انواع فرضیات هزینه ها-پایان نامه در مورد انعطاف پذیری هزینه ها

مقالات و پایان نامه ها

 

مفروضات اصلی الگوی رفتار هزینه

در نگرش سنتی حسابداری صنعتی، طبقه­بندی هزینه­ها به اجزاء ثابت و متغیر و با توجه به سه مفهوم هزینه، افق زمانی و دامنه مربوط انجام می­شود به همین دلیل در این بخش ابتدا هریک از این مفاهیم به صورت مختصر شرح داده می­شود و سپس مفروضات اصلی الگوی هزینه ارائه می­شود.

– موضوع هزینه[1]: هر موضوعی که اندازه­گیری مجرای هزینه آن مورد نیاز باشد، موضوع هزینه تلقی می­شود. یک قلم هزینه خاص ممکن است نسبت به یک موضوع هزینه، متغیر و نسبت به موضوع دیگر ثابت باشد.

– افق زمانی[2]: تعیین اینکه یک قلم هزینه نسبت به فعالیت خاصی ثابت یا متغیر است، به افق زمانی تصمیم بستگی دارد. با فرض ثابت ماندن سایرعوامل، هرچه افق زمانی بلندتر باشد به احتمال بیشتری آن هزینه متغیر خواهد بود.

– دامنه مربوط[3]: نکته دیگر استفاده از الگوهای رفتار هزینه، اینست که این الگوها فقط در دامنه مربوط معتبر هستند. مقصود از دامنه مربوط دامنه­ای است که در آن محدوده رابطه­ای خاص بین هزینه و عامل هزینه برقرار است. خارج از این دامنه، الگوهای رفتار هزینه تغییر می­کند و به شکل غیرخطی درمی­آید(هورن کرن و همکاران ، 2006).

هزینه­های متغیر و ثابت برمبنای مفروضات مهمی بشرح زیر تعریف می­شوند :

  1. با توجه به یک موضوع هزینه خاص، هزینه­ها به ثابت یا متغیر طبقه­بندی می­شوند.
  2. محدوده زمانی مشخص است.
  3. منحنی کل هزینه­ها بصورت خط مستقیم است.
  4. تنها یک عامل هزینه وجود دارد، یعنی اثر سایر عوامل به هزینه ها ثابت نگه داشته می­شود.
  5. تغییر عامل هزینه فقط در دامنه مربوط رخ می­دهد ( هورن کرن و همکاران ،ترجمه پارسائیان، 2006).

 

2-2-6- انواع دیدگاه­ها درباره رفتار هزینه

اگرچه در کتب حسابداری دو الگوی اصلی برای رفتار هزینه­ها ارائه شده، اما بسیاری از هزینه­ها رفتاری مشابه با هردو الگو را دارند که به آنها هزینه­های نیمه متغیر گویند. هزینه­های نیمه متغیر ترکیبی از هزینه ثابت و هزینه متغیر هستند ،نمونه ای از این هزینه ها هزینه نگهبانی است. رفتار هزینه­های مذکور بنحوی است که در سطوح گسترده­ای از فعالیت ثابت می­مانند و تنها در واکنش به تغییرات خیلی بزرگ سطح فعالیت، افزایش یا کاهش می­یابند. علاوه بر این، هزینه­های ثابت ممکن است اختیاری یا غیر اختیاری باشند (گاریسون و نورین،2003).

هزینه­های ثابت غیر اختیاری ماهیتا بلندمدت هستند و نمی­توان آنها را در کوتاه مدت کاهش داد یا حذف کرد. استهلاک دارائیهای ثابت و حقوق مدیریت و کارکنان عملیاتی، نمونه­ای از هزینه­های ثابت غیر­اختیاری است. هزینه­های ثابت اختیاری عموما هزینه کوتاه­مدت هستند و می­توان آنها را بدون این که اهداف بلندمدت موسسه خدشه­دار شود، در کوتاه مدت کاهش داد. به عنوان نمونه می­توان به هزینه­های بازاریابی، تحقیقات در روابط عمومی، اشاره کرد. با این وجود برخی از صاحب­نظران حسابداری مدیریت معتقدند که هزینه­ها متغیر یا ثابت نیستند و رابطه میان هزینه­ها وسطوح فعالیت فقط در محدوده مربوط برقرار است (اینگرام وهمکاران،1997) از این رو میچل (1993) دیدگاه ادبیات حسابداری درباره رفتار هزینه را نزدیک بین دانسته­اند. زیرا رفتار هزینه فقط توسط یک محرک یعنی سطح تولید، تحلیل و اندازه­گیری می­شود. به نظر آنها، طبقه­بندی هزینه­های غیرمستقیم بعنوان هزینه­های ثابت، منجر به تصمیمات نادرستی می­شود. زیرا در بسیاری از موسسات با وجود عدم افزایش سطوح فعالیت این هزینه­ها با نرخ بالایی افزایش می­یابد. اساس این بحث را می­توان در مفروضات هزینه­یابی بر مبنای فعالیت جستجو کرد که هزینه­ها را متاثر از حجم هر یک از فعالیت­ها می­داند نه حجم تولید. اهمیت محرکهای هزینه بدلیل اطلاعاتی است که برای تشریح رفتار هزینه­ها فراهم می­آورند، اما حتما در هزینه­یابی بر مبنای فعالیت هم فرض می­شود که رابطه­ای خطی میان محرکها وهزینه­ها وجود دارد. نورین (1991)، تخصیص هزینه­ها به روش هزینه­یابی بر مبنای فعالیت را تنها زمانی مربوط می­داند که شرایط زیر برقرار باشد:

  1. همه هزینه را بتوان به مراکز هزینه تخصیص داد و هریک از آنها را به عنوان تابعی از یک فعالیت در نظر گرفت.
  2. مقدارهزینه­ها در هر مرکز هزینه متناسب با فعالیت مربوط تغییر کند.
  3. تمامی هزینه­ها را بتوان به فعالیت­هایی نسبت داد به گونه­ای که اگر تولید یک متوقف شود و فعالیت مرتبط به آنها محصول حذف شود.

 

[1]-Cost object

[2]-Time horizon

[3]-Relevant range