روانشناسی با موضوع معنا و مفهوم خلاقیت

در کل تفکر و کارکرد خلاق نسبت به ایده ها و تجارب قبلی بشری نو شمرده شده ، عامل تغییر بوده و   باید به حال آدم و جامعه هم به درد بخور باشه مانندایدهای جدید، ابتکارات ،اختراعات و اکتشافات . معنی خلاقیت یعنی توانائی یا قدرت ذهنی یا بدنی واسه ساختن یا بازسازی واقیت طوری منحصربه فرد(دافی،برنادت،،۱۳۸۰ص۳۸).ماکس ورتایمر روانشناس گشتالت عبارت مناسب تفکر آفرینشی رو اولین بار ایجاد وآنرا تفکری توصیف کرد که واقعا به چیزی به درد بخور  میرسه( برونو ،۱۳۷۰،ص۸۲). تورنس تفکرخلاق رو به حاصل وقوع انفجارات بینش داخلی افراد تعبیر می کنه( تورنس ، ۱۹۷۹، ص۲۴)اورت شوستروم (۱۹۶۷) نویسنده کتاب مشهور”روانشناسی آدم سطله جو ” رفتارخلاقانه رو یه رفتار خودمون ساز در عین حال سلطه جویانه می شمارد و میگه ” من رفتار خلاقه رو یه رفتار خودمون ساز ، تعریف می کنم . رفتار خودمون ساز یه جور رفتار سلطه جویانه س که به صورت خلاقه تری ظاهر می شه . هممون سلطه جو هستیم اما به جای اینکه رفتار سلطه جویانه خود رو رانده کنیم ، باید اونو تغییرداده و به رفتار خودمون ساز تبدیل کنیم ( سرمد ، ۱۳۶۲، ص ۲۵). کالهون (۱۹۶۱) خلاقیت رو دارای وجود ذاتا عاطفی دونسته و اونو فرآیندی می شمارد که طی اون فرد خلاق عناصر غیرمنطقی و احساسی رو به عناصر عقلی و آگاهانه تبدیل کنه .

روانشناسی

 

تعریف خلاقیت

خلاقیت

مثل هر معنی نظری و انسانی دیگه ، تعریف خلاقیت هم پیرو گرایشات و برداشتای شخصی و مکتبی صاحبنظرانه که در کل مشابه به نظر می رسن. بمنظور جلوگیری از طولانی شدن بحث ، ذیلا به گفتن تعاریف خلاصه چند تن از مشاهیر زمینه تحقیقات و منابع علمی خلاقیت اشاره می شه.

  • فرهنگ توصیفی اصطلاحات روانشناسی: “تفکرخلاق تفکریه که مشخصه اصلی اون توانائی کنارگذاشتن فرضای غیرلازم و زایش افکاراصیله “(برونو،۱۳۷۰،ص ۸۲)
  • استیفن رابینز( ۱۹۹۱): “خلاقیت به معنی ترکیب ایده ها تو یه روش منحصر به فرد یا ایجاد ترتیب بین ایده هاست “(خواهان زاده و انوری ، ۱۳۷۵، ص ۲)
  • استین ، پارنس و هاردینگ (۱۹۶۲): “خلاقیت همون چیزیه که به ایجاد یه کار جدید منجر می شه ، که در وقتی به عنوان یه چیز قابل دفاع یا به درد بخور یا خشنود کننده مورد قبول گروه زیادی قرار گیرد” .
  • مدنیک( ۱۹۶۲): “خلاقیت عبارت از سازمان دادن به عناصر همخوانده به صورت ترکیبهای جدیدیه که به خواسته های خاص جواب میدن یا اینکه به شکلی به درد بخور هستن ” .
  • فاکس( ۱۹۶۶):” پروسه خلاق به هر نوع پروسه تفکری می گن که موضوع رو به روش به درد بخور و تازه حل کنه”.
  • هورلاک ( ۱۹۸۲): “خلاقیت در واقع همون شکل کنترل شده تخیله که منتهی انگار ایجاد و نوآوری می شه”.
  • استرنبرگ(۱۹۸۹): ” خلاقیت ترکیبی از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده رو قادر می سازه خارج از یافته های تفکر غیرمنطقی به یافته های متفاوت و تولید کننده فکر کنه که حاصل اون رضایت شخصی و شاید خوشحالی بقیه میشه”( کفایت ، ۱۳۷۳، ص ۶۲و ۶۳).
  • لوتانز (۱۹۹۲): “خلاقیت به وجود آوردن ترکیبی از اندیشه ها و رهیافتای افراد و یا گروه ها تو یه روش جدید، است”(انوری ، ۲۰۰۷، ص ۲).
  • فرانکن (۲۰۰۵): “خلاقیت راه و روش خلق یا تشخیص ایده ها و احتمالاتیه که در حل مسئله یا در ارتباطات انسانی و سرگرم کردن خود و بقیه خوبه”ایشون اضافه می کنه که واسه خلاق بودن ، افراد باید بتونن که مسائل رو از دیدی تازه نگاه کنن ، احتمالات و جایگزینهای تازه بوجود بیارن ( همتی ، ۱۳۸۷، ص ۹).
  • هالپرن:خلاقیت توانائی شکل دادن به ترکیب تازه ای از نظرات یا ایده ها واسه رسیدن به یه نیاز یا تحقق یه هدفه”( سایت فکر نو ، به نقل از نگین برات ، ۱۳۸۲،ص ۱)
  • تورنس (۱۹۷۳): “خلاقیت یعنی حساسیت به مسائل ، کمبودها ، مشکلات و خطاهای موجود در علم ، حدس زدن ، تشکیل فرضیه هایی در باره این کمبودها ، ارزشیابی و آزمایش این حدسها و فرضیه ها و شاید اصلاح و آزمودن دوباره اونا و در آخر نتیجه گیری “. تورنس که تحت تاثیر چهارچوب نظری گیلفورده خلاقیت رو مرکب از چهار عامل اصلی می دونن :
  • مشکلات

  • سیالی : توانائی تولید تعداد زیادی ایده به شکل تصویر با فرض جواب و عقیده در مورد اون .
  • ابتکار : توانائی تولید ایده هایی که از ایده های عادی و عادی فرق داره .
  • ایده

  • انعطاف پذیری : توانائی تولید شکل های جور واجور جورواجور و جور واجور ایده ها به شکل تصویر وارائه راه حلهای نو.
  • گسترش : توانائی اضافه کردن جزئیات یا تکمیل ایده های تصویری( کفایت ، ۱۳۷۳، ص ۶۹).

به زبون ساده  میشه گفت : “خلاقیت یعنی استفاده توانائیهای ذهنی واسه ایجاد یه فکر یا معنی جدید “.از مضامین بکار گرفته شده در تعاریف فوق اینجور  برمیاد که اول اینکه  وجود خلاقیت به چگونگی تفکر آدم و نتیجه اون بستگی داره و دوم اینکه شامل پیدا کردن راه ها و روشای  جدید و موثر       هستش. پس بدون وجود سه ویژگی اساسی:

۱- ذهنی بودن 

۲- نوبودن

۳- موثر بودن

نمیشه لفظ خلاقیت رو بر یه پروسه و فعالیت ذهنی و یا کارکرد گفته کرد .

درحقیقت ، از اون چیزی که ما  به عنوان خلاقیت و تفکر خلاق ازآن  نام می بریم شامل یه پروسه ذهنی و نتیجه نوع فکرانسانه یعنی چیزی که  چگونگی  فعالیت فکری فرد و نتیجه اون هستش بعبارتی خلاقیت تفکریه که شامل نگاه نو و ایده های بکره. کاملا معلومه خلاقیت مثل هر معنی دیگه ذهنی ، تعاریف مختلفی از اصطلاح خلاقیت ارائه شده. پیچیدگی و سختی شناخت وجود ، تعریف و کارکرد خلاقیت ، بیشتر به وجود اومده توسط وجود غامض کنشهای مغزیه.

 

[۱] – Webster

[۲] – Sillamy

[۴] – Evertt Shostrom

[۵] – Man ‘the  manipulator

[۶] – Creativity

[۷] – Stephen Robbins

[۸] – Steine ‘ Parnes & Harding

 

[۹] – Mednick

[۱۰] – Fox

[۱۱] – Hulark

[۱۲]- Fluency

[۱۳] – Originality

[۱۴] – Flexibility

[۱۵] – Elaboration

[۱۶] – Mental

[۱۷] – New ( Inoovative)

[۱۸] – Effective

[۱۹] – Creative thinking