
صَریح: صفت عربی، ظاهر و آشکار. (لغ)
معاینه: ر.ک ص۱۱۷/ س۸٫
چشم امید: اضافه اقترانی.
لطیفه: اسم عربی، لطیفه عبارت است از نکته‌ ای که مر آن را در نفوس تاثیری باشد به نحوی که موجب انشراح صدر وانبساط قلب گردد. (لغ)
رفتار: حاصل بالمصدر رفتن. (لغ)
نقطه وجود: اضافه تشبیهی.
مُحیط: اسم عربی، خطی که احاطه دارد به سطح دائره، پیرامون. (لغ)
مَخافات: مصدر عربی، جِ مخافت، خوف وترسیدن. (لغ)
فاذا رکبوا فی الفلک دعو الله مخلصین له الدین: آیه ۶۵ سوره عنکبوت ، و هنگامی که برکشتی سوار می شوند، خدا را پاکدلانه می خوانند.
دست دعا: اضافه افتراقی.
چشم امید: اضافه افتراقی
دَر وقت: قید مرکب، فوراً، علی الفور، بلافاصله. (لغ)
فلمّا نجّاهم الی البرّ: قسمتی از آیه‌ی ۳۲ سوره لقمان، و [لی] چون نجاتشان داد و به خشکی رساند.
بارِقَه: صفت عربی، چیزی که درخشنده باشد ومجازاً به معنی روشنی و درخشندگی، چه بارقه مأخوذ از بروق است که به معنی درخشیدن است. (آنندراج)
بارقه عنایت و شارقه هدایت: اضافه تشبیهی هستند.
شارِقه: صفت عربی، چیزی روشن. (منتهی)
وَثیق: صفت عربی، استوار و محکم. (لغ)
یأجوج: اسم خاص، یأجوج و مأجوج نامهایی که در تورات به صورت جورج و مأجوج ودر داستانهای اسرائیلی و فولکلورها به صور گوناگون وارد شده است. مقصود از آنها، اغلب اقوام وحشی ساکن دشتهای شمال شرقی برّ قدیم بوده است که پیوسته به طرف جنوب هجوم می بردند و اسباب خطر بودند، و همین امر باعث شد که ذوالقرنین یا کورش سدی آهنین برگذرگاه هجوم ایشان بسازد. (مصاحب)
یأجوج امواج: اضافه تشبیهی
تَتَّمَّه : اسم عربی، بقیه و اخر هر چیز(لغ)
عساکر: ر.کص۵۵/س۲۱ اردو: ر.ک ص۱۰۸/س۶٫
اَقَلَّ: نعت تفضیلی عربی، کمتر و اندک تر (لغ)