مقالات و پایان نامه ها

دیدگاه مرتبط با تعویض حسابرس؛پایان نامه درباره کیفیت حسابداری

 

دیدگاه‌های مرتبط با الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس

دیدگاه موافقان الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس

موافقان الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس اغلب از سه دلیل زیر برای توجیه دیدگاه خود استفاده می‌کنند:

الف) نزدیکی بیش از حد به مدیریت:قانون گذاران و افکار عمومی بر این باور هستند که رابطه‌یطولانی حسابرس با صاحبکار باعث ایجاد سطحی از نزدیکی بین این دو می‌شود که این موضوع استقلال حسابرس را خدشه دار کرده و کیفیت حسابرسی را کاهش می‌دهد. در سال ۱۹۸۵ ریچارد شلبی[۱]،نماینده‌ی کنگرهی آمریکا، این سؤال را مطرح کرد که وقتی یک موسسه‌ای حسابرسی کارکنان خود را برای مدت زیادی مانند ۱۰، ۲۰ یا ۳۰ سال در یک شرکت مستقر می‌کند، چگونه می‌توان انتظار داشت که این موسسه، مستقل باقی بماند؟

ماهیت کار حسابرسی به صورتی است که ارتباط روزانه‌ی حسابرس با مدیریت شرکت مورد رسیدگی را ایجاب می‌کند. رابطه‌ی بلند مدت حسابرسصاحبکار ممکن است باعث نزدیکی بیش از حد حسابرس با مدیریت صاحبکار شده و موجب به وجود آمدن یک رابطه‌ی صمیمانه بین این دو شود. این رابطه‌ی صمیمانه ممکن است به کوتاه آمدن حسابرس در اختلاف نظرهای پیش آمده در حین کار حسابرسی یا حتی تبانی بین حسابرس و مدیریت صاحبکار شود.تجربه‌یرابطه‌ی شرکت انرون[۲]و موسسه‌ای حسابرسی آرتور اندرسون[۳]مثال خوبی برای نزدیکی بیش از حد حسابرس به مدیریت است. حسابرسان موسسه حسابرسی آرتور اندرسون و مشاورانشان یک دفتر ثابت در ساختمان مرکزی شرکت انرون داشتند. آنان مرتب و به صورت روزانه با مدیریت و کارکنان شرکت انرون در تماس بوده و حتی در فعالیت‌های تفریحی و خیریه نیز به صورت مشترک شرکت می‌کردند. در این شرایط، برای حسابرس بسیار سخت خواهد بود که بتواند کار حسابرسی را به صورتی انجام دهد که سطح مناسبی از تردید حرفه‌ای حفظ شده و به استقلالحسابرس لطمه وارد نشود. از سوی دیگر، مدیریت هم در موارد اختلاف نظر با حسابرس می‌تواند از طریق درخواستهای دوستانه، امتیاز به دست بیاورد. طرفداران الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس ادعا می‌کنند که تعویض ادواری حسابرس می‌تواند باعث شود که حسابرس جدید در فضایی پاک به کار حسابرسی بپردازد. این فضای پاک بین حسابرسان و صاحب کاران موجب دستیابی به اهداف حسابرسی خواهد شد.

ب) عدم توجه به جزئیات و ساده انگاری امور به دلیل یکنواخت شدن کار: تداوم انتخاب حسابرس، ممکن است کار حسابرسی را برای حسابرسان به صورت یک کار یکنواخت و تکراری جلوه دهد. این موضوع باعث کاهش صلاحیت حرفه‌ای حسابرس خواهد شد. شاکلی[۴] (۱۹۸۲) معتقد است تداوم انتخاب حسابرس می‌تواند باعث اعتماد به نفس بیش از حد، عدم نوآوری و کاهش به‌کارگیری روش‌های دقیق و موشکافانه در بین حسابرسان شود. همچنین، او معتقد است که مدیریت و کارکنان صاحبکار نیز در اثر تعامل طولانی مدت با حسابرس، با خصوصیات شخصی و کاری وی آشنا شده و می‌توانند با استفاده از این آشنایی، دست به تخلف بزنند.

آرل و همکاران (۲۰۰۵) نیز معتقدند حسابرسان در بازگشت به کار قبلی، برای اموری مانند برنامه ریزی حسابرسی، بودجه بندی و تهیه‌ی اطلاعات مورد نیاز برای حسابرسی سال جاری، اغلب اوقات به کار برگ‌های سال گذشته تکیه می‌کنند. این تکیه بیش از حد به مدارک سال گذشته و پیش بینی نتایج به جای توجه به تغییرات کوچک اما مهم، ممکن است باعث عدم دست یابی به اهداف حسابرسی شود.

ج) تمایل به حفظ صاحبکار: تمایل به داشتن درآمد ساﻻنه بلند مدت از محل حق‌الزحمه‌ی حسابرسی، ممکن است باعث شود تا حسابرس برای ابقا در سمت خود،رضایت‌مندی صاحبکار را به عنوان یکی از عوامل موثر بر تصمیم گیری‌های خود در نظر بگیرد. آیا در شرایطی که گزارشگری بر خلاف میل صاحبکار ممکن است به از دست دادن درآمدهای احتمالی آینده منجر شود، حسابرس می‌تواند مستقل باقی بماند؟ زمانی که تعویض ادواری حسابرس الزامی باشد حسابرس، صاحبکار و سایر افراد ذینفع میدانند که تعویض حسابرس در موعد مقرر انجام خواهد شد و هرگونه انحراف از زمان بندی تعویض ادواری با واکنش منفی یکی از طرف‌های ذینفع روبرو خواهد شد. بنابراین، بخش بزرگی از فشارهای وارده بر حسابرسان در طی مذاکره از بین خواهد رفت. دانستن این که در سال‌های بعد شرکت صاحبکار توسط موسسه دیگری حسابرسی خواهد شد و آن موسسه ممکن است برخی اشتباهات و تخلفات سال‌های قبل را کشف و گزارش کند، باعث خواهد شد تا حسابرس برای حفظ اعتبار و وجهه‌ی حرفه‌ای خود، تمایل بیشتری به کشف و گزارش اشتباهات و تخلفات داشته باشد. بنابراین، می‌توان گفت که تعویض ادواری حسابرس باعث خواهد شد تا منافع حسابرس و منافع صاحبکار در یک جهت نباشد، و این تضاد منافع به افزایش کیفیت حسابرسی کمک خواهد کردآرل و همکاران،(۲۰۰۵).تحقیق‌ها نشان داده‌است حسابرسان برای جلب مشتری جدید در سال اول حق‌الزحمه حسابرسی کمتری پیشنهاد می‌دهند. این در حالی است که، حسابرسان معمولاً در سال‌های اولیه رابطه‌ی خود با صاحبکار، به دلیل نداشتن آشنایی با شرکت مورد رسیدگی و نوع فعالیت‌های آن، متحمل هزینه‌های باﻻیی می‌شوند. در نتیجه، آنان تلاش می‌کنند تا با ابقای مجدد، این زیان را در سال‌های بعدی رابطه‌ی خود با صاحبکار جبران کنند(فرانسیس و سیمون[۵]، ۱۹۸۷).

۲-۲-۱۱-۲- دیدگاه مخالفان الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس

مخالفان الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس نیز اغلب از سه دلیل زیر برای توجیه دیدگاه خود استفاده می‌کنند:

الف) از دست رفتن دانش خاص مشتری: آشنایی حسابرس با شرکت مورد رسیدگی باعث می‌شود تا وی درکبهتری از موضوعات و تغییرات ایجاد شده داشته باشد. پیچیدگی‌های زیادی که در قرن اخیر در محیط کسب و کار شرکت‌ها پدید آمده است، موجب شده که حسابرس نتواند در مدت زمان کوتاه با فعالیت‌های شرکت مورد رسیدگی آشنایی کامل پیدا کند. در حالی که حسابرس مسئول کار، از اثر منحنی یادگیری خود می‌تواند برای کشف اشتباهات و تخلفات اساسی استفاده کند، حسابرس جدید ممکن است به دلیل عدم شناخت کافی از شرکت صاحبکار، مجبور باشد بیشتر به اظهارات و برآوردهای مدیریت تکیه کند. بنابراین، این موضوع موجب افزایش ریسک حسابرسی می‌شود. تحقیق‌های فراوانی از قبیـل استایس[۶](۱۹۹۱) و والکر و همکاران[۷] (۲۰۰۱) هم به این نتیجه رسیده‌اند که اغلب قصورهای حسابرسی در سال‌های اولیه رابطه‌ی حسابرسصاحبکار که حسابرس هنوز دانش کافی در ارتباط با صاحب کار خود ندارد، روی می‌دهد. سینت[۸] (۲۰۰۴) هم در تحقیق خود به این نکته اشاره می‌کند که حدود ۷۹ درصد موسسه‌های حسابرسی مستقل و شرکت‌های سهامی عام در آمریکا معتقدند به دلیل عدم آشنایی حسابرس با شرکت مورد رسیدگی در سالهای ابتدایی رابطه‌ی حسابرسصاحبکار، ریسک حسابرسی افزایش می‌یابد.

ب) افزایش هزینه‌های حسابرسی: الزام تعویض ادواری حسابرس موجب افزایش هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم حسابرسی خواهد شد. سینت (۲۰۰۴) به این نکته اشاره می‌کند که همه‌یموسسه‌های حسابرسی مستقل بزرگ بر این عقیده هستند که به دلیل نیاز حسابرس به کسب دانش اولیه در ارتباط با صاحبکار جدید و نوع عملیات وی، هزینه‌های حسابرسی سال اول پس از تعویض ادواری موسسه حسابرسی، بیشتر از ۲۰ درصد هزینه‌ی حسابرسی در سال‌های بعدی رابطه‌ی حسابرسصاحبکار خواهد بود. آرنز و لوئبک[۹] (۱۹۷۶) در تحقیق خود سه دلیل زیر را برای افزایش هزینه‌های مستقیم حسابرسی در سال اول رسیدگی یک شرکت نسبت به سال‌های پس از آن بیان می‌کنند:

·        نیاز به رسیدگی مواردی مانند دارایی‌های ثابت مشهود و نامشهود و همچنین، سود انباشته که اثر دائمی بر حساب‌هایترازنامه‌ای دارند. در مورد این حساب‌ها نیاز است که در سال اول رسیدگی، معاملات مربوط به سال‌های گذشته نیز بررسی شود. در حالی که، در صورت تداوم انتخاب حسابرس، در سال‌های بعد تنها معاملات مربوط به همان سال بررسی خواهد شد.

·        حتی اگر صورت‌های مالی به صورت مقایسه‌ای ارائه نشده باشند، برای دستیابی به یک صورت سود و زیان قابل اتکا باید مانده‌های اول دوره حساب‌هایترازنامه‌ای سال جاری نیز بررسی شوند. در حالی که، در صورت تداوم انتخاب حسابرس، با توجه به این که مانده‌های پایان دوره‌ی سال قبل توسط همین حسابرس بررسی شده‌اند، این حساب‌ها نیازی به بررسی دوباره نخواهند داشت.

·        عدم آشنایی حسابرس با نوع عملیات و سیستم کنترل داخلی صاحبکار موجب می‌شود که وی مانده‌ها و نسبت های مورد نیاز برای مقایسه با نتایج واقعی سال جاری و همچنین نتایج سال‌های قبل را به عنوان مبنایی برای طراحیبرنامه حسابرسی، در اختیار نداشته باشد. در نتیجه، این عدم آشنایی قبلی موجب خواهد شد که حسابرس در سال اول رسیدگی نیاز به بررسی نمونه‌های بیشتری داشته باشد و این موضوع موجب افزایش هزینه و زمان رسیدگی خواهد شد.

ج) تغییر شکل رقابت بین موسسه‌های حسابرسی: در اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد، شرکت‌ها انگیزه‌ی زیادی برای سرمایه‌گذاری دارند. زیرا، اگر شرکت‌ها قادر به افزایش مشتریان خود باشند، آن گاه این سرمایه گذاری‌ها به سودآوری خواهد رسید. الزام تعویض ادواری حسابرس موجب می‌شود تا موسسه‌های حسابرسی پس از اتمام یک دوره‌ی مشخص، مجبور به از دست دادن یک مشتری باشند و تا چند سال بعد نیز قادر به ارائه‌ی خدمات به این مشتری نباشند.این موضوع موجب خواهد شد به تدریج موسسه‌هایی که قبلاً سهم بیشتری از بازار را در اختیار داشتند، مجبور به ترک مشتری خود شده و در مقابل موسسه‌هایی که پیش‌تر سهم کمتری از بازار را در اختیار داشتند. اکنون فرصت‌های بیشتری برای جلب مشتری در اختیار داشته باشند. قابل پیش بینی است که این روند موجب خواهد شد تا پس از چند دوره چرخش، الزام تعویض ادواری حسابرس باعث مساوی شدن سهم موسسه‌های حسابرسی از بازار ارائه خدمات حسابرسی شود. روند برابر شدن سهم بازار باعث می‌شود که موسسه‌های حسابرسی به جای سرمایه‌گذاری‌های به موقع، این سرمایه‌گذاری‌ها را تا تثبیت نهایی سهم‌شان در بازار به تأخیر بیندازند. در حقیقت، الزام تعویض ادواری حسابرس باعث می‌شود تا موسسه‌های با کارایی باﻻتر نتوانند پاداش بهتر بودن خود را دریافت کنند. زیرا، این قوانین به تدریج موجب کاهش تقاضا برای خدمات آن‌ها خواهد شد. در مقابل، موسسه‌های حسابرسی با کارایی کمتر نه تنها ضرر و زیانی متحمل نمی‌شوند، بلکه حتی ممکن است با افزایش مشتری نیز مواجه شوند. به این ترتیب می‌توان گفت در یک نظام مبتنی بر الزام تعویض ادواری حسابرس، انگیزه‌ها برای بهبود کارایی کاهش می‌یابد. در این شرایط، قوانین در درازمدت با برابر کردن سهم بازار موسسه‌های حسابرسی، باعث کاهش انگیزه این موسسه‌ها برای رقابت شده و با ایجاد مانع بر سر راه رقابت بین موسسه‌های حسابرسی به طور غیرمستقیم باعث کاهش کارایی حسابرسی می‌شود( آراندا و پاز آرس، ۱۹۹۷).

[۱]Richad Shelby

[۲]Enron

[۳]Arthur Andersen

[۴]Shockley

[۵]Francis & Simon

[۶]Stice

[۷]Walker et al

[۸]Sinnet

[۹]Arens & Loebbecke