فایل دانشگاهی – بررسی نقش تعامل برون سازمانی روسای کلانتری در پیشگیری از جرائم در …

۱-   روش‌هائیکه کوشش و تلاش برای ارتکاب جرم را افزایش می‌دهد.
۲-   فنونی که ارتکاب جرم را پرخطر می‌کند.
۳-وسایلی که جذابیت موضوع جرم را کاهش می‌دهد.
۲-۳-۸-نقش نهادهای اجتماعی در پیشگیری اجتماعی از وقوع جرم
سازمان های بسیاری در این امر مسئولیت دارند، ولی بررسی نقش یکایک آنان نیاز به کار وسیع علمی دارد، بنابراین نگارنده به بررسی مهم ترین نقش آنان (خانواده، مدرسه ، رسانه ها اصناف، پایگاه های بسیج و پلیس) بسنده کرده است.
الف) خانواده
جامعه شناسان بر این باورند که خانواده از جمله مهم ترین عواملی است که می تواند بیشترین نقش را در جلوگیری از بروز انحرافات و جرایم اجتماعی ایفا کند، همان گونه که می تواند عاملی مؤثر در بروز رفتارهای انحرافی باشد. بنابراین اگر محیط خانواده در دوران کودکی فرد، محیطی سالم، مناسب و بسامان باشد، احتمال مصونیت این فرد و گرایش آنان به رفتارهای انحرافی و نابهنجار بسیار فراوان است.
کارکردهای مهم خانواده عبارت اند از: تولیدمثل، اجتماعی کردن و تعیین پایگاه اجتماعی، محافظت روان از اعضای خانواده، کاهش و از میان بردن تنش ها و همچنین خانه داری و گذران اوقات فراغت. (اوحدی، ١٣٨٧: ۳۲) یکی از کارکردهای مهم خانواده، اجتماعی کردن کودکان است و دو رقیب عمده خانواده در این زمینه، مدرسه و رسانه های همگانی، به ویژه تلویزیون هستند.
کودک درخانه، الگوهای کرداری و رفتاری را می آموزد که برای ادامه حیات او و درمحیط ضروری هستند .کودک می آموزد که چگونه در قالب اجتماعی زندگی کند. کودکان مشاهده می کنند که پدران و مادران ایشان چگونه با یکدیگر رفتار می کنند، لذا آنان هم به تدریج نمونه های اخلاقی و رفتاری خود و دیگران را از طریق بازی و تقلید و تکرار یاد می گیرند، بنابراین کودک می آموزد که چگونه با کنش ها و کوشش های زندگی با دیگران روبه رو شود، چگونه برخشم و غضب خود غلبه کند و بر تمایلات آنی خویش چیره شود و آنها را به تعویق اندازد. (اعزازی، ١٣٧۶: ۲۳)
بی توجهی خانواده و ضعف هایی که در امر تعلیم و تربیت نوجوان مطرح است، از قبیل: نبود کنترل، اعتقاد نداشتن والدین یا ندانستن راه صحیح آموزش امور دینی نیز باعث دین زدگی فرزندان می شود. و زمینه را برای اعمال خلاف آماده می سازد. روا نشناسان تربیتی معتقدند خانواده هایی که بر اعمال فرزندان خود نظارت ندارند و کمتر مقررات و استاندارد های مشخصی در قبال رفتارهای ناپذیرفتنی آنان وضع و از برخورد قاطعانه درمقابل رفتارهای خلاف فرزندان خود پرهیز می کنند، زمینه های کجروی و انحراف را مساعد می نمایند. در واقع، ایشان نابهنجاری رفتاری را – که نوعی اختلال شخصیتی در نظام روانی افراد است – بروز می دهند. این افراد احساس مسئولیت نمی کنند و اختیار رفتار خود را ندارند. (مجله جامعه شناسی ایران، ۱۳۸۱: ۷۳)
از جمله عوامل خطر در محیط خانوادگی عبارت اند از: کم سوادی و دانش والدین، تبهکاری و انحراف چند تن از اعضای خانواده، مشکلات مالی و محدود بودن درآمد والدین، اعتیاد اعضای خانواده، تک والدینی بودن و جز آن است.
نقش خانواده در پیشگیری از جرم
تقویت باورهای دینی و ارزش های اسلامی در فرزندان؛
جلب اعتماد فرزندان با این ملاحظه که فرزندشان بدون احساس ترس و نگرانی بتواند مسائل خود را بیان کند؛
دور نگه داشتن محیط خانواده از تشنجات، اختلافات و مشاجرات و جلوگیری از هم گسیختگی خانواده؛ زیرا از هم گسیختگی خانواده در دختران، اغلب به فرار از منزل و مدرسه و ولگردی می انجامد. پسران، کوچه و خیابان را بر محیط خانواده از هم پاشیدهترجیح می دهند و با قبول عضویت در باندها به ارتکاب جرایم گوناگون کشانده می شوند (دانش، ١٣٧۶: ۲۳۶-۲۳۵).
توجه به رشد جسمانی و روانی فرزندان با مهرورزی به آنان؛
انتخاب سبک تربیتی مناسب و متناسب با ویژگی های فرزندان؛
توجه به رفتار فرزندان و منع آنان از معاشرت با دوستان ناباب؛ در این خصوص« بالبی » معتقد است که عوارض کمبود محبت به صورت بی عاطفگی، بی رحمی، افت تحصیلی، بی باکی، سرقت، انحراف، خودفروشی و فحشاست؛ (قائمی، ۱۳۷۳: ۱۴۹).
سرمشق و الگو بودن والدین برای فرزندان در همه زمینه ها؛
پرهیز از مشغله های کاری فراوان و خالی گذاردن اوقاتی برای گفت وگو با فرزندان؛
توجه والدین جهت برنامه ریزی صحیح برای پرکردن اوقات فراغت فرزندان.
ب)مدرسه
آموزش و پرورش که ٣٠ درصد جمعیت کشور را دربرمی گیرد، جذاب ترین محیط برای تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان کشور به شمار می رود. در این میان مدرسه از جمله نهادهای اجتماعی است که بعد از خانواده نقشی به سزا در زندگی اجتماعی کودکان، نوجوانان و جوانان بر عهده دارد، زیرا دانش آموز بیشتر وقت زنده و فعال خود را در مدرسه سپری می کند. موقعیت و برنامه های مدرسه اثری مهم در علاقه مندی یا فرار جوانان از مدرسه دارد. (سعیدیان، ۱۳۸۷: ۱)
در بعضی از مدارس، نامناسب بودن برنامه، محیط سرد و غم آور، نبود معلمان ورزیده و تعلیم دیده، بی توجهی و بی علاقگی به وضع دانش آموزان، شلوغ و پرجمعیت بودن کلاس ها، انبوه وظایف و تکالیف و نداشتن فرصت کافی برای معلمان به منظور رسیدگی به مشکلات دانش آموزانی که در زمینه وضع تحصیلی، اجتماعی یا شخصی خود نیاز به کمک دارند، سبب می شود که این قبیل دانش آموزان به محض مشاهده شروط لازم، به رفتار بزهکارانه روی آورند و از این طریق تا حدودی جلب توجه و احساس موفقیت کنند. (ستوده، ۱۳۸۴: ۴۴).
طرز برخورد معلمان در کلاس درس با شاگردان، به ویژه در دوره ابتدایی در روحیه آنان تأثیر می گذارد. بنابراین باید به نوع رفتاری که باکودکان دارند، کاملاً آگاه باشند و تصور نکنند که ایشان کودک اند و چیزی نمی فهمند. این مطلب را نباید فراموش کرد که کودکان از دو سالگی به بعد شناخت حسی دارند. درباره کودکانی که در کلاس یا منزل حرکت و فعالیت بیشتری دارند – و به اصطلاح شلوغ ترند – باید گفت که آنان از سلامت جسمی و روحی بهتری برخوردارند تا کودکانی که ساکت و آرام درکلاس درس می نشینند.
نقش مدارس در پیشگیری از وقوع جرم
استفاده از معلمان علاقه مند، معتقد به مبانی اسلامی، مسئولیت پذیر و با وجدان کاری چشم گیر؛ از این رو که معلمان، الگوهای بسیار مؤثر و مهمی برای دانش آموزان به شمار می روند؛
کنترل و نظارت بر اعمال و رفتار دانش آموزان و برخورد صحیح با افراد خاطی و تشویق دانش آموزان منضبط؛
استفاده از مشاوران متخصص و متعهد علمی و تجربی برای عرضه راهکارهای مناسب به دانش آموزان، در مواقع مواجهه با مشکل؛
شفاف سازی قوانین و مقررات مدرسه و خودداری از سخت گیری در زمان ثبت نام؛
پیش بینی دروسی متناسب با ویژگی های جامعه برای آگاه سازی دانش آموزان در برابر مسائل گوناگون؛
توجه به برنامه های پرورشی مدارس – که هم اکنون کمتر به آنها ارزش داده می شود – مانند: برنامه نمایشی یا سرود، اعم از اینکه در جایگاه هنرپیشه باشد یا تماشاگر، زیرا این برنامه ها بسیار در روحیه دانش آموزان تأثیرگذار است.
ج)رسانه
رسانه های جمعی نیز چه بسا مانند بسیاری از یافته ها و ساخته های انسانی، مفید یا مضر باشند. این افراد هستند که نیک و بد روزگار را در آن منعکس می سازند و باز افراد هستند که مفاهیم نیکی و بدی را به محتوای برنامه های منتشر شده مرتبط می دانند؛ بنابراین، رادیو، تلویزیون، فیلم های سینمایی و مطبوعات، خود وسیله تعیین کننده و تأثیرگذار بر انحرافات اجتماعی نیستند، بلکه ابزاری در دست افراد هستند؛ لذا تعیین کننده قاطعیت و تأثیر مثبت یا منفی آن مربوط به محتوای برنامه هایی است که به وسیله افراد انتشار می یابد. تأثیرات رسانه های جمعی بر انحرافات اجتماعی، مربوط به تغییراتی است که افراد سازنده، اداره کننده و پخش کننده برنامه های آگاهانه یا ناآگاهانه به جامعه عرضه می دارند.
همان گونه که رفتارهای اجتماعی از طریق رسانه های گروهی شایسته یادگیری است، رفتار های ضد اجتماعی و انحرافی نیز ممکن است از همان طریق آموخته شود. در زمان حاضر به نظر می رسد که از بین رسانه ها، تلویزیون نقشی مؤثرتر داشته باشد. تلویزیون همچون رسانه ای همه گیر و پرنفوذ تأثیری فراتر و بیشتر از سایر رسانه های مطرح دارد . نظر به اینکه معمولاً تصویر، بیش از نوشته یا سخن انسان را متأثر می سازد، بیشتر بررسی های مرتبط با تأثیر وسایل ارتباط جمعی در رفتارهای انحرافی به سینما، تلویزیون و احتمالاً نوارهای مصور مربوط می شود.
در بین رسانه های همگانی موجود، رسانه های تصویری اثرگذاری بیشتری دارند، به این صورت که بینندگان برنامه های کانال های تلویزیونی – که فیلم های سینمایی و برنامه های مخربی پخش می کنند – گاهی خود را با شخصیت های این برنامه ها همسان می پندارند و مرتکب اعمال مجرمانه آن شخصیت ها می شوند. متأسفانه بیشتر تهی هکنندگان فیلم های تلویزیونی و سینمایی در خارج از کشور به جنبه آموزشی و تربیتی، مذهبی و اخلاقی آنان توجه ندارند و فقط به نیت کسب درآمد بیشتر، به نحوی اغراق آمیز در صحنه ها، پرخاشگری، عصیان، خشونت، قانون شکنی، عیاشی و شهوت رانی را تصویر می کنند. (کی نیا، ۱۳۷۳: ۵۱۰).
در عصر حاضر، رسانه های جمعی همه روزه اخبار مربوط به جرم و جنایت و جنگ را در مطبوعات اغلب کشورها، از جمله ایران، منعکس می کنند. و گاهی هم خبر آن از مرزهای کشورها گذشته و جنبه جهانی پیدا کرده است. تغییر در نگرش ها، رفتار، نوع پوشش، به کارگیری اصطلاحات خاص و غیره، پس از تماشای تلویزیون در کودکان دیده می شود و چون کودکان تجربه و اعتماد به نفس فردی ندارند، تفاوت میان واقعیت و تصویر را به سهولت درک نمی کنند و هر چه می بینند، بدون چون و چرا می پذیرند و واقعیت تصور می کنند.
تقریباً در بیشتر کشورها، به ویژه کشورهای در جریان رشد، عده نسل جوان بیشتر، و دلبستگی آنان به رسانه های جمعی فزون تر است. تحقیقات انجام شده در شهر تهران، حاکی از آن است که بیشتر تماشاکنندگان تلویزیون، کودکان کمتر از ١۵ سال، و بعد از آنان، بانوان خانه دار و سپس جوانان بیش از ١۵ ساله هستند. (شیخاوندی، ۱۳۷۳: ۳۴۴)
بدیهی است بعضی از برنامه هایی که از شبکه تلویزیونی پخش می شود برای گروه های سنی محدود یعنی کودک و نوجوان مناسب نیستند و تماشای آنها برای ایشان پیامدهای نامطلوبی دارد، زیرا شماری از برنامه ها فقط با هدف جذب مخاطب تهیه می شوند و در آنها دیدگاه کارشناسانه مناسب لحاظ نمی شود. فیلم سینمایی نقشی مؤثر در انحراف و بزهکاری جوانان دارد. نمایش اعمال خشونت بار، کشتار، جنایت، خون آشامی (= دراکولا) و نیز صحنه های هیجان انگیز در فزونی و تشدید اعمال انحرافی و بزه، اثری بسزا دارد. در این قبیل موارد است که نقش عوامل بازدارنده و نظارتی مطرح می شود. پدر و مادر از جمله نیروهای بالقوه نظارتی هستند که می توانند نقشی بسزا داشته باشند.
تأثیر برنامه های تلویزیونی در تغییر ساعات خواب کودکان را می توان به روشنی مشاهده کرد. اغلب کودکان با توجه به علاقه شدید خود به برنامه های تلویزیونی، ساعات استراحت و خواب خود را تغییر می دهند و پس از پایان برنامه تلویزیونی به خواب می روند و با آغاز برنامه آن بیدار می شوند و در موارد بسیاری نمی توان آنان را قانع کرد تا به موقع و پیش از پایان برنامه های تلویزیون بخوابند، یا به موقع تکالیف مدرسه خود را آماده کنند.
بسیاری از پژوهشگران، تبلیغ آزادانه زنان روسپی و هرزه نگاری در شبکه های ماهواره ای و اینترنتی را عمده ترین عامل تجاوز به حقوق جنسی زنان می دانند. خرد کردن شخصیت زن در فیلم های مبتذل، آمادگی روسپیان برای نمایش زننده ترین اعمال، استفاده از مانکن ها برای تبلیغات تلویزیونی، با تأکید بر زیبایی و جنسیت، عادی جلوه دادن خشونت بارترین روابط جنسی، روابط جنسی گروهی که مصداق بارز خشونت بر ضدّ زنان به شمار می آید و صدها مورد دیگر، نمونه هایی بارز از این آموزش خشونت جنسی به شمار می آید. که علاوه بر شبکه های ماهواره ای و اینترنتی، در تلویزیون سراسری و مطبوعات بسیاری ازکشورهای جهان نیز امری معمولی شده است.
کارکردهای مثبت رسانه های جمعی

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است