تأمین مالی ناشی از بدهی‌های عملیاتی-پایان نامه رابطه بین معیارهای رشد شركت و پایداری ساختار سرمایه

مقالات و پایان نامه ها

تأمین مالی ناشی از بدهی‌های عملیاتی

تأمین مالی از طریق بدهی‌هایی که از عملیات و کسب و کار شرکت ایجاد می‌شوند را تأمین مالی ناشی از عملیات گویند. در واقع بدهی‌های عملیاتی در نتیجه معاملات با تأمین کنندگان، مشتریان و کارکنان در انجام عملیات بوده و بدون بهره نیز می‌باشند (نيسيم و پنمن[1]، 2003، 32).

بدهی‌های عملياتي را می‌توان به دو دسته زیر تقسیم نمود:

الف) بدهی‌های عملیاتی قراردادی

ب) بدهی‌های عملياتي برآوردي

2-5-1 بدهی‌های عملیاتی قراردادی

بدهی‌هایی که در مورد مبلغ و یا زمان تسویه آن توافق صورت گرفته و ابهامی نیز وجود ندارد. به طور نمونه، حساب‌های پرداختنی تجاری، بدهی بابت کالاها و خدمات دریافت شده ای است که صورت حساب آن دریافت گردیده و یا با فروشنده در مورد مبلغ و زمان پرداخت ما به ازای آن توافق شده است. در واقع خروج منافع اقتصادی برای تسویه تعهد به قطعیت رسیده است (گراهام، 2000، 45).

2-5-1-1 اعتبارات تجاری (حساب پرداختنی تجاری)

زمانی که شرکتی از طریق افزایش اعتبار به مشتریان، کالاهای خود را به فروش می‌رساند، حساب‌های دریافتنی شرکت (که بخشی از دارایی جاری در ترازنامه است) افزایش می‌یابد. زمانی بدهی به وجود می‌آید که شرکت با استفاده از اعتبار تجاری کالایی را بخرد و آن را در حساب‌های پرداختنی (در ترازنامه شرکت) ثبت کند (كارلسون و همكاران، 2006، 38).

در شرایط اعتبار، نکات زیر مشخص می‌گردد:

1) زمان شروع دوره اعتبار: غالباً زمان شروع دوره اعتبار را تاریخ فاکتور می‌نامند. زمانی که شرکتی در طی یک ماه چندین نوبت خرید می‌کند، شرکت فروشنده ممکن است تاریخ همه فروش‌ها را پایان ماه تعیین کند. یعنی آخرین روز ماهی که چندین نوبت خرید در آن صورت گرفته است را تاریخ شروع دوره اعتبار در نظر بگیرد.

2) زمان پرداخت خالص صورتحساب: این دوره که بر حسب روز بیان می‌شود، مدت زمانی است که به خریدار داده می‌شود تا خالص یا کل مبلغ صورتحساب را بپردازد.

3) تخفیفات نقدی : گاهی اوقات شرکت فروشنده، درصد معینی از صورتحساب خریدارهایی که وجوه کالاهای خریداری شده را سریعاً پرداخت می‌کنند، به عنوان تخفیف کسر می‌کند (کایهن و تيتمن، 2007، 68).

2-5-1-1-1 هزینه اعتبارات تجاری

از آن‌جا که اعتبارات تجاری یکی از منابع وجوه است، باید شرایط اعتبار را از دیدگاه هزینه های ذی‌ربط مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار داد. اول، زمانی که شرکتی از تخفیف استفاده نکند، تخفیف از دست رفته نوعي هزینه تأمین مالی تلقی می‌شود. دوم، اگر شرکتی با توجه به شرایط اعتبار، کالایی را بخرد ولی نتواند در تاریخ مقرر بدهی خود را پرداخت کند، درجه اعتبارش پایین خواهد آمد و پس از آن، تأمین مالی بسیار پرهزینه و حتی گاهی غیر ممکن می‌شود (جهانخاني و پارسيان، 1386).

2-5-1-1-2 هزینه عدم استفاده از تخفیف

اگر شرکتی از تخفیف اعطایی استفاده نکند، از بابت اعتباری که از آن استفاده نکرده است متحمل هزینه ای نخواهد شد؛ زیرا اگر شرکت خریدار در موعد مقرر صورتحساب خود را پرداخت کند، مبلغی از بابت بهره به رقم فاکتور در فاکتور خرید اضافه نخواهد شد. زمانی که شرکت از تخفیف استفاده می‌کند، در طی دوره مقرر هیچ نوع هزینه ای از بابت استفاده از این تخفیف به شرکت تحمیل نخواهد شد. ولی اگر تخفیفی اعلان شود و شرکت از آن استفاده نکند، پرداخت وجه صورتحساب (پس از انقضای دوره ای که تخفیف به آن تعلق گرفته است) به معنی پذیرفتن نوعی هزینه تأمین مالی است (چنگ و داسكوپتا، 2009، 85).

2-5-1-1-3 تأخیر در پرداخت

این عنوان به اقدامی اطلاق می‌شود که شرکت خریدار پس از انقضای دوره مقرر (مدت زمانی که می‌توانست بدون استفاده از تخفیف نقدی، کل صورتحساب را بپردازد) صورتحساب شرکت را پرداخت نکند.

چنین عملی به منزله استفاده طولانی‌تر از اعتبار اعطایی شرکت فروشنده است و یک نوع بدحسابی تلقی شده و باعث می‌شود که درجه اعتبار شرکت خریدار کاهش یابد. در نتیجه، برای شرکت مشکل خواهد شد که در آینده بتواند از اعتباری تجاری استفاده کند و چه بسا مجبور شود خریدهای خود را صد درصد نقد انجام دهد (آلتي، 2006، 34).

2-5-1-1-4 اعتبار تجاری به عنوان ابزاری برای تأمین مالی

همان طور که گفته شد، اعتبار تجاری از جمله منابع تأمین مالی و هم زمان است و نشان دهنده یکی از اشکال مهم اعتبار بازرگانی است. اعتبار تجاری در زمانی به شرکت خریدار داده خواهد شد که شرکت فروشنده برای خریدار یک خط اعتبار باز کرده باشد. این گونه اعتبارات به صورت غیر رسمی به خریداران داده می‌شود و معمولاً بدون دریافت وثیقه و با تضمین است. استفاده کردن از اعتبارات تجاری از جمله روش‌هایی است که شرکت‌ها بدان وسیله برای دوره های کوتاه مدت تأمین مالی می‌کنند (جهانخاني و پارسيان، 1386).

2-5-1-2 اسناد پرداختني

اسناد پرداختني، وعده هاي كوتاه مدت به پرداخت وجه نقد هستند كه پشتوانه آن‌ها، اسناد وعده دار می‌باشد. اسناد پرداختني می‌توانند تجاري يا غير تجاري باشند. اين اسناد معمولاً به ارزش اسمی خود گزارش می‌شوند (نوروش، 1387).

2-5-1-3 ساير حساب‌ها و اسناد پرداختني

ساير حساب‌ها و اسناد پرداختني شامل آن دسته از بدهی‌های کوتاه مدت است که عمدتاً ناشی از دریافت

خدمت، عمل به احکام و قوانین و یا دریافت وجه در قالب سپرده می‌باشد. اين حساب شامل اسناد پرداختني غير تجاري، حساب‌های پرداختني غير تجاري، مالیات‌های تكليفي پرداختني، ماليات بر درآمد پرداختني، حق بيمه پرداختني، حقوق و دستمزد پرداختني، عوارض شهرداري، دو در هزار فروش صنايع، يك در هزار تربيت بدني، عوارض آموزش و پرورش، ذخيره هزينه هاي معوق پرداخت نشده، حساب‌های پرداختني و جاري شركا می‌باشد كه در واقع از عمليات غير تجاري به وجود آمده است. از بين حساب‌های ذكر شده، حساب ذخيره هزينه هاي معوق جز بدهی‌های عملياتي برآوردي می‌باشد.

2-5-1-4 پیش دریافت از مشتریان

بعضی از واحدهای تجاری قبل از انجام کار يا تحویل کالا به مشتریان، از آن‌ها وجه نقد دریافت می‌کنند. به عبارتی دیگر، مبالغی قبل از تحقق درآمد یا تکمیل فرآیند کسب سود، از مشتریان دریافت می‌گردد که به این گونه مبالغ، پیش دریافت گفته می‌شود. پیش دریافت اصولاً بیانگر تعهد انجام خدمت یا تحویل کالا در آینده به مشتریان است و جزء حساب‌های بدهی تلقی می‌شود (برزگر،1389، 36).موفقیت این روش به موفقیت محصولات شرکت و میزان برتری آن در بازار بستگی دارد. هر چقدر قدرت انحصاری شرکت در بازار بیشتر باشد، این شیوه تأمین مالی امکان‌پذیرتر است (باقري، 1388، 41).

2-5-2 بدهی‌های عملیاتی برآوردی (ذخایر)

ذخيره نوعي بدهي است كه زمان تسويه و يا مبلغ آن نامشخص است. ذخاير را می‌توان از ساير بدهی‌ها مانند حساب‌ها و اسناد پرداختني تجاري و ساير حساب‌ها و اسناد پرداختني متمايز كرد، زيرا در مورد زمان تسويه و يا مبلغ آن ابهام وجود دارد. حساب‌های پرداختني تجاري، بدهي بابت كالاها و خدمات دريافت شده اي است كه صورتحساب آن دريافت و يا به طور رسمي با فروشنده در مورد مبلغ و زمان پرداخت ما به ازاي آن توافق شده است. بنابراين وجه تمايز اصلي حساب‌های پرداختني تجاري با ذخاير اين است كه مبلغ آن با توجه به صورتحساب و زمان پرداخت آن نيز از طريق توافق با فروشنده مشخص شده است. گروهي ديگر از بدهی‌ها بابت كالاها يا خدمات دريافت شده اي است كه صورتحساب آن دريافت نشده يا به طور رسمي با فروشنده در مورد مبلغ و زمان تسويه آن توافق نشده است. در برخي موارد براي تعيين مبلغ يا زمان تسويه چنين بدهی‌هایی، انجام برآورد لازم است، اما ميزان ابهام در رابطه با اين بدهی‌ها به مراتب كمتر از ذخاير است. بدهي مربوط به آب و برق مصرف شده اي كه تا پايان دوره مالي صورت حساب آن دريافت نشده، نمونه اي از اين بدهی‌ها می‌باشد. اگرچه در عمل اصطلاح ذخيره براي اين نوع بدهی‌ها نيز استفاده می‌شود، اما اصطلاح ذخيره در استاندارد حسابداري شماره 4 با عنوان ذخاير، بدهی‌های احتمالي و دارایی‌های احتمالي براي بدهی‌هایی بكار می‌رود كه با تعريف ذخيره انطباق داشته باشد. بدهي مالياتي نیز علی رغم داشتن عنوان ذخيره، در تعريف ذخيره نمی‌گنجد و در واقع ذخيره نيست.

ذخيره بايد در صورت وجود معيارهاي زير شناسايي شود:

  1. واحد تجاري تعهدي فعلي (قانوني يا عرفي) در نتيجه رويدادي گذشته دارد.
  2. خروج منافع اقتصادي براي تسويه تعهد محتمل است.
  3. مبلغ تعهد به گونه اي اتكاپذير قابل برآورد باشد.

در صورت عدم احراز شرايط مذكور، هيچ ذخيره اي نبايد شناسايي شود. از جمله مواردي كه در مورد آن‌ها ذخيره شناسايي می‌شود می‌توان به تضمين و ضمانت نامه هاي محصولات فروخته شده، جوايز، اقامه دعوي، ادعاها، اظهارنظرها و… اشاره كرد.

مبلغ شناسايي شده به عنوان ذخيره بايد بهترين برآورد از مخارجي باشد كه براي تسويه فعلي در تاريخ ترازنامه لازم است. بهترين برآورد از مخارج لازم براي تسويه تعهد فعلي، مبلغي است كه واحد تجاري منطقاً لازم است براي تعهد در تاريخ ترازنامه يا انتقال به شخص ثالث در تاريخ ياد شده بپردازد. تسويه يا انتقال تعهد در تاريخ ترازنامه اغلب ناممكن يا غير اقتصادي است.

با اين حال برآورد مبلغي كه واحد تجاري منطقاً لازم است براي تسويه يا انتقال تعهد بپردازد، بهترين برآورد از مخارج لازم براي تسويه تعهد فعلي در تاريخ ترازنامه است (نوروش،1387، 51).

2-5-2-1 ذخیره هزینه های معوق

طي دوره حسابداري، شرکت‌ها هزينه هاي خاصي را متحمل می‌شوند كه بابت آن‌ها تا پايان دوره حسابداري وجهي پرداخت نمی‌گردد. اصطلاحاً به اين هزینه‌ها، هزينه هاي تعهدي (معوق) يا بدهی‌های تعهدي (معوق) گفته می‌شود. برای تعیین مبلغ و یا زمان تسویه این قبیل بدهی‌ها انجام برآورد لازم است. براي مثال، تعهدات مرتبط با حقوق و دستمزدي كه توسط كاركنان ارائه شده، اما تا پايان دوره پرداخت نشده است، نوعي هزينه تعهدي می‌باشد (همان منبع، 83).

2-5-2-2 ذخیره مالیات

در پایان سال مالی و بعد از محاسبه سود (زیان)، در صورتی که نتایج عملیات شرکت منتج به سود شده باشد، می‌بایست مطابق قوانین مالیاتی و به جهت رعایت استانداردهای حسابداری، اقدام به محاسبه ذخیره مالیات بر درآمد نمود. در هنگام محاسبه ذخیره مالیات بر درآمد، آن بخش از درآمدهای شرکت که معاف از مالیات بوده و یا مالیات آن‌ها قبلاً به طور مقطوع اخذ شده از سود ابرازی شرکت کنار گذاشته می‌شود (فرنگ و گويال، 2003، 42). هم‌چنین آن بخش از سود شرکت که به موجب برخی قوانین مالیاتی (مانند مواد 132 و 138) معاف از پرداخت مالیات باشد نیز از سود ابرازی شرکت کنار گذاشته می‌شوند. هم‌چنین می‌بایست آن بخش از هزینه های شرکت که فاقد معیارهای مورد قبول مالیاتی می‌باشند نیز محاسبه و به سود ابرازی شرکت اضافه شود. بعد از انجام تعدیلات، در صورت وجود سود مشمول مالیات، با اعمال نرخ‌های مربوطه طبق قوانین مالیاتی، ذخیره مالیات بر درآمد شرکت محاسبه می‌شود. از آن‌جا كه مبلغ ماليات بر درآمد قبل از صدور برگ قطعي به طور برآوردي مشخص می‌شود و به طور معمول بين ماليات محاسبه شده توسط شركت و ماليات تعيين شده توسط مميز تفاوت‌هایی وجود دارد، اين تعهدات اصطلاحاً با عنوان ذخيره در متن ترازنامه منعكس می‌شود.

2-5-2-3 ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان

به موجب ماده 24 قانون کار، کارفرما مکلف است بعد از پایان خدمت کارکنان (بازنشستگی، استعفا یا اخراج) به ازای هر سال خدمت، حداقل معادل یک ماه آخرین حقوق و مزایا به آنان پرداخت نماید. بنابراین طبق اصل تطابق هزینه با درآمد در پایان هر سال مالی، حداقل معادل یک ماه آخرین حقوق و مزایا و هم‌چنین مابه‌التفاوت تعدیل حقوق سنوات قبل به عنوان هزینه شناسایی و به بدهکار حساب “هزینه مزایای پایان خدمت کارکنان” و بستانکار حساب “ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان” منظور می‌شود. هم‌چنین در طول سال مالی، هنگام خروج کارکنان، هرگونه پرداختی به حساب ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان بدهکار می‌گردد. هزینه مزایای پایان خدمت کارکنان در صورت سود و زیان منعکس شده و مانده حساب ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان، پس از تعدیل آن در پایان هر سال مالی، به شکل یک رقم مجزا در متن ترازنامه به عنوان یکی از اجزای گروه بدهی‌های بلند مدت گزارش می‌شود (اسكندري، 1389، 52).

از آن جایی که حساب ذخیره مزایای پایان خدمت در نتیجه معاملات با کارکنان در انجام عملیات شرکت ایجاد می‌شود یک بدهی عملیاتی بوده و چون زمان تسویه و یا تعیین مبلغ آن توأم با ابهام نسبتاً قابل توجه است برآوردی نیز می‌باشد.

1 – Nissim& Penman