تضادهای کارگزاری-پایان نامه تاثیر ساختار هیئت مدیره و کیفیت حسابرسی بر سیاست های نقدینگی

– تضادهای کارگزاری

تقاضا برای حسابرسی­های با کیفیت در پی نیاز به مدیریت و مهار تضاد کارگزاری برانگیخته شده است. در تنظیم روابط کارگزاری، عدم تقارن اطلاعاتی بین کارگمار(مالک) و کارگزار(مدیر) مسأله خطر اخلاقی را به وجود می­آورد. این مشکل با حرکت کارگزار در جهت منافع خود و به ضرر کارگمار به وجود می­آید. نظریه کارگزاری پیش­بینی می­کند که کارگزاران و کارگماران این نظریه را برای کاهش خطر اخلاقی مفید تشخیص می­دهند و این نظریه مقدماتی را برای متعادل ساختن منافع­شان ایجاد می­نماید. یکی از راهکارها، استفاده از حسابرس مستقل است که موجب بهبود اطلاعات مربوط به عملکرد حسابرسی شونده (مدیر) و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می­گردد. تضاد کارگزاری بیشتر بین مدیران و سهامداران، به هزینه­های کارگزاری بیشتر و به تبع آن تقاضای بیشتر برای حسابرسی با کیفیت می­انجامد(نیکخواه آزاد، 1379).

دی آنجلو(1981) استدلال می­کند که حسابرسان برای ایجاد سطح معینی از کیفیت حسابرسی متخصص می­گردند. بنابراین، اگر صاحبکار خواهان تغییر کیفیت حسابرسی است باید حسابرسان اش را تعویض نماید. با تکیه بر استدلال های تحلیلی و نظری متعدد، بیشتر کارگزاران در پژوهش­های کیفیت حسابرسی فرض می­کنند که موسسات حسابرسی بزرگتر(دارای نام تجاری) توانایی آگاهی دهندگی بیشتری دارند و در نتیجه اطلاعات با کیفیت­تر و معتبرتری را ارائه می­نمایند. مطالعاتی که در این زمینه انجام  می­شود، عموماً رابطه بین برخی اندازه­های تضاد منافع با حسن شهرت حسابرس(اندازه یا نام تجاری) را آزمون  می­کنند. برای مثال، فرانسیس و ویلسون[1](1988) هم سطوح و هم تغییرات در تضاد کارگزاری خاص را در طول زمان قبل از تعویض­های حسابرس مورد بررسی قرار دادند. آنان استدلال می­کنند که اگر مالک خودش مدیر نباشد و مالکیت و مدیریت تفکیک شده باشند، آنگاه مسأله خطر اخلاقی سبب می­شود تا مالکان ارزش سرمایه­گذاری اولیه­شان و پاداش مدیریت را کمتر بدانند. آنان پیش­بینی می­کنند صاحبکارانی که دارای تضاد کارگزاری بیشتری هستند، به احتمال زیاد حسابرسان شان را با حسابرسان دارای نام تجاری تعویض می­کنند تا از این طریق عدم قطعیت حاکم بر ارزش شرکت را کاهش دهند و بنابراین، پاداش مدیریت را افزایش دهند. اگرچه آنان رابطه­ مثبتی را بین متغیرهای دو بخشی، نام تجاری(8 ابر موسسه­ حسابرسی/ سایر موسسات غیر از 8 ابر موسسه) و تغییرات در هزینه­های کارگزاری یافتند، اما همین رابطه را بین شاخص هزینه نمایندگی و متغیر اندازه تداوم حسابرس (به نمایندگی از کیفیت حسابرسی) پیدا نکردند. همچنین دی فوند[2](1992) رابطه­ای را بین تغییرات هزینه کارگزاری با چهار شاخص از پنج شاخصی که برای کیفیت حسابرسی در نظر گرفته بود، مشاهده کرد. نتایج این مطالعات نشان می­دهد، در حالی که به نظر می­رسد رابطه­ای بین هزینه کارگزاری و اندازه­گیری کیفیت حسابرسی وجود دارد، اما این رابطه نسبت به انتخاب شاخص کیفیت حسابرسی حساس می­باشد.

 

17   2  خلاصه موضوع های تقاضا

چالش اساسی و رایج پژوهش­هایی که در این زمینه انجام شده است، مباحث غیرقابل مشاهده کیفیت حسابرسی است. در این پژوهش ها عموماً با معرفی شاخص قابل مشاهده­ای به نمایندگی از کیفیت حسابرسی آغاز  می کنند و سپس آنها را به متغیرهای پیش­بینی شده کیفیت حسابرسی مربوط  می­کنند. بنابراین، پژوهش­های حاضر، عموماً آزمون همبستگی موارد زیر می­باشد. (1) کفایت شاخص کیفیت حسابرسی و (2) روابط مفروض بین اندازه­گیری تقاضای کیفیت حسابرسی، حسن شهرت حسابرس که با نام تجاری اندازه­گیری می­شود، رایج­ترین شاخص کیفیت حسابرسی است. بیشتر کارهایی که در این زمینه انجام شده است تحت این فرضیه مطلق قرار دارند که اعتبار حسابرس اطلاعاتی را از توانایی نظارت حسابرس و از این رو، توانایی حسابرس برای تاثیرگذاردن بر کیفیت اطلاعات به دست می­دهد. اگرچه برخی از پژوهش­هایی که در این بخش ارائه  می­شود شواهدی را برای تقاضای متفاوت صاحبکاران حسابرسی بر مبنای نام تجاری ارائه می­کنند، اما این پژوهش­ها شواهد تجربی را به عنوان درجه درست توانایی نظارت ارائه شده توسط نام تجاری شرکتها ارائه نمی کند.

نهایتاً اینکه فرض رایج در میان مطالعات مذکور این است که کیفیت حسابرس (ویژگی خاص یک موسسه حسابرسی) معادل کیفیت حسابرسی(ویژگی خاص یک حسابرسی) است. برای مثال، کلارکسون و سیمونیچ بیان می­کنند که بر طبق متون موجود، فرض می­شود که یک شرکت حسابرسی سطح منحصر به فردی از کیفیت حسابرسی را در یک لحظه از زمان ارائه می­نماید. بنابراین واژه­های کیفیت حسابرسی و کیفیت حسابرس مترادف هستند. با این وجود، شواهدی وجود دارد که نشان می­دهد نام تجاری حسابرسان نمی­تواند سطح یکسانی از توانایی نظارت را ارائه نماید. شکست­های حسابرسی در شرکتهایی نظیر انرون و ورلدکام بیانگر نیاز به پژوهش­های دیگری برای بررسی تفاوت کیفیت حسابرسان از حسابرسی­ها             می­باشد(پارسائیان، 1382).

 

تضادهای کارگزاری-پایان نامه تاثیر ساختار هیئت مدیره و کیفیت حسابرسی بر سیاست های نقدینگی

 

مطالعات بررسی کننده تقاضا برای کیفیت حسابرسی به شرح زیر است(حساس یگانه، 1384):

جدول 2-1- مطالعات بررسی کننده تقاضا برای کیفیت حسابرسی

[1] Francice & Wilson

[2] Deafond