روانشناسی

دانلود پایان نامه اهمیت مهارت های زندگی از لحاظ سلامت روانی

رشد انسان در زمینه های روانی ، اجتماعی ، جسمانی ، جنسی ، شغلی ، اخلاقی و عاطفی صورت می گیرد . هر یک از این زمینه ها نیازمند مهارت و توانایی می باشد . در واقع می توان گفت که تکامل مراحل رشدی وابسته به مهارت و برتری در مهارت زندگی است زمانی که افراد مهارت های زندگی اساسی را کسب نمایند در عملکرد بهینه خود پیشرفت کنند آموزش مهارتها نقش اساسی را در بهداشت روانی ایفا می کند و زمانی که در یک مقطع رشدی مناسب ارائه شود نقش برجسته ای خواهد داشت . به طور یقین می توان گفت که بسیاری از نوروزها و سایکوزها ناشی از نقص در رشد مهارت های اساسی زندگی است . در واقع آموزش مهارت زندگی نقش درمانی دارد ( گینتر ، ۱۹۹۹).

آموزش مهارت های زندگی ،‌در برنامه های گوناگونی موثر و مفید بوده است، از جمله :          برنامه های پیشگیری از سوء مصرف مواد (بوتوین، ۱۹۸۴؛ پنتز[۱]، ۱۹۸۳) بارداری نوجوانان (زابین[۲] ۱۹۸۶؛ شینکه ، ۱۹۸۶) ، ارتقای هوش (گونزالس[۳] ۱۹۹۰) ، پیشگیری از بی بند و باری جنسی (الویس [۴]، ۱۹۹۰) ، پیشگیری از ایدز(سازمان بهداشت جهانی ، ۱۹۹۴، انجمن کتاب مقدس ) آموزش صلح (پراتزمن [۵] ۱۹۹۸) و ارتقای اعتمادبه نفس و عزت نفس (تاکد، ۱۹۹۰) . بنابر این اهمیت و ارزش آموزش مهارت های زندگی با اهداف گوناگون پیشگرانه و افزایش سطح سلامت ،‌نمایان می گردد. در تحقیقی از (ترزا[۶] ۱۹۹۵) ، افزایش مهارتهای زندگی در پیشگیری از خودکشی موثر نشان داده شد. همچنین (کیم[۷]۱۹۹۴) ، دریافت که آموزش مهارت های زندگی بر کودکان دارای  ناتوانی های یادگیری موثر است (  به نقل ازسازمان بهداشت جهانی، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی ، ۱۳۷۷).

برخی مطالعات نشان می دهد که نوجوانان بزهکار در مقایسه با جوانان غیر بزهکار، نقص های مهارتی بیشتری را نشان می دهند .از دیر باز این موضوع روشن شده است که بزهکاری ناشی از نقص در رشد مهارتهای زندگی است. بدین معنی که مهارت های لازم جهت زندگی موثر هنوز رشد نیافته است. نقص در رشد کامل مهارت های زندگی در یک یابیش از یک جنبه رشد انسان می تواند در نتیجه عوامل مختلفی اتفاق افتد از جمله ناشی از مشکلات یادگیری (مانند ناتوانی های یادگیری، اختلال کمبود توجه) و یا محیط های یادگیری مشکل زا (مانند فقدان الگوهای مناسب) بر اساس این تبیین مداخلاتی جهت قوت بخشیدن به مهارت های موجود که موجب پیشگیری از بزهکاری های آینده می شوند،‌تعیین می گردند. مراحل مداخله از طریق آموزش، تمرین مهارت ها، پسخوراند مربوط به انجام مهارت و اجرای طرح مداخله ای می باشد ( داردن و گازدا، ۱۹۹۶).

پژوهش های متعدد نشان داده است که مهارت های زندگی در زمینه های زیر اثر گذاشته است :

الف- افزایش سلامت روانی وجسمانی :

۱-تقویت اعتماد به نفس و احترام به خود (خود ارزشمندی )

۲-مقابله با فشارهای اجتماعی و روانی

۳-کمک به تقویت و ارتباطات بین فردی دوستانه

۴-افزایش سطح رفتارهای سالم و مفید اجتماعی

ب- پیشگیری از مشکلات روانی ، رفتاری و اجتماعی :

۱- کاهش مصرف سیگار و سوء مصرف مواد مخدر

۲- کاهش اضطراب و افسردگی

۳- کاهش آزار جسمانی دانش آموزان در محیط مدرسه و خانه

۴- کاهش تمایلات و افکار خودکشی

۵- کاهش افت تحصیلی (طارمیان ، ۱۳۷۸) .

یکی از مولفه های اساسی آموزش مهارت های زندگی ، بحث های گروهی است . بحث های گروهی موجب می شود که دانش آموزان استعدادها و توانایی های فردی خود را کشف کنند در ضمن از طریق مشکل گشایی گروهی راه حل هایی را برای مشکلات زندگی روزمره تجربه          می کنند . حتی در این روش دانش آموزان احساس می کنند که مورد پذیرش همسالانشان هستند . از جمله تاثیرات مثبت دیگر گروهی افزایش توانایی خود رهبری ، خود کنترلی ، توانایی تصمیم گیری ، خوداثر بخشی ، منبع کنترل درونی و شایستگی های رفتاری اجتماعی دانش آموزان            می باشد( میلرو نان[۸] ، ۲۰۰۱) .

در مطالعه ای نیز که توسط کلینگمن (۱۹۹۸) انجام گرفت اهمیت مهارت های زندگی در             زمینه هایی مانند برقراری ارتباط صمیمانه ، مسائل تحصیلی و شغلی ، رفتارهای خود تخریبی ، چاقی ، زندگی اجتماعی و بهداشت ، توسط نوجوانان دانش آموز ، اثر بخش تلقی گردید . در واقع این موارد ، نگرانی های آنان بود که امید داشتند از طریق آموزش مهارت های زندگی کمبودها و نقص ها جبران شوند و به پیشرفت نائل شوند.

آموزش مهارت های زندگی فرد را قادر می سازد تا دانش ها ، ارزش ها و نگرش ها را به توانایی های بالفعل تبدیل کند . مهارت های زندگی توانایی هایی است که فرد را قادر می سازد ، انگیزه و رفتار سالم داشته باشد و فرصت و میدان انجام چنین رفتارهایی را نیز ایجاد نماید . آموختن و به کارگیری مهارت های زندگی ، بر احساس فرد از خود و دیگران ، به اندازه ادراک دیگران از وی اثر می گذارد . مهارت های زندگی بر ادارک فرد از کفایت خود و اعتماد به نفس و عزت نفس اثر دارد .

و بنابراین نقش مهمی در سلامت روان دارد . همراه با افزایش سطح بهداشت روان ، انگیزه فرد در مراقبت از خود و دیگران ، پیشگیری از بیماریهای روانی ، پیشگیری از مشکلات بهداشتی و مشکلات رفتاری افزایش می یابد (سازمان بهداشت جهانی ، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی ، ۱۳۷۷) .

جدول (۲-۱) نقش برنامه مهارت های زندگی را در پیشگیری اولیه نشان می دهد .

 

یادگیری و دانش
یادگیری و تمرین مهارتهای زندگی
پیشگیری از مشکلات بهداشتی ، روانی جامعه
رفتارهای مثبت و سالم
تقویت ها یا تغییرهای نگرشی ، ارزشی و رفتاری

 

 

 

 

 

شکل(۲-۱): اثرات اجرای برنامه آموزش مهارت های زندگی را بر روی فرد و جامعه نشان می دهد .

 

– ایجاد دانش

– تغییر نگرش

– بهبود سطح بهداشت روان

– تمایلات رفتاری مثبت

– بهبود توانایی های روانی – اجتماعی

 

 

آثار کوتاه مدت 

 

 

 

 

– بهبود فضای کلاسی

– بهبود رفتارهای مدرسه

– بهبود روابط بین شاگردان و بهبود روابط شاگرد و معلمان

– بهبود عملکرد تحصیلی

– بهبود حضور در مدرسه

– ایجاد تغییرات معنی دار در رفتار سلامت و رفتارهای اجتماعی

 

 

 

 

 

آثار میان مدت

 

 

 

 

 

 

 

پایان نامه

– ایجاد تغییرات معنی دار در رفتار سلامت و رفتارهای اجتماعی

– بهبود روابط بین شاگردان و بهبود روابط شاگردان و معلمان

– نگهداری و تغییرات ایجاد شده در طی زمان

(طارمیان و همکاران ، ۱۳۷۸)

 

آثار بلند مدت

 


۲-۲-۳ انواع مهارت های زندگی

سازمان بهداشت جهانی بر این عقیده است که :

آموزش مهارت های زندگی در زمینه ارتقاء و افزایش سلامت کودکان و نوجوانان می باشد و مشتمل بر چندین مهارت های اساسی است که عبارتند از :

۱- توانایی تصمیم گیری : این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحو موثری در مورد مسائل زندگی تصمیم گیری کند . اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیم گیری نمایند . جوانب مختلف انتخاب ها را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند . مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت .

۲- توانایی حل مساله : این توانایی فرد را قادر می سازد ، تا به طور موثری مسائل زندگی را حل نماید. مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند ، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمانی منجر می شود .

۳- توانایی تفکر خلاق : این نوع تفکر هم به حل مساله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک می کند . با بهره گرفتن از این نوع تفکر ، راه حل های مختلف مساله و پیامدهای هر یک از آن ها بررسی می شوند . این مهارت ، فرد را قادر می سازد ، تا مسائل را از روی تجارب مستقیم خود دریابد و حتی زمانی که مشکل وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست . باسازگاری و انعطاف بیشتر به زندگی روزمره بپردازد .

۴- توانایی تفکر انتقادی : تفکر انتقادی ، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است . آموزش این مهارت ، نوجوانان را قادر می سازد تا در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کنند و از آسیب های ناشی از آن در امان بمانند .

۵- توانایی ارتباط موثر : این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند بصورت کلامی یا غیر کلامی و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعیت ، خود را بیان نماید . بدین معنی که فرد بتواند نظرها، عقاید ، خواسته ها ، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید . مهارت تقاضای کمک و راهنمایی در موقع ضروری ، از عوامل مهم ایجاد یک رابطه سالم است .

۶- توانایی روابط بین فردی : این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و موثر فرد با انسان های دیگر کمک می کند . یکی از این موارد ، توانایی حفظ روابط دوستانه است که در سلامت روانی و اجتماعی ، روابط گرم خانوادگی به عنوان یک منبع حمایت اجتماعی و قطع روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد .

۷- توانایی خود آگاهی : توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قوت ، خواسته ها ، ترس و انزجار می باشد . رشد خود آگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولا پیش شرط روابط بین فردی موثر و همدلانه است .

۸- توانایی همدلی: یعنی این که فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد ، درک کند . همدلی به فرد کمک می کند تا بتواند انسان های دیگر را ، حتی وقتی با آن ها بسیار متفاوت است ، بپذیرد و به آن ها احترام بگذارد . همدلی ، روابط اجتماعی را بهبود            می بخشد و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.

۹- توانایی مقابله با هیجانات : این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص دهد . نحوه تاثیر هیجان ها را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجان های مختلف نشان دهد . اگر با حالات هیجانی مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود ، این هیجان ها تاثیر منفی بر سلامت جسمانی  و روانی خواهد گذاشت و برای سلامت پیامدهای منفی به دنبال خواهند داشت .

۱۰- توانایی مقابله با استرس : این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تاثیر آنها بر فرد است . شناسایی منابع استرس و نحوه تاثیر آن بر انسان ، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیرهای خود ، فشار و استرس را کاهش دهد ( سازمان بهداشت جهانی ، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی ، ۱۳۷۷) .

بروکز یک نقش اساسی و مهم را در رشد تئوری مهارت های زندگی ، به وسیله تحقیقش که منتج به یک طبقه بندی از مهارت های زندگی مبتنی بر رشد انسان شده است ، ایفا نموده است . وی پس از مرور تئوری های رشدی مربوط به عوامل عاطفی ، شناختی ، اخلاقی ، هوشی ، جسمانی ، جنسی ، روانی ، اجتماعی ، شناختی ، اجتماعی و شغلی به ۳۰۵ نوع مهارت زندگی در قالب چهار طبقه و متناسب با سنین مختلف ( کودکی ، نوجوانی و بزرگسالی ) دست یافت که کاربردهای بسیار موثری در امر مشاوره دارد .

بنابراین بر اساس مدل طبقه بندی بروکز ابعاد مهارت های زندگی شامل موارد زیر می باشد :

  • مهارت های مربوط به ارتباط بین فردی / روابط انسانی
  • مهارت های مربوط به حل مساله / تصمیم گیری
  • مهارت های مربوط به سلامت جسمانی / حفظ سلامتی
  • مهارت های مربوط به رشد هویت / هدف در زندگی

طبق نظر بروکز این طبقات کلی با هم ارتباط دارند . در ضمن دارای ماهیتی پویا هستند بطوری که تغییر در یکی از زمینه ها و ابعاد می تواند تاثیر مثبت یا منفی روی زمینه های دیگر داشته باشد (گینتر ، ۱۹۹۹) .

۲-۳ ابعاد مهارتهای زندگی

اکنون هر یک از این ابعاد به طور مفصل توضیح داده می شود .

۲-۳-۱ مهارت های ارتباط بین فردی / روابط انسانی

این نوع مهارت های زندگی ، مهارت های لازم برای ارتباط موثر هستند که منجر به برقراری روابط صمیمانه و تسهیل در ایجاد روابط بین گروه های کوچک و بزرگ ، عضویت و شرکت در جامعه و صمیمت بین فردی می شود ( کادیش ، گلاسر ، کالهون ، و گینتر[۹] ، ۲۰۰۱ ،به نقل ازمحمد خانی ،۱۳۸۰).

این نوع مهارت های زندگی شامل ارتباط کلامی و غیر کلامی برای برقراری ارتباط ، شرکت در فعالیت های اجتماعی ، درگیر شدن در روابط صمیمانه و نزدیک بین فردی و بیان افکار می باشد .  این مهارت ها اغلب در اوائل زندگی از والدین و دیگر اعضای خانواده آموخته می شود . تنها این امر مهم نیست که کودک و نوجوان چگونگی برقراری ارتباط موثر با دیگران را یاد بگیرد بلکه نکته مهم آن است که روابط ایجاد شده و برقراری روابط موثر منجر به افزایش عزت نفس و خود پنداره مثبت در کودک و نوجوان می شود ( پیکلسیمر و هوپر۲ ، ۱۹۹۸به نقل از علیمردانی،۱۳۸۴).

یک نکته مهم در مورد مهارت های بین فردی که چندین تحقیق نیز به آن اشاره داشتند ، ارتباط شایستگی اجتماعی با بعد عاطفی و هیجانی می باشد به طور مثال شورت و سیمونسون۳ ( ۱۹۸۶) ، دریافتند که بزهکاران دارای پرخاشگری بالا کمتر قادر به درک دید گاه های دیگران هستند تا آنهایی که دارای پرخاشگری پایین تری بودند . همچنین بعد شناختی نیز در این نوع مهارت های زندگی در نظر گرفته شده است .

مثلا آدامز۴ (۱۹۷۹) ، در مورد رشد احساس همدلی و شایستگی های ادارکی و شناختی در نوجوانان مطالعه ای انجام داد . نتایج نشان داد که رشد همدلی با شایستگی ادارکی و شناختی در ارتباط است . همچنین کلبرگ و گیلیگان۵ (۱۹۷۹) ، پیشنهاد می کنند ، که در نظر گرفتن دیدگاه دیگران (احساس همدلی ) در مراحلی از رشد انسان رخ می دهد که این بعد از مهارت های زندگی تکامل یابد . در مرحله اول ، یک شخص می تواند دیدگاه دیگران را درک کند . ولیکن معمولا آنچه که از مرجع قدرت باشد . در مرحله دوم فرد از دیدگاه های متفاوت آگاه است اما دیدگاه های دیگران را تنها در رابطه با خودش درک می کند . در مرحله سوم شخص می تواند دیدگاه ها و نقطه نظرات گروه مانند درک انتظارات گروه همسالان را در نظر بگیرد . در مرحله چهارم که در طول نوجوانی است ، فرد قادر است جهت دست یافتن به یک دیدگاه اجتماعی با دیدگاه های گروهی تطابق یابد( به نقل از داردن و گازدا ، ۱۹۹۶) .

۲-۳-۲ مهارت های حل مساله / تصمیم گیری

این نوع از مهارت های زندگی شامل مهارتهای لازم برای شناسایی مشکل، جستجوی اطلاعات،  ارائه راه حل هایی در مورد مشکل ، ارزیابی و تحلیل از آنها ، اجرای راه حل نهایی ، تعیین هدف ، مدیریت زمان ، تفکر انتقادی و حل تعارض می باشد  (کادیش و همکاران ، ۲۰۰۱ ،به نقل از محمد خانی،۱۳۸۰).

حل مساله سطح عمده ای از مهارت شناختی است و تفکری است که از مجموعه نگرش ها ، رفتارها و مهارت هایی که می تواند آموخته شود ، تشکیل می شود این بعد از مهارت های زندگی شامل دو فرایند حل مساله می باشد .فرایند خودکار یا اتوماتیک و فرایند ارزیابی کننده. فرایند خودکار مربوط به روش می شود که افراد مسائل خودشان را از طریق راهبردهای تجربه شده در گذشته حل می کنند . فرایند ارزیابی کننده ، رسمی تر و شکل یافته تر است و شامل شناسایی مشکل ، ارائه راه حل ها ، ارزیابی راه حل ها ، انتخاب ها و تعیین پیامدهای آنها و در نهایت انتخاب یک روش مناسب به وسیله فرمول بندی یک طرح یا برنامه جهت حل مشکل می باشد            ( پیکلسیمر و هوپر ، ۱۹۹۸به نقل از علیمردانی،۱۳۸۴).

انتخاب های تحصیلی و شغلی دو نمونه از تصمیماتی هستند که به توانایی در این بعد از مهارت های زندگی مربوط می شوند . گازدا مطرح نمود که این بعد از مهارت های زندگی مراحلی دارد که این مراحل عبارتند از جهت گیری کلی ، تعریف مسئله یا مشکل، ارائه راه حل، ارزیابی راه حل ها ، و تصمیم گیری. به نظر وی اگر چه اصطلاح حل مسئله و تصمیم گیری همراه با هم یک بعد از مهارت های زندگی را تشکیل می دهد اما بین آنها تمایز وجود دارد . اصطلاح حل مسئله در مورد اموری که دارای یک راه حل مناسب و مشخص هستند به کار می رود . اما اصطلاح تصمیم گیری بیشتر در مورد موقعیت هایی به کار می رود که با موضوعات و مسائلی که راه حل مشخص و مناسب ندارند ، سرو کار دارند ( داردن و گازدا ، ۱۹۹۶) .

 

۱-Pentz

۲-Zubin

۳-Gonzalez

۴-Olweus

۵-Prutzman

۶-Thereza

۷-Kim

[۸] – Miller & Nunn

۱-Kadish & Glaser &c alhon& Ginter

۲-Pickelsmier&Hooper

۳-Short&Simeonsson

۴-Adms

۵-Kolberg&Gilligan