بررسی و ارائه راهکار های اشتغال بسیجیان در استان چهارمحال و بختیاری- …

در رهیافت محدودیت مقداری بازار کار که به نوعی به عدم تعادل بازار کار اشاره دارد، علاوه بر توجه به طرف تقاضای نیروی کار، به طرف عرضه نیروی کار نیز توجه می شود. به عبارت دیگر، در این رهیافت، احتمال بزرگ تر بودن تقاضای نیروی کار از عرضه نیروی کار() نیز درنظرگرفته می شود. در این روش که به طور گسترده بوسیله روزن و کوانت در سال ۱۹۷۸ مطرح و بعدا توسط ذیگران توسعه داده شد[۴۴]، ابتدا تابع عرضه و تقاضای نیروی کار به فرم استاندارد و متعارف ارائه می گردد و سپس برای تعیین اشتغال، شرط حداقل و سایر معادلات به آن دو اضافه می شود. در این رهیافت، سطح اشتغال برابر حداقل عرضه و تقاضا شده نیروی کار در سطح دستمزدهای جاری است. بنابراین، خواهیم داشت:
(۲-۵۴)
البته در این رهیافت می توان از معادلات دیگر برای توضیح بیکاری یا تعدیل دستمزد واقعی استفاده نمود. برای نمونه، به منظور بررسی تعدیل دستمزد واقعی، الگوی زیر به معادلات فوق اضافه می شود:
(۲-۵۵)
الگوی فوق نشان می دهد که تغییرات دستمزد واقعی، علاوه براینکه تابعی از اختلاف بین عرضه و تقاضای نیروی کار می باشد، به متغیر نیز بستگی دارد. متغیر نشان دهنده قدرت اتحادیه های کارگری و مراجع قانونی در تعیین دستمزد یا تعیین حداقل دستمزد می باشد.
شایان ذکر است، این الگو در توضیح وجود همزمان بیکاری در بعضی از بخش های اقتصادی و وجود فرصت های خالی شغلی در سایر بخش ها ناتوان است. بنابراین در اینجا اهمیت بررسی بخشی بازار کار مشخص می گردد که البته در کشورهای پیشرفته با توجه به موجودبودن اطلاعات آماری این مشکل تقریبا برطرف گردیده است.
توجه به این مطلب حائز اهمیت است که تفاوت اساسی رهیافت تقاضای نیروی کار و رهیافت محدودیت مقداری به ضریب تعدیل مربوط می گردد. همانگونه که در قسمت قبلی مطرح گردید، اگرچه در قالب نظری ضریب تعدیل مورد توجه قرارمی گیرد، ولی نهایتا به دلایل اقتصادسنجی ضریب تعدیل در درون یک طرح ثابت فرض می شود، ولی در رهیافت محدودیت مقداری ضریب تعدیل را درنظر می گیریم. براین اساس معادله(۲-۵۳) به صورت زیر نوشته می شود:
(۲-۵۶)
که درآن متغیرهای هزینه تعدیل می باشد. بدیهی است که با توجه به غیرخطی بودن پارامترها، از روش های غیرخطی برای تخمین پارامترها استفاده می شود.
۲-۱-۱۰-۷ روابط بلندمدت و دینامیک کوتاه مدت تقاضای نیروی کار(Kottis, A.P; 1990)
دیدگاه نئوکلاسیکی تقاضای نیروی کار در ادبیات اقتصاد نیروی کار به طور گسترده استفاده شده است. براساس یکی از این مدل های نئوکلاسیکی تقاضای نیروی کار که مبتنی بر رقابت کامل است، در تعادل تقاضا برای نیروی کار فقط تابعی از بردار قیمت های نسبی می باشد:
(۲-۵۷) (p)
که در آن سطح تعادلی اشتغال و p برداری از قیمت های واقعی نهاده هائی است که در فرآیند تولید استفاده می شوند. به هرحال، این موضوع ثابت نشده است که رابطه (۲-۵۷) برای تحلیل های تجربی مفید است. بدین خاطر، به دو دلیل استفاده از فرم تعمیم داده شده رابطه (۲-۵۷) پیشنهاد می گردد، اولا مدل خیلی محدودکننده است؛ زیرا نقش مستقیم اثرات تولید بر اشتغال را درنظر نمی گیرد. تعدادی از محققان( برای مثال، بین در سال ۱۹۸۶ و بکرمن و جنکینسوندر سال ۱۹۸۶) در یافتند که اثرات تولیدی، عامل تعیین کننده تجربی مهمی در اشتغال می باشد که این مساله بدلیل این است که یا بنگاه ها تقاضای مقیدشده دارند و یا تحت رقابت ناقص فعالیت می کنند(نیکل ۱۹۸۴) . ثانیا قیاس های تجربی معادله (۲-۵۷۹ بیانگر این است که تعدیل اشتغال به سوی سطوح تعادلی اش به صورت آنی رخ می دهد. تعدیل آنی تنها در سیستم هائی رخ می دهد که هزینه های تعدیل برابر صفر است. بدلیل وجود هزینه های استخدام و اخراج، این فرض برای تعدیل های اشتغال غیرمحتمل است و بدین ترتیب، یک مشخص نمائی تجربی مناسب از معادله اشتغال می بایست توجه بیشتری به مدل سازی جنبه های پویای فرایند تعدیل داشته باشد.
یک مدل ساده تقاضای نیروی کار که نکات فوق را درنظر می گیرد ، عبارت است از [۴۵]( Mac Donald, R. and P.D. Murphy ; 1992):
(۲-۵۸)
(۲-۵۹)
که در آن بر تولید مورد انتظار دلالت دارد و بیانگر برداری از متغیرهای مشتمل بر ،و یک بردار مطابق پارامترهای جمعیتی و اپراتور تفاضل مرتبه اول و جمله داخل پرانتز در معادله (۲-۵۹) یک جمله تصحیحی خطا است که به ما در جهت رسیدن به تعادل بلند مدت خود فشار می آورد. معادله (۲-۵۹) می تواند به عنوان یک نمایش تصیحی خطا از یک ساختار با وقفه عمومی نگریسته می شود، که از یک فرآیند حداکثرسازی بین دوره ای سود به دست می آید، که در آن انتظارات پیش رونده( آینده) از به وسیله ارزش های پیش بینی به دست آمده از یک مدل مناسب VAR جایگزین می شود.
 
بنابراین روابط(۲-۵۸) و (۲-۵۹) به ترتیب توابع تقاضای نیروی کار بلندمدت و کوتاه مدت را توضیح می دهند. رهیافت ارئه شده در اینجا به دو دلیل نسبت به رهیافت سنتی تر نئوکلاسیک ارجحیت دارد: اولا از دیدگاه صرفا علمی، این دیدگاه به نظر می رسد مدلی را پیشنهاد دهد که به میزان بیشتری به مسائل دنیای واقعی توسل می جوید. ثانیا آزمون های هم انباشتگی(Cointegration) صورت گرفته توسط جنکینسون حاکی از عدم مناسب بودن مدل نئوکلاسیکی است و مطرح می کند که این رهیافت در ایجاد یک تعادل بلندمدت معتبر شکست خورده است.
۲-۱-۱۰-۷ مدل بین دوره ای تقاضای نیروی کار [۴۶]( Mac Donald, R. and P.D. Murphy ; 1992):
این مدل مبتنی بر روشی است که ابتدا موجودی مطلوب سرمایه تعیین و سپس براساس آن تابع تقاضای نیروی کار استخراج می شود. عوامل تعیین کننده موجودی مطلوب سرمایه تعین و سپس براساس آن تابع تقاضای نیروی کار استخراج می شود. عوامل تعیین کننده موجودی مطلوب سرمایه را می توان از فرایند حداکثرکردن ارزش فعلی یک بنگاه که تصمیمات جاری سرمایه گذاری، جریان سود انتظاری آینده را منظور می دارد، استخراج نمود. ابتدا از محدودیت هائی که بنگاه تولیدی با آن روبروست آغاز می کنیم. اولین محدودیت، محدودیت تکنولوژیکی است که توسط تابع تولید به صورت زیر تعریف می شود:
(۲-۶۰)
در اینجا محصول هر دوره زمانی، داده ساعات کار و حجم سرمایه( کارخانه و تجهیزات) در زمان را نشان می دهند.
دومین محدودیتی که بنگاه با آن مواجه است، به صورت زیر می باشد:
(۲-۶۱)
که در آن موجودی سرمایه، نرخ استهلاک و سرمایه گذاری ناخالص می باشد.
اکنون بنگاه می خواهد با توجه به محدودیت های موجود در معادله(۲-۶۰) و (۲-۶۱) ارزش فعلی جریان سود آینده خود را حداکثرنماید. سودها از تفاضل فروش ها با صورتحساب دستمزد و مخارج انجام شده روی کالاهای سرمایه ای به دست می آیند. در اینجا قیمت کارخانه و تجهیزات است( شاخص تعدیل کننده تجهیزات و کارخانه در حساب های ملی درآمد و تولید ملی) و متغیری که باید حداکثرشود، ارزش فعلی می باشد که توسط رابطه زیر ارائه می شود:
(۲-۶۲)
که در آن نسبت به دو محدودیت اشاره شده، حجم سرمایه تعادلی را به عنوان تابعی از محصول، هزینه استفاده از سرمایه و قیمت محصول به دست می آید:
(۲-۶۳)
که در آن تولید، هزینه استفاده از سرمایه و قیمت محصول می باشد و هر دو مثبت بوده و منفی است.
همچنین تابع تقاضای نیروی کار به صورت زیر به دست می آید:
(۲-۶۴)
بنابراین، تقاضای نیروی کار به سطح دستمزد، قیمت محصول، سطح تولید و هزینه استفاده از سرمایه گذاری بستگی دارد. در رابطه (۲-۶۴) تقاضای نیروی کار با دستمزد رابطه معکوس و با بقیه متغیرها رابطه مستقیم دارد.
بخش دوم
مروری بر پیشینه تحقیق

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است