تعاریف خاص و جامع سرمایه فکری: پایان نامه درباره مولفه های سرمایه فکری

تعاریف سرمایه فکری

اولین کاربردها از مفهوم سرمایه فکری به دهه ۶۰ بازمی گردد.اما همزمان با گسترش عصر اطلاعات است که سازه سرمایه فکری به طور وسیع در ادبیات مختلف بکار گرفته شده است(منتظرقائم،۱۳۸۷).

یکی از اولین تعاریف سرمایه فکری بوسیله استوارت تهیه شد.که بعنوان یک ارزش نامشهود تولید شده برای بشر (مانند دانش،تجربه،مهارت و محرک) ومنابع مانند (کامپیوتر و تکنولوژی اطلاعات)تعریف کرد.دیگر دیدگاه های اصلی شامل موارد زیر می باشد.IC جمع هر چیز و هرکس در شرکت می باشد؛ که به آن شرکت امتیاز رقابت در بازار را می دهد.دیگر دیدگاه ها به این موضوع اشاره دارد که IC به عنوان یک دارایی نامشهود است که یک شرکت را به تحمل کردن در بازار رقابت قادر می کند.یک تعریف کلی تر از سرمایه فکری بیان می کند که تفاوت بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش دفتری آن که می تواند از نظر مالی برایشان مفید باشد(فاسوات و همکاران،۲۰۱۱)[۱].

در تعریف دیگری از استوارت سرمایه فکری را چنین تعریف می کند،”اجزای فکری ـ دانش،اطلاعات،دارایی فکری،تجربه که استفاده از آن می تواند باعث ایجاد ثروت شود”(هولمن،۲۰۰۵)[۲].

یک تعریف جامع از سرمایه فکری بوسیله بروکینگ[۳] ارائه شده است:”ترکیبی از دارایی های نامشهود که سازمان را قادر به انجام وظایف خود می سازد”(بارتش و بندیوپادهای،۲۰۰۵)[۴].

بورگمن[۵] و همکاران(۲۰۰۵:۵۹۱) این نوع سرمایه را به عنوان “دارایی متعلق به سازمان که برای آن ارزش آفرینی می کند و در ترازنامه سنتی به عنوان یک دارایی فیزیکی و پولی ارائه نمی شود” تعریف می کنند.

برخی از تلاشها در جهت ارائه تعاریف سرمایه فکری:

ایتامی[۶] ۱۹۸۷: دارایی های نامشهود مانند دارایی های مبتنی بر اطلاعات که شامل فناوری،اعتماد مشتری،تصور سازمانی حاصل از علائم تجاری،فرهنگ سازمانی و مهارتهای مدیریتی می باشد.

هال[۷] ۱۹۸۹: دارایی های فکری شامل حقوق مالکیت معنوی مانند حق امتیاز،علائم تجاری،طرح های ثبت شده،حق مالکیت معنوی،شهرت،شبکه های فردی و سازمانی،دانش،تخصص و مهارتهای کارکنان است.

بارنی[۸] ۱۹۹۱: سرمایه فکری دارای ماهیت نامشهود است و بطور کلی به عنوان یک دارایی راهبردی در سازمانها شناخته شده است.اثر وجودی سرمایه فکری در سازمانها موجبات بهبود عملکرد مالی و مزیت رقابتی سازمان را در پی خواهد داشت.

هال ۱۹۹۲: سرمایه فکری می تواند به عنوان دارایی ها (مثل مارک تجاری) یا مهارت ها (مانند دانش فنی پرسنل) طبقه بندی شود.

کلین و پروساک[۹] ۱۹۹۴: هر عنصر فری که بتوان آن را فرموله و گردآوری کرد و بتوان از آن برای ایجاد دارایی با ارزش بیشتر استفاده کرد.

بروکینگ ۱۹۹۶: ترکیبی از ۴ جزء اصلی دارایی های بازار،دارایی های انسانی،دارایی های مالکیت معنوی و دارایی های زیر ساختی می باشد.

والمن[۱۰] ۱۹۹۶: سرمایه فکری دارایی است که در زمان حال با ارزش صفر در ترازنامه ارزش گذاری می شود و شامل قدرت فکری افراد،نام و علائم تجاری و دارایی هایی است که به بهای تاریخی در دفاتر ثبت شده اما طی زمان ارزش آن افزایش می یابد.

اسویبی [۱۱]۱۹۹۷: سرمایه فکری مربوط به سه دسته از دارایی های نامشهود است: ساختار داخلی،ساختار خارجی و شایستگی های انسانی.

روس و همکاران[۱۲] ۱۹۹۷: سرمایه فکری ترکیبی از یک بخش فکری مانند سرمایه انسانی و یک بخش غیر فکری مانند سرمایه ساختاری است.

استوارت[۱۳]۱۹۹۷: هر عنصر فکری-دانش،اطلاعات،مالکیت معنوی و تجربه- که بتوان از آن برای ایجاد ثروت استفاده کرد.

مک کوناچی۱۹۹۷[۱۴]: سرمایه فکری دانش مورد استفاده برای ایجاد ارزش است.

بویسوت ۱۹۹۸: حالتها و تمایلاتی که در افراد و گروهها وجود دارد که در صورت برانگیخته شدن قابلیت ایجاد ارزش افزوده را دارند.

دیوید کلین و لورنس پروساک[۱۵]۱۹۹۸: اقلام فکری است که به اشکال گوناگون برای ایجاد یک دارایی با ارزش افزوده بیشتر بکار گرفته شده و قدرتمند گشته است.

بنتیس و همکاران[۱۶]۱۹۹۹: مفهومی است جهت طبقه بندی تمامی منابع نامحسوس سازمان و شناخت ارتباط میان آنها.

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی۲۰۰۰: ارزش اقتصادی که توسط دو دسته از دارایی های نامحسوس شرکت ایجاد می شود، سرمایه سازمانی و سرمایه انسانی.

لیف[۱۷]۲۰۰۱: دارایی های نامشهود منابع غیر فیزیکی باارزش می باشند که توسط نوآوری و طرح های منحصر به فرد سازمان ایجاد می شوند.

دیوید نیر[۱۸]۲۰۰۳: دانش با ارزش بالقوه(فرایندها،تمدن چگونگی شناخت،نرم افزار،مشتری،امکانات و …) است.

آی.ای.اس.بی[۱۹] ۲۰۰۴: دارایی های ثابت غیر مالی هستند که از جنس ماده نیستند اما ماهیت آنها توسط حقوق قانونی و حفاظتی شناسایی و کنترل می شود.

 

[۱] Phasvat et al

[۲] Holmen

[۳] Brooking

[۴] Bhartesh & Bandyopadhyoy

[۵] Burgman et al

[۶] Itami

[۷] Hall

[۸] Barney

[۹] Klein &Prusak

[۱۰] Valman

[۱۱] Sveiby

[۱۲] Roos,et al

[۱۳] Stewart

[۱۴] McConnachie

[۱۵]Kelin &Prusak

[۱۶]Bontis et al

[۱۷]Leaf

[۱۸]Neer

[۱۹]IASB