تاثیر متقابل معلمان – شاگردان و خلاقیت

راه های آموزش و پرورش خلاقیت

خلاقیت

هرچند فرض می شه که همه آدما ذاتا دارای استعداد مهم ایجاد و نوآوری هستن لکن میل عمومی در میان آدما به سمت تقلیده . ماکیاول (۱۵۳۲) نظریه پرداز مشهور علم سیاست در کتاب ” شهریار ”        میگه” مردم پیوسته در راههایی قدم برمی دارن که بقیه هموارکرده ان و درکارهای خود راه تقلید       می پویند چون نوآوری کار سختیه “ایشون در آخر آدما رو به داشتن نیروی سازنده ای بنام ویرتو دعوت      می کنه که منشاء خلاقیت وتوانائی سرشار مردان بزرگی چون موسی ، کوروش ، رومولوس  و تسه ئوس بوده ( آهنی ، ۱۳۸۷، ص ۶) . براین پایه چشم انداز یادگیری و پرورش راه های بروز خلاقیت خیلی امیدوار کننده نیس. لکن تحقیقات تخصصی و نوید بخش زیادی وجو داره که حالا خوبیش اینه توانایی یادگیری و پرورش استعداد نوآوری و ایجاد در پیش آدما مخصوصا دانش آموزان رو تائید می کنه . طی سالهای گذشته به اهمیت آموزش و تجربه در برابر وراثت تاکید بیشتری شده . تجربه عنصریه که قادر به اعمال کنترل بیشتری بر اون هستیم. در حالیکه ما نمی تونیم اجداد خود رو انتخاب کنیم و یا فرهنگ خاص خود رو تغییر بدیم . ما میتونیم با آگاهی نسبت به تاثیر مثبت و یا منفی تجربه ها ، از اونا در اصلاح رفتار خود نسبت به بقیه بهره بگیریم ( بنی جمالی و احدی ، ۱۳۷۰ ، ص ۱۶ ).

دانش آموز

تورنس ( ۱۹۷۳) به عنوان یکی از نامدارترین نظریه پردازان بخش خلاقیت میگه : ” من طی ۱۵ سال تجربه مطالعه و آموزش تفکر خلاق و کار با کودکان ، دلایلی دیده ام که نشون می ده خلاقیت رو میشه آموزش داد”      ( حاجی دخت ،۱۳۸۷، ص ۵۴). کودکان خلاق و مبتکر به دنیا میان، اونا خلاق تر از بزرگسالان هستن چون مغزشون هنوز در مجموعه راه و روشای عادی مشاهده مسائل حبس نشده یا تحت فشار پیروی یا زور منطقی قرار نگرفتن.  ادوارد دو بونو نویسنده مشهور میدون خلاقیت کتابی داره با عنوان ” کودکان مسائل رو حل می کنن ” ایشون در این کتاب راه های آموزش و پرورش خلاقیت کودکان رو ذکر کرده ( هارتلی ، ۱۹۸۸، ص ۲۵۳). انیشتین با انتقاد از مدرسه ای خشن و نظامی در مونیخ که شاگرد اون بود می گفت ” یادگیری و خلاقیت رو نمیشه با فشار تشویق کرد زور موجود در اون مدرسه اونقدر اثر بازدارنده ای برمن گذاشت که پس از قبولی در امتحانهای نهائی واسه یه سال ، دیدن هر نوع مسئله علمی برام بد بود”. حالا خوبیش اینه بیشتر تحقیقات علمی گذشته برآموزش پذیر بودن امر خطیر خلاقیت تاکید داشتن.

فلدهوسن و همکارانش می کویند جواب به این سوال که خلاقیت رو میشه آموزش داد ؟ مثبته. براین پایه روشای موثری واسه آموزش خلاقیت به کودکان کشف وارائه شده . یکی از برگزیدگان جشنواره خوارزمی در سال ۱۳۸۵ بنام مهدی شاملومقدم که با ارائه “طرح سیستم کامل کتابخونه دیجیتال ” رتبه دوم کشوری رو بدست آورده بود باور داره ” رمز موفقیت من بی توجهی به کلیشه ها و وقت گذاشتن روی کارای فوق برنامه س تلاش می کنم خیلی جوگیر محیطی که درآن هستم نشم حتما لازم نیس کاری کنین که همه انجام میدن هرکسی سرنوشت خودشو داره باید فهمید کجا استعدادها بیشتر خودشو نشون میده تا بتونین موفق شید(روزنامه جام جم ۲۱/۰۳/۱۳۸۶). روانشناس مشهور ژان پیاژه میگه ” هدف اصلی آموزش و پرورش ، آفرینش آدمای توانا به انجام دادن کارای نو و آدمایی خلاق و نوآفرین و کاشفه . رابرت کوپر عقیده داره وظیفه آموزش و پرورش فقط آشنا کردن دانش آموزان با حقایق نیس ، بلکه آموزش و پرورش مسئولیت داره به اونا کمک کنه به منحصر به فرد بودن خود پی ببرن ، راه رشد و گسترش استعدادهای خود رو بیاموزند .    ( تایید کننده نیا ، ۱۳۸۴ ، ص ۱۶۸) .

دیجیتال

درجهان امروز پرورش خلاقیت یکی از محورهای اساسی نظامهای آموزشیه معلمان نقش بسیار اساسی در رشد و یا سرکوبی خلاقیت دانش آموزان دارن روانشناسان پرورشی فکر می کنند معلمان می تونن روش های تفکر واگرا و راه های تقویت توانائیهای خلاقانه رو به آدما مخصوصا کودکان  ونوجوانان بیاموزند. فرضه که کودکان دارای اشتیاقی ذاتی واسه کشف هستن که آموزش باید اونو تغذیه کنه ( کفایت ، ۱۳۷۳ ، ص ۱۲ ) بعضی از راه های آوزش و پرورش خلاقیت عبارتند از :

    • تقویت و تشویق قوه تخیل کودکان : کودکان دارای توانائی ذاتی تخیل و تصور بی اندازه وحصر هستن اینجور توانائی واقعا بذرهای خلاقیت کودکانه ( حسن زاده ، ۱۳۸۳، ص ۱۵). تخیل یکی از پایه های تفکر خلاقه معلمان و والدین می تونه با اجنتاب از سوال و پاسخای قالبی و طرح سوالاتی که با ” به چه دلیل ” و ” چکونه ” شروع می شه به این کمک کنن . مثلا به جای سوال ” قوه جاذبه زمین رو تعریف کنین ؟ ” سوال کنه ” فکر می کنین اگه قوه جاذبه زمین نبود چه مشکلاتی واسه آدم پیش می اومد”. کودکان خلاق از گنجینه گرانبهایی چون تخیل قوی و… بهره مند هستن( میناکاری ، ۱۳۶۸، ص ۷۰).
    • مشکلات

    • ایجاد انگیزه : واسه ایجاد انگیزه و جنب و جوش لازم در کودک باید به رشد ویژگیهای مثبتی چون خودباوری ، خود کارآیی ، خودگردانی[۹] توجه شه( هارتلی ، ۱۳۸۴ص ۲۰) .
    • دادن آزادی کافی وایجاد محیطهای انعطاف پذیر: معلم باید درجهت تقویت تفکر خلاق ، دانش آموزان رو در طرح سوالات و ارائه پاسخا و راه حلها آزاد گذاشته و ضمن دادن آزادی بیان از مشارکت اونا استقبال کنه. بطوری که از حرف زدن نترسیده و مورد تمسخرو بی اعتنائی  قرار نگیرند. سیستمای آموزشی معلم محور اینجور خصوصیاتی دارن. هرمحیط خشک با انضباط زیاد هم مانع بروز خلاقیته. برعکس محیطهای انعطاف پذیر و تا حدودی آزادگذارنده به پرورش استعدادهای خلاقانه کمک زیادی میکنه. محیطهای خشک و سخت گیر مانع بروز خلاقیت هستن .
    • ایجاد ساختارهای مناسب : شامل ایجاد محیط کلاسی تحریک کننده خلاقیت مثل محرکهای چشمی ، فضای کافی ، چگونگی چینش صندلیها ، روش تدریس فعال واکتشافی ، ایجاد امنیت روانی ، اعتماد کافی به دانش آموز.
    • ایجاد سیستم پیشنهادات : خیلی از نظامهای اداری و واحدهای تولیدی و حتی آموزشی ، پیشرفت خود رو مدیون دریافت ، پردازش و کاربرد پیشنهادات عوامل دست اندرکارهستند چون اونا بهتر از هرکی دیگه مسائل و مشکلات سیستم رو متوجه هستن و می تونن راه حل مناسب ارائه بدن. مسئولین و مربیان آموزشی نباید اینجور بپندارند که کودکان با رشد عقلی کم قادر به درک و حل مشکلات محیطهای آموزشی نیستن باید با ایجاد صندوق و ارائه فرمهای پیشنهادات و برخورد جدی و مشوقانه با نظرات جدید اونا رو در بهبود و اصلاح  وضع موجود مشارکت داد .
    • پذیرش اصل فرقای فردی : دانش آموزان از پایه دارای توانائیها و تمایلات متفاوت هستن پس نظام آموزشی و معلم باید به این مهم توجه و انعطاف آموزشی لازم رو داشته و متناسب با ظرفیتای افراد در جهت رشد استعدادها از خلاقیت اونا تلاش کنه. هر چی بیشتر در قریحه و استعداد کودکانمون دخالت کنیم ، بیشتر باعث رکود فعالیتهایی میشیم که مختص اوناس . ما دوست داریم تا معیارهای معمولا ناجور خود رو در کارکرد اونا دخالت بدیم و این کار هم بیشتر منفی و انتقادآمیز از کار درمی آید ( هارتلی ، ۱۳۸۴ ص ۲۰).
    • مشاهده الگوهای رفتاری خلاق: مشاهده یکی از اصول اساسی یادگیریه . لازمه فرصت مشاهده رفتارای خلاقانه و فیلمای آموزشی مربوط در دسترس قرار گیرد .
    • به کار گیری راه روون سازی ذهن یا بارش مغزی : این فوت وفن حل مسئله رو که معطوف به به کار گیری راه تفکر واگراست  اولین بار دکتر الکس ، اس ، ازبورن (۱۹۶۳) مطرح کرد و اونقدر مورد استفاده و استقبال مردم قرار گرفته  که جزئی از زندگی اونا شده (بیدختی و انوری، ص ۵). روش بارش مغزی مناسب گروه س تا فرد . دوبرین (۱۹۹۷) عقیده داره مهم ترین روش بهبود جریان خلاقیت بارش مغزیه  چون به افراد فرصت میده تا در جو آروم اندیشه کنن و با مورد توجه قرار دادن ابعاد جور واجور موضوع ، ایده خود رو آزادانه و به دور از هرگونه محدودیت مطرح کنن ( سیدعامری ، ۱۳۸۱،ص ۱۱۰).  با کاربستن این روش که بر اساس ارائه پاسخهای واگراست امکان رشد و بروز قوه تخیل و خلاقیت دانش آموزان جفت و جور می شه. در این روش تراوشات ذهنی و پاسخهای ممکن و حتی عجیب و غلط افراد روش زوم شده و مورد قضاوت نیستن. دکتر الکس ، اس ، ازبورن(۱۹۶۳) روش بارش مغزی رو اینجور تعریف کرده ” اجرای یه فوت وفن گردهمآیی که از راه اون گروهی تلاش می کنن راه حلی واسه یه مسئله مخصوصا با انباشتن تموم ایده هایی که در جا به وسیله اعضاء ارائه میشه پیدا کنن. در این روش هیچ انتقادی صورت نمی گیره وبه هر ایده هرچند نامربوط روی خوش نشون داده می شه. هرچه ایده ارائه شده بیشتر باشه بهتر میشه. درآخر تموم ایده های ارائه شده مورد توجه و مورد موشکافی قرار می گیرن. بطور خلاصه میشه گفت روون سازی ذهن از چهار اصل یا قانون پیروی می کنه : نبود داوری ، نبود توجه به قوانین عادی ، ارائه راه حلهای بسیار و به کار گیری خلاقیتای بقیه ( هارتلی ، ۱۹۸۸،ص ۵۲۳).       ازبورن تاکید داره در واقع جلسات بارش مغزی ، موقعیتی جفت و جور می کنه تا افراد واسه یه مدت از یه امنیت روانی و آزادی بهره مند شده و بدون نگرانی از آزمایش خارجی و تحقیر بقیه به بیان وجود بپردازند  ( حسن زاده ؛ ۱۳۸۳، ص ۸۷) .

 

  • به کار گیری راه خیالپردازی یا هم اندیشی غیرمستقیم : در این روش اعضای گروه مثلا دانش آموزان به ارائه تخیلات آزادنه خود تشویق می شن و در نتیجه با ترکیب ایده های جور واجور و حتی نامتجانس ارائه شده ، ایده ها و نظرات جدید وجالبی ظاهر می شه. روانشناسی بنام گوردون در سال ۱۹۶۱ این روش رو به وجود آورد. از واژه یونانی سیناپتیک به معنی پیوند اعضای متفاوت و بی رابطه با همدیگه واسه توضیح این روش استفاده می شه.
  • استفاده ار روش تفکر موازی : جریان معمولی تفکر مثل حفر یه گوداله که با افزایش علم، عمق اون زیاد می شه بدون اینکه فضای کافی واسه دیدن دور و بر وجود داشته باشه در روش تفکر موازی امکان دیدن دور و بر و فضای جدید هم هست ایجاد یه اندیشه واسطه ای و پیوند تصادفی از جمله راه های بروز خلاقیت حساب می شن . ادوارد دوبونو واضع این نظریه س .
  • به کار گیری راه دلفی : این روش به وسیله دالکی و همکارانش در سال ۱۹۵۰ معرفی و تازگیا مورد توجه بیشتر واقع گردیده( سیدعامری ، ۱۳۸۱ ،ص ۱۱۱). فرضه در شرائط آموزشی جمعی مانند کلاس درس ، دانش آموزان با همدیگه رودربایستی داشته وتا حدود خیلی از بیان روشن ، بدون سانسور، جدید و خلاقانه  نظرات دوری می کنن پس واسه اصلاح و بهبود این شرائط مراحلی پیشنهاد می شه که عبارتنداز:
  • هردانش آموزنظرات وراه حل خودرابه شکل مخفیانه می نویسه.

۲- نظرات داده شده به معلم برگشت می شه.

۳- دوباره نظرات اعضاء بدون اینکه شناخته شه به همه افراد مشخص می شه.

۴-  هر کدوم از دانش آموزان در باره نظرات همکلاسیها اعلام نظرکرده وهمچنین در باره ایده های جدیدی که احتمالاپس از اطلاع از نظر بقیه بوجود اومده  اعلام نظر می کنن.

۵-  مراحل ۳ و ۴ اونقدر تکرار میشه تا اتفاق آراء حاصل و در آخر نظرات موجود پالایش و دیدگاه های مقبول بدست آید.

  • اجازه بیان شوخ طبعی : دوبونو میگه ” من دقیقا و بطور بی پروا باور دارم که شوخی از کارکردهای بسیار مهم ذهن آدمی بوده و بیشتر از علت دیگه ، موجب سازمان ذهنی خود سروسامون ده و درک می شه “( قاسمی ، ۱۳۸۶، ص ۲۸). شوخی و شوخ طبعی از پایه خلاق بوده وخود آسون کننده خلاقیت بیشتره . ریشه این اثر در توانائی فرد شوخ طبع در دید متفاوتیه که از خود ودیگران داره . پژوهشهای اولیه ویلیام جی – جی – گوردن  و همکارانش در روش سینکتیکز تایید کننده این حقیقته که راه حلها تازه و سدشکنانه همیشه با یه جور بازی و شوخ طبعی همراه بوده . به نظر میرسه پرورش شوخ طبعی قبل اینکه وجود آموزشی  و کلاسی داشته باشه صبغه پرورشی و فرهنگی داره لکن در کلاس درس و محیط خونواده  روش معلمان و والدین می تونه اونو تائید یا نفی کنه . جهت تقویت این توانائی در کودکان فقط کافیه والدین ومعلمان خندیدن وشادبودن رو طبیعی و مقبول بشمارند. درصورت مثبت بودن نتیجه ، نه فقط آثار درمانی بلکه ایجاد جو سالم در بین گروه ها بر اون مترتبه ( تورنس ، ۱۹۷۹، ص ۲۴۵). گتزلز و جکسون( ۱۹۶۲) طی تحقیات مفصل خود در مورد فرق شخصیتی دانش آموزان باهوش وخلاق به این نتیجه مهم رسیدن که بزرگترین فرق دو گروه در الویت دادن به صفت شوخ طبعی تو یه لیست صفات بوده بطوریکه افراد خلاق شوخ طبعی رو جزو رتبه سوم صفاتی که میخوان داشته باشن ذکر می کنن در حالیکه افراد دارای هوشبهرعالی اونو در رتبه نهم صفات مورد علاقه جای داده بودن( میناکاری ، ۱۳۶۸، ص ۷۴). شوخ طبعی به عنوان نماد نشاط روانی درجهت تقویت خلاقیت عمل می کنه و با داشتن روحیه غمگین        نمی تونیم انتظار خلاقیت داشته باشیم . در هرحال حزن و اندوه که از علائم افسردگی هستن  مانع بروز خلاقیته . بقول معروف ” کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشه ”  .
  • به کار گیری راه تفکر جانبی و فوت وفن ۶ کلاه تفکر :  واضع روش تفکر جانبی ادوارد دوبونو        ( ۱۹۹۲) است و معنی اون یعنی یه سری از تکنیکای سیستماتیک واسه تغییر مفاهیم واداراکات . اهمیت و مزیت روش تفکر جانبی در آموزش پذیری و سادگی اون هستش ایشون نظریه خود رو اولین بار در سال ۱۹۶۷ بیان و عقیده داره پایه خلاقیت رو تفکر جانبی تشکیل میده که در واقع یه سیستم تفکر خود سروسامون یابنده ، غیرخطی ، زنجیره ای و غیر منطقیه که در کل راه و روش متفاوت رو القاء می کنه و شامل جستجوی راه حل مسئله و مشکلات از راه روشای نامتعارف و غیر منطقیه . در روش معمولی ، ما با تفکر عمودی سر و کار داریم . این روش مثل کندن یه چاله و عمیقتر کردن اون هستش  بدون اینکه امکان کندن گودالهای دیگری داشته باشیم با تفکر جانبی می تونیم از ” کنارها ”  حرکت کنیم و اداراکات متفاوت ، مفاهیم متفاوت و نقاط ورودی متفاوتی رو بیازمائیم … تا خود رو از طرز فکر معمولی خود به درآوریم . در روش تفکر جانبی همه نظرات دارای ارزش بوده و می تونن موافق هم باشن در عین حال تغییر مفاهیم و ادراکات پایه اونو تشکیل میدن. دوبونو تکنیکای آموزش ساده و عملی رسیدن به تفکر جانبی رو با معنی ۶ کلاه تفکر توضیح میده که افراد تو یه جلسه با عنوان “جلسات آموزش تفکر خلاق ” و بمنظور حل مشکل یا مشکلات شرکت و فرض می شه به تناسب وضع هر کدوم از کلاه ها رو بر سر بزاره البته این روش ، بیشتر در واحدهای تولیدی و سازمانهای اداری کاربرد داره تا موسسات آموزشی . این ۶ کلاه عبارتند از :
  • کلاه سفید(واقعیات و اطلاعات ) : مثل اینه که ما به یه کاغذ سفید خنثی که شامل داده ها و اطلاعاتیه فکر کنیم . شرکت کنندگان در جلسه ، تموم افکار، پیشنهادات و دیدگاه های خود رو کنار گذاشته و فقط به اطلاعات موجود به عنوان پایگاه اطلاعاتی توجه می کنن تا از چند و چون و چگونگی وصول به اونا اطلاع حاصل کنن.
  • کلاه قرمز (احساسات و هیجانات) : مثل اینه که ما به شعله های آتیش برافروخته فکر کنیم. کلاه قرمز با بیان آزادانه و کنترل نشده احساسات ، دریافتا یهویی و الهامات ، حدس و گمانها و احساسات سروکار داره . یعنی کلاه قرمز سمبل مکاشفه ، اشراق و درک در باره ایده هاست . برخلاف جلسات جدی ، اینجا افراد در بیان احساسات ، احساسات و هم اینکه حدس و فکر خود آزاد بوده و محدودیت ندارن . فرض بر اینه که در بطن احساسات ممکنه تجارب و ایده های مهم ای نهفته باشه .
  • کلاه سیاه ) قضاوتهای انتقادی ) : مثل اینه که ما به لباس مشکی یه قاضی سخت گیر فکر کنیم که در مسند قضاوت نشسته و در حال ارسال حکم واسه شخص مجرمه . کلاه سیاه نشونه احتیاط ، عقلانیت ، ملاحظات ، واقع بینی ، مشکلات وخطرات بوده و عاملیه که ما رو از ارتکاب به خطا ، کارای نابخردانه و غیرقانونی باز می داره . این کلاه در واقع منطق و اسلحه مخالفت ، در عین حال  بسیار مهم و سودمنده اما ممکنه زیاده روی در اون منتهی به محافظه کاری شدید و بدبینی شه .
  • کلاه زرد ( قضاوتهای مثبت ) : مثل اینه که ما به درخشش آفتاب فکر کنیم . کلاه زرد نشونه خوش بینی ، تفکر منطقی و رسیدن به سوده . یعنی شامل منطق موافقت و تائید ایده هاست که موجب تشکیل نظرات مثبت و سازنده در باره ایده در حال پیدایش می شه.  این کلاه نسبت به کلاه سیاه نیازمند کوششای سنجیده تر و آگاهانه تره مثلا فرض می شه منافع کار ، همیشه فورا رو نمی شه چه بسا ما ناگزیر باشیم واسه رسیدن به منافع واقعی دست به تحقیق بزنیم . کلاه زرد رسیدن به امکانات ، منافع و ارزش هر ایده رو  شدنی می کنه هرایده خلاقی نیازمند بهره مندی از این شیوه س.
  • کلاه سبز ( خلاقیت و جایگزینا ) : مثل اینه که ما به سبزه زارها و رویش پرپشت اونا فکر کنیم . کلاه سبز مهمترین مرحله و نماد تفکر خلاقه که می تونه شامل ایده های نوین و زیاد بوده و متوجه امکانات و فرضیه ها باشه . در این حالت امکان رسیدن به راهکارها ، پیشنهادات و ایده ها جفت و جور می شه . کلاه سبز ، جست وجوی بی درنگ واسه تلاش خلاقه ای رو شدنی می کنه . کلاه سبز، جا و زمان تفکر خلاق رو در اختیار ما می نهد.
  • کلاه آبی ( تصویر بزرگ ) : مثل اینه که ما به آسمون آبی فکر کنیم . کلاه آبی ، نماد پروسه کنترل کیفیت کار، نتیجه گیری و ناظر به اندیشه ایه که الان در جریانه. یعنی تفکر در باره خود تفکر بوده و به دنبال جمع بندیا ، نتیجه گیریها و تصمیم گیریهاست که به وسیله مسئول جلسه و بمنظور سروسامون دادن و کنترل کردن روند تفکر بکار گرفته می شه تا سازنده باشه دیگه اعضاء فقط پیشنهاد  میدن ( قاسمی ، ۱۳۸۶، ص ۱۱۲ تا ص ۱۱۸).

[۱] – Interaction

[۲] – Conformity

[۳] – De Principatibus

[۴] – Virtu

[۵] – Jan Piaget

[۶] – Motivatoin

[۷] – Self belief

[۸] – Self efficiency

[۹] – Self direction

[۱۰] – Freedom

[۱۱] – Supple environments

[۱۲] – Suitable structures

[۱۳] – Suggestion system

[۱۴] – Individual differences

[۱۵] – Brain stroming

[۱۶] – Dubrin

[۱۷] – Speculative excurion

[۱۸] – Synaptic

[۱۹] – Katerak thinking

[۲۰] – Dalphi

[۲۱] – Sense of humor

[۲۲] – Lateral thinking

[۲۳] – Six thinking hats technique

[۲۴] – Vertical thinking

[۲۵] – White hat ( Facts & Information)

[۲۶] – Red hat ( Feelings & Emotions)

[۲۷] – Black hat ( Critical Judgement )

[۲۸] – Yellow hat ( Positive Judgement )

[۲۹] – Green hat (Alternatives and creativity)

[۳۰] – Blue hat ( The Big Picture)

You may also like...