بررسی و ارائه راهکار های اشتغال بسیجیان در استان چهارمحال و بختیاری- …

(۲-۴۰)
که نشان دهنده لگاریتم طبیعی، تقاضای نیروی کار مطلوب یا برنامه ریزی شده یا بلندمدت[۳۶] می باشد، بردار متغیرهای مستقل شامل دستمزد، تولید، موجودی سرمایه و …. است. و نیز جمله اختلال می باشد. سطح مطلوب اشتغال هر بنگاه، الزاما با سطح واقعی اشتغال بنگاه برابر نیست. اگر سطح اشتغال فعلی یا واقعی یک بنگاه را با نشان دهیم، در این صورت، هر انحراف از سطح مطلوب اشتغال، منجر به عدم کارائی می شود. هوانگ و لیدیر در سال ۱۹۸۵، برای بررسی و اندازه گیری میزان عدم کارائی در بحث طرف تقاضا، دو نوع هزینه را مطرح می کنند. هزینه عدم تعادل[۳۷] و هزینه تعادل[۳۸] ( Burgess, S.M ;1986).
اولین هزینه، هزینه عدم تعادل است که آن را با نشان می دهیم. هزینه عدم تعادل، تابعی از تفاوت بین تقاضای مطلوب و تقاضای واقعی نیروی کار است:
(۲-۴۱)
هدف هر بنگاه، رسیدن به سطح مطلوب اشتغال می باشد. هرقدر بنگاه از سطح مطلوب فاصله بگیرد، کارآئی بنگاه کاهش و هزینه های بنگاه افزایش می یابد و بالعکس، برای مثال اگر اشتغال مطلوب بنگاه معادل ۱٫۰۰۰ کارگر باشد، قرارگرفتن در سطح اشتغال ۸۰۰ کارگر برای بنگاه هزینه عدم تعادل خواهدداشت. حا ل بنگاه تصمیم می گیرد که این شکاف را پرکند. کاهش شکاف و حرکت به سمت مطلوب اشتغال، اولا نیاز به زمان و ثانیا نیاز به هزینه دارد. این نوع هزینه ها به وسیله هزینه های تعدیل توضیح داده می شود. هزینه تعدیل() به عنوان تابعی از اختلاف بین سطح تقاضای واقعی نیروی کار در دوره جاری() و سطح تقاضای واقعی نیروی کار در دوره قبل () تعریف می شود:
(۲-۴۲) )
این رابطه نشان می دهد که کاهش اختلاف بین سطح اشتغال بنگاه در دو دوره زمانی، نیاز به هزینه دارد. از جمله این هزینه های تعدیل می توان به هزینه استخدام و اخراج، هزینه آموزش نیروی کارجدید، هزینه ریسک ناشی از جذب نیروی کار جدید و هزینه های اضافی تحمیل شده به بنگاه از طریق قوانین و مقررات اشاره کرد. بنابراین، هر بنگاه هنگامی به استخدام جدید نیروی کار مبادرت می ورزد که اختلافی بین اشتغال مطلوب و واقعی وجود داشته باشد. بنگاه اطلاع کامل دارد که استخدام جدید از یک سو هزینه عدم تعادل را کاهش می دهد، ولی همزمان هزینه تعدیل نیز افزایش می دهد. حال این سوال مطرح است که بنگاه به چه میزان استخدام می کند( Burgess, S.M ;1986).
درواقع اگر بنگاه از سطح مطلوب اشتغال فاصله داشته باشد، هزینه عدم تعادل افزایش می یابد و بنگاه خواستار حرکت به سطح مطلوب است. از سوی دیگر، وجود هزینه های تعدیل موجب می شود که بنگاه سریعا به سمت مطلوب حرکت نکند. براین اساس، بنگاه ها به دنبال حداقل کردن مجموع این دو هستند[۳۹] هوانگ و لیدر به دلیل شرایط مدل های اقتصادسنجی، تابع هزینه کل را به صورت یک فرم درجه دوم درنظر می گیرند[۴۰]:
(۲-۴۳)
با حداقل کردن تابع هزینه کل نسبت به سطح اشتغال، معادله زیر به دست میآید:
(۲-۴۴)
(۲-۴۵)
معادله فوق به مدل تعدیل جزئی[۴۱]مشهور است که توسط نرلاو[۴۲] ارئه شده است (Gabriel, S.A, and J.S; Marquez and W.L, Wascher ;1991). مدل تعدیل جزئی نوعی ارتباط بین تقاضای واقعی و تقاضای مطلوب برقرارمی کند. قابل توجه است که تقاضای مطلوب قابل مشاهده و اندازه گیری نیست و مدل تعدیل جزئی، امکان تبدیل متغیر مطلوب به واقعی را فراهم می کند. در این معادله نشان دهنده ضریب تعدیل می باشد. ضریب تعدیل، نشان می دهد که چند درصد از اختلاف بین تقاضای واقعی و مطلوب در هر دوره از بین می رود. اگر ۱ باشد، تعدیل کامل است ( یعنی ) و اگر ۰ باشد هیچ گونه تعدیلی صورت نمی پذیرد. درواقع، ضریب تعدیل، میزان انعطاف پذیری بازار کار را نیز نشان می دهد. هر قدر به یک نزدیک باشد، انعطاف پذیری بازار کار بیشتر است و برعکس، هرقدر به صفر نزدیک باشد انعطاف پذیری بازار کمتر است. با ترکیب مدل تعدیل جزئی و تابع تقاضای مطلوب نیروی کار، خواهیم داشت:
 
(۲-۴۶)
که نشان دهنده جمله اختلال و برابر می باشد. این الگو برای دو دوره زمانی تعریف شده است که در آن ضریب تعدیل یک پارامتر ثابت است. بنابراین اگر تقاضای نیروی کار را تابعی از تقاضای نیروی کار دوره قبل درنظر بگیریم، () به دست می آید. برای مثال اگر این ضریب ۷۵/۰ باشد، ضریب تعدیل ۲۵/۰ خواهد بود. معکوس ضریب تعدیل [] به معنی سرعت تعدیل می باشد که در این مثال برابر ۴ سال خواهدبود. به عبارت دیگر، ۴ سال طول می کشد که اختلاف بین اشتغال واقعی و مطلوب از بین برود(Gabriel, S.A, and J.S; Marquez and W.L, Wascher ;1991).
نیکل(۱۹۸۶) الگوی پویای تقاضای نیروی کار را برای دوره ارائه داد. در ان الگو، ضریب تعدیل یک پارامتر ثابت نیست، بلکه تابعی از هزینه های تعدیل بوده و هزینه های تعدیل نیز تابعی از دستمزد و نرخ اخراج نیروی کار[۴۳]می باشد. همچنین، نکاب و حشمتی(۱۹۹۸) تابع تقاضای نیروی کار انعطاف پذیر را به صورت یک تابع ترانلوگ ارئه دادند و ضریب تعدیل نیز تابعی از روند و بردار عوامل محیطی تولید است که این عوامل در صنایع مختلف، متفاوت می باشد. قطعا ساختار مدیریت، دولتی یا خصوصی بودن بنگاه، مقیاس بنگاه، محل استقرار بنگاه، سطح تحصیلات و تخصص نیروی کار مورد استفاده، روی میزان ضریب تعدیل موثر خواهدبود. به هرحال، آنها مطرح می کنند که هرچه سرعت تعدیل کمتر باشد، عدم کارائی در بنگاه افزایش می یابد و برعکس. در ادامه، چند مورد از الگوهای پویای تقاضای نیروی کار مطرح می شود(Andres, B ; 2001):
۲-۱-۱۰-۵ تحلیل تئوریکی الگوی پویای تقاضای نیروی کار(Khans,s. , and Ghanis, E;1998)
تحلیل تئوریکی الگوهای پویای تقاضای نیروی کار به طور گسترده به وسیله نیکل(۱۹۸۶) ارائه شده است. در این روش، تابع درآمد خالص واقعی به صورت معرفی می گردد که اشتغال، موجودی سرمایه، قیمت مواد، قیمت محصول و نشان دهنده متغیرهای انتقال دهنده تقاضا می باشد. البته در این الگو فرض رقابت ناقص اعمال شده و بنابراین، قیمت از هزینه نهائی انحراف دارد. حال بنگاه را طوری انتخاب می کند که سود مورد انتظارش حداکثرگردد ( البته از قبل معین است):
(۲-۴۷)
که در آن نرخ دستمزد واقعی، نرخ تنزیل واقعی، هزینه های تعدیل نسبت به دستمزد و نرخ رهاکردن شغل(Quit Rate) می باشد که با حل مسئله فوق برای و معین و ثابت خواهیم داشت:
(۲-۴۸)
که در آن یک پارامتر است، بطوری که برابر نرخ بهره واقعی می باشد. نشان دهنده سطح بهینه اشتغال مورد انتظار در دوره و ضریب تعدیل است که تابعی از ، و می باشد.معادله (۲-۴۸) نشان دهنده طرح بهینه شرکت برای خواهدبود و ارزش های و برای آینده داده شده فرض می شود. البته در هیچ روشی و نمی تواند پیش بینی گردد. در شروع دوره بعد، و تغییر خواهدکرد و یک طرح بهینه جدید شکل خواهدگرفت که درنتیجه ارزش متفاوتی برای به دست می آید. بنابراین در دوره یک طرح ثابت است، اما بین طرح ها تغییرخواهدکرد. از آنجا که مقدار مناسب نرخ بهره بلندمدت ثابت خواهدبود، به صورت زیر تعریف می شود:
(۲-۴۹) دراینجا فرم الگو به صورت لگاریتمی درنظرگرفته می شود. باید توجه داشته باشیم که ما انتظار داریم بیشتر از یک وقفه برای متغیرهای الگو وجودداشته باشد و برای این مطلب نیز دلائل تئوریکی قوی وجوددارد. فرض کنید؛ با هزینه های تعدیل متفاوت وجوددارد و به خاطر این در الگو وجودخواهدداشت، اما تعادل بلندمدت همان است. تحت این شرایط، اشتغال کل به وسیله معادله زیر مشخص می گردد:
(۲-۵۰) که در آن عملگر وقفه است.
 
جمعی سازی انواع مختلف نیروی کار با هزینه های استخدام و اخراج متفاوت، اثرات مشابهی خواهدداشت. حال اگر از معادله(۲-۴۸)، را در معادله (۲-۵۰) جایگزین کنیم، خواهیم داشت:
(۲-۵۱)
که در این الگو بردار متغیرهای مستقل می باشد که می تواند شامل دستمزد واقعی، قیمت واقعی مواد، موجودی سرمایه، متغیرهای شوک تقاضا و……. باشد. این الگو با یک تغییر در پارامترها می تواند به صورت زیر ارائه گردد:
(۲-۵۲)
یا
(۲-۵۳)
که در آن ، و است.
برای برآورد الگوی فوق ابتدا فرض می کنیم که و ثابت هستند و سپس با استفاده از روش های اقتصادسنجی الگوی فوق را که تقریبا یک الگوی مکانیزم تصحیح خطا(ECM) شباهت دارد، برآوردمی کنیم.
۲-۱-۱۰-۶ الگوی محدودیت مقداری در بازار کار(Mac Vittie. E, andJK Swales ; ۱۹۹۹)
در رهیافت تقاضای نیروی کار که در قسمت قبل مورد بررسی قرارگرفت، فرض می شد که تقاضای نیروی کار برابر میزان اشتغال() می باشد. یکی از انتقادات بر این رهیافت آن است که در الگوی تقاضای نیروی کار فرض می شود که بنگاه تعیین کننده سطح اشتغال می باشند و آنها می توانند به هراندازه که مایل باشند به استخدام نیروی کار بپردازند. به عبارت دیگر، فرض می شود که همیشه کارگران در دسترس می باشند.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.