خلاقیت

 

 

نقش خاص مدارس در پرورش خلاقیت   

خلاقیت

بر اساس گفته افلاطون وظیفه مهم آموزش و پرورش و مدارس تبدیل “بودنهای محدود” آدم به “شدنهای نامحدود” است هم اینکه سقراط هدف آموزش رو در ایجاد نیاز به دونستن ،  نه ارائه دونسته ها  تلقی می کرد          ( تایید کننده نیا ، ۱۳۸۴، ص ۱۶۸) . معنی این سخنان تائید وجود استعداد فراوون پوشیده در ذات انسانه . در دنیای امروزی ، مسئولیت خطیر این پروسه در درجه اول متوجه مدارسه.” پرورش استعدادها و کمک به تقویت خلاقیت ” جزو اهداف رسمی و سیاستهای تعریف شده وزارت آموزش و پرورش کشورمونه . در اصل۲۵ کلیات نظام آموزش و پرورش مصوب شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش (۱۳۶۷) با عنوان پرورش توان تفکر، نقد و ابتکار آمده :

” در تدوین و اجرای برنامه های آموزشی و پرورشی باید از راه هایی استفاده شه که توان تفکر ، تحلیل ، نقد ، تحقیق ، ابتکار و خلاقیت رو تقویت کنه و زمینه مناسب واسه خودآموزی دانش آموزان رو جفت و جور کنه . برنامه ریزی درسی باید طوری باشه که به دانش آموزان فرصت تفکر داده شه و اونا رو به فکر کردن و تفکر تشویق کنه … تعلیمات باید طوری باشه که در دانش آموزان رشد فکری و قوه تجزیه وتحلیل رو تقویت کنه … در تنظیم شامل و مواد درسی و تدریس باید از راه های استفاده شه که متکی بر مشارکت فعال دانش آموزان  در درس و بحث باشه و به اونا فرصت کافی جهت ارائه یافته های خود ، راه حلهای جور واجور واسه حل مسائل و روش های ابتکاری داده شه … و از جاذبه این جوری فعالیتها جهت پرورش روح، تفکر و تحقیق در دانش آموزان استفاده شه … در برنامه های تربیت معلم ، روشای پرورش استعداد ، ایجاد و خلاقیت به معلمان در مراحل جور واجور تحصیلی آموزش داده شه ” ( کفایت ، ۱۳۷۳، ص ۴). شانس مدرسه مخصوصا مقطع ابتدائی از اون جهته که سنین مهم خلاقیت ( ۷ تا ۱۱ سالگی ) رو در برمی گیرد(سایت اینترنتی آفتاب ، ۱۳۸۷، ص ۲ ) . کاملا معلومه مدارس باید  مسئولیت اجرای این اهداف و سیاستها رو بردوش داشته باشن. اینکه ساختار، برنامه ها و روشای جاری در سازمان آموزش و پرورش تا چه حد با اون هماهنگ و سازگاره موضوع تا حدود زیادی زیر سواله . تلقی عمومی متخصصین و کارشناسان تایید کننده به درد نخوری سازمان آموزش و پرورش در این راستاه بطوریکه کمتر خوش بینی هست که مدارس بتونن کمک هدفدار و برنامه ریزی شده ای به رشد و شکوفائی استعدادهای خلاقانه کودکان بکنه. افکار عمومی جامعه هم کم و بیش در تائید اینجور ذهنیتیه. دریک تقسیم بندی کلی عوامل محیطی مانع بروز خلاقیت در مدرسه عبارتند از : جو حاکم مدرسه ، مواد و شامل آموزشی و نقش معلم .

راه حل

تورنس طی تحقیقات خود دریافت که با پیشرفت علم ( تاکید به افزایش اطلاعات با تاکید بر حفظیات)، قدرت قضاوت و قدرت تصور به محدود شدن گرایش پیدا میکنه ریبوت در توضیح این معادله میگه قدرت تصور سریعتر از قدرت دلیل آوردن رشد می کنه ، پس وقتی دلیل آوردن ، سیر صعودی طی می کنه ، تصور به نابودی می گراید آموزشهای رسمی مدرسه هم ، بیشتر به رشد دلیل آوردن تاکید می کنن تا رشد تصور. در نتیجه با گذشت زمان و بزرگ شدن کودکان ، خلاقیت اونا هم قربونی دلیل آوردن ، منطق و عادات می شه و در عمل تحصیل علم و تجارب مانند عوامل بازدارنده ای فکر دانش آموزان رو به جمود میکشونه( سعیدی ، ۱۳۸۱، سایت مجله        علمی – آموزشی فرهنگ وپژوهش ، ص ۱).  به گفته بل والاس در کلاسه های درس خلاق ، فکر بیشتر از حافظه ارزش داره و معلم تعادلی بین امنیت روانی و آزادی دانش آموزان برقرار می می سازه تا اونا بتونن خطر کنن در اینجور کلاسهائی ، معلم هدایتگر و آسون کننده پروسه یادگیری علم آموزانه در حالیکه در کلاس غیر فعال  معلم مقتدر ، دربند زمان و غیر حساس به نیازای احساسی دانش آموزان و مقید به نظم دادن اطلاعاته ( تایید کننده نیا ، ص ۵۹). وجود و موندگاری مسائلی چون تاکید بر سطوح اولیه بخش شناختی و محفوظات ، تکالیف زیاد ، نبود توجه به فرقای فردی ، کلاسه های پرجمعیت ، انظباط سخت ، برنامه و ساعات درسی غیرقابل انعطاف ، نبود آشنائی کافی معلمان با ویژگیهای دانش آموزان خلاق ، روشای تدریس سنتی ، معلم اساسی ، تاکید زیاد بر آزمایش و نمره ، ارجحیت موفقیت تحصیلی ، فشار واسه همنوائی ، تلقی سکوت و کم تحرکی به ادب ، غالب بودن جریان تفگر همگرا ،  نبود تجهیز منابع و امکانات و… همه به عنوان مصادیق مشکلات بروزخلاقیت دانش آموزان حساب می شن.

دانش آموز

جون دیوئی متفکر بزرگ مسائل تربیتی باور داره ” مدرسه باید خود انگیختگی دانش آموزان رو تشویق کنه . کار مدرسه نباید آموزش پیروی و فرمانبرداری باشه بهتره مدرسه فقط مقررات رو محور کار قرار نده تا دانش آموزان فرصت بروز خلاقیت خود رو داشته باشن “. در حالیکه امروزه ایده ها نو کودکان به واسطه غیر عادی بودن مورد بی اعتنائی و چه بسا مورد استهزاء قرار گرفته و سرکوب می شه . جو انعطاف پذیر مدرسه ، شرائط حل خیلی از مشکلات مورد نظر رو جفت و جور می کنه کودکان باید در فعالیتهای کلاسی ، انجام تکالیف و… از آزادی نسبی بهره مند شن البته این موضوع مفی کننده ضرورت قرار گرفتن نظم و انضباط نیس چراکه برابر اصول علمی ، هرهدف آموزشی می تونه در کلیات پیرو نظم و در جزئیات پیرو انعطاف باشه. در این صورت هم معلم و هم دانش آموزان ، احساس امنیت داشته و با اعتماد به نفس به انجام فعالیتهای خلاقانه  می پردازن.

اعتماد به نفس

مواد و شامل آموزشی هم به سهم خود از اهمیت بالائی بر خورداره . امروزه در سیستمای پیشرفته آموزشی هدف ” چیجوری یاد گرفتن ” و ” چیجوری فکر کردن ” جانشین ” چه یاد گرفتن ” شده . آشکاره وقتی چه یاد گرفتن مهمه بیشتر با کمیت و جمع شدن اطلاعات تو ذهن دانش آموزان  مواجه شیم غافل از اینکه به کاربرد و به درد بخور اون توجه داشته باشیم . تاثیر مطالب آموزشی به شکل داشتن رابطه با نیازها ، توانائیها ، فرقای فردی و علم قبلی دانش آموزان ،  موجب ایجاد پیوند عاطفی و شناختی بین فرد و برنامه درسی می شه . براین پایه نامطلوبترین وضعیت ، شرائطیه که آزمایش ذهنی دانش آموز از این دید کم اهمیت باشه یعنی تصور نکنه که یادگرفتن و یاد نگرفتن مطالب آموزشی برابر نیس . جفت و جور آوردن فرصت یادگیری چندگانه ( نظری ، عملی ، مهارتی و…) و بهره مندی از توانائیهای جور واجور حسی و مدرن شده کردن روشای آموزش با بهره گرفتن از بسته های آموزشی ( کتاب درسی ، کتابها و وسایل کمک آموزشی ، سوالات ارزشیابی و راهنمای درسی و…) از جمله موارد قابل توجه در مورد جو حاکم بر مدارس می تونه باشه. معلمان به عنوان موثرترین و کارسازترین عامل نظام آموزش وتربیت هم در پروسه آموزش و یادگیری و ایجاد تفکر خلاق در دانش آموزان دارای نقش اساسی هستن . شخصیت و خلاقیت خود معلم و نگاه ایشون نسبت به موضوع ، روش تدریس ، سبک اداره کلاس ، در پرورش تفکر خلاق و انتقادی در دانش آموزان خیلی با اهمیته بطوریکه اثر هیچ علت دیگه حتی برنامه درسی و مدیریت با تاثیر نقش معلم برابری نمی کنه چون که تاثیرگذاری اونم مستقیم و هم غیر مستقیمه ( فلاح ، سایت اینترنتی همشهری آنلاین ) . بدیش اینه هنوز نظام آموزش و پرورش کشورمون تا حدود زیادی معلم محوره اینجور روشی جزو روش های غیر فعال آموزش طبقه بندی می شه. در روش غیرفعال دانش آموز مصرف کننده علم و دانشه تا تولید کننده اون . اندیشه ورزی جانشین اندیشه آفرینیه.     ایوون ایلیچ وضع اینجور مدارسی رو این جوری توصیف می کنه ” وقتی که در مدارس باز می شه در آموزش و پرورش بسته می شه” ( کریمی ، ۱۳۷۸، ص ۴۶ و۴۷). ناچار باید روشای سنتی و قدیمی آموزشی باید پیوسته جای خود رو به روشای نو و خلاقانه بدن که در اون خیلی از چیزها از جمله شامل کتابها ، نگرشها و روشها باید تغییر پیدا کنن و دانش آموز و توجه به رشد استعدادهای فردی محور کار باشه . تحقیقات تورنس ، البیرخ ، آرتوا ، کارین ، والاس و رابرت نشون داده که نقش مثبت معلمان خلاق و روشای فعال تدریس در رشد قوای خلاقانه دانش آموزان موثرتره( غنی زاده ، ۱۳۸۷ ، ص ۷۴). سیروتنیک و کلارک ( ۱۹۹۸) با اقرار به نقش خاص مدرسه در آموزش خلاقیت می گن ” فرصت نهائی واسه هر گونه تغییر و اصلاحی در آموزش و پرورش در دست ، مغز و قلب کسانیه که در مدرسه کار می کنن ” ( تایید کننده نیا ، ۱۳۸۴ ، ص۲ ).

[۱] – Special role of schools

[۲] – Ivan  ilich

[۳] – Sirotnic & Clark

You may also like...