اجزای مدیریت سرمایه درگردش-پایان نامه سرمایه فکری و عملکرد مالی شرکت

مقالات و پایان نامه ها

اجزای مدیریت سرمایه درگردش

2-20-1- دوره واریز بستانکاران[1]

یکی از اجزاء مدیریت سرمایه در گردش دوره واریز بستانکاران می­باشد. تأخیر در پرداخت به فروشندگان مواد و کالا این اجازه را به شرکت می­دهد که کیفیت محصول خریداری شده خود را انتخاب کنند. هم­چنین این امر یک منبع تأمین مالی ارزان و قابل انعطاف برای شرکت محسوب می­شود. از طرف دیگر، تأخیر در پرداخت صورت حساب در صورتی که پرداخت زودتر صورت حسابها شامل تخفیف باشد ممکن است برای شرکت هزینه­آور باشد (دیلاف، 2003).

به طور کلی، دوره واریز بستانکاران مدت زمانی را که طول می­کشد تا حساب­های پرداختنی تسویه شوند را بیان می­کند. معمولاً دوره واریز بستانکاران را برای دو منظور مورد استفاده قرار می­دهند: یکی برنامه ریزی پرداخت­ها و تهیه بودجه نقدی و دیگری مقایسه آن با مهلت­هایی که فروشندگان مواد اولیه و کالا برای دریافت مطالبات خود تعیین می­کنند. نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت سرمایه در گردش نشان دهنده این است که بین دوره واریز بستانکاران و سودآوری شرکت­ها رابطه معکوس معناداری وجود دارد. از طرف دیگر این نتیجه می­تواند بیانگر این نکته باشد که شرکت­هایی که سودآور می­باشند دوره واریز بستانکاران کوتاه­تری دارند.

2-20-2-  دوره وصول مطالبات[2]

یکی دیگر از اجزاء مدیریت سرمایه در گردش دوره وصول مطالبات می­باشد. به طور کلی، هدف اصلی مدیران شرکت­ها، افزایش ارزش شرکتشان می­باشد. در این رابطه مدیریت حساب­های دریافتنی می­تواند در تحقق این امر مؤثر باشد. بسیاری از مدل­های مدیریت دارایی­های جاری که در ادبیات مدیریت مالی گنجانده شده است فرض می­کنند که افزایش سود دفتری هدف اصلی تأمین مالی می­باشد، که این مدل، افزایش سود دفتری، بایستی با سایر اهداف مرتبط شود (مثل افزایش ارزش شرکت). راهکارهای افزایش ارزش شرکت همواره با ریسک و عدم اطمینان همراه است. یک افزایش در حساب­های دریافتنی در یک شرکت، هم باعث افزایش سرمایه در گردش و هم باعث افزایش هزینه نگهداری و مدیریت حساب­های دریافتنی می­شود که این هزینه­ها ارزش شرکت را کاهش می­دهد. اما یک سیاست درست در مدیریت پرتفوی حساب­های دریافتنی می­تواند ارزش شرکت را افزایش دهد (میچاسیکی، 2003).

به طور کلی، دوره وصول مطالبات، معیاری برای سنجش مدت زمان لازم برای وصول نقدی مطالبات حاصل از فروش مشتریان محسوب می­شود. دوره وصول مطالبات کارایی واحد انتفاعی را در وصول وجوه مرتبط با فروش­های نسیه نشان می­دهد. علاوه بر این، نسبت مورد بحث می­تواند سیاست­های اعتباری واحد انتفاعی را نیز منعکس کند. چنان چه مدت زمان بیشتری به مشتریان فرصت داده شود تا بدهی خود را بپردازند، دوره وصول مطالبات نیز بیشتر خواهد بود. طولانی بودن نسبی دوره وصول مطالبات الزاماً پدیده­ای منفی محسوب نمی­شود؛ زیرا سخت­گیری بیش از حد در مورد وصول سریع مطالبات می­تواند به کاهش فروش منجر گردد. نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت سرمایه در گردش نشان دهنده این است که بین دوره وصول مطالبات و سودآوری شرکت­ها رابطه معکوس معناداری وجود دارد و مدیران شرکت­ها می­توانند با کاهش دوره وصول مطالبات در حد مطلوب سودآوری شرکت را افزایش دهند.

 

 

2-20-3- دوره گردش موجودی­ها[3]

در حال حاضر اقتصاد جدید به طور قابل ملاحظه­ای صنعتی شده است. مشکلات تأمین مالی و ملاحظات سرمایه در گردش باعث شده است که شرکت­ها از طریق اعمال کنترل­های مناسب دیدگاه جدیدی نسبت به موجودی­های خود داشته باشند. گزارش­ها و تحلیل­های آماری به روشنی بیانگر این است که داشتن سطحی بهینه از موجودی­ها و اعمال کنترل­های مناسب بر موجودی­ها از طریق کاهش هزینه سرمایه­گذاری در موجودی­ها و هم­چنین کاهش هزینه نگهداری موجودی­ها امکان پذیر می­باشد. از این رو عرضه و تحویل به موقع کالاها به مشتریان و هم­چنین کاهش هزینه نگهداری و سرمایه­گذاری در موجودی­ها یکی از چالش­های مهم مدیران می­باشد که این امر از طریق اقدامات مناسب می­تواند مرتفع شود (کوماردوتا، 2007).

به طور کلی، دوره گردش موجودی­­­ها بیانگر مدت زمانی است که طول می­کشد تا کالا فروخته شود. معمولاً کالا را مترادف موجودی جنسی به کار می­بریم و به این تعبیر شامل مواد اولیه، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده می­شود و ملزومات تولید را هم در بر می­گیرد. از طرف دیگر، نگهداری موجودی کالا معمولاً به منظور جبران نوسانات تحویل کالا و جلوگیری از اتمام بی ­موقع آن انجام می­گردد. دفعات کم گردش کالا، به معنای سرمایه­گذاری نسبتاً زیاد در موجودی کالا است (در مقایسه با مبلغ فروش). نگهداری کالا بیش از سطح لازم، باعث حبس منابع مالی در موارد غیر مولد خواهد شد. از طرف دیگر، چنانچه دفعات گردش کالا خیلی زیاد باشد، به معنای آن است که موجودی کالا در سطحی نسبتاً کم و غیر کافی نگه داشته می­شود و می­تواند به طور مکرر موجب اتمام موجودی و از دست دادن مشتریان شود. هدف واحد انتفاعی قاعدتاً باید این باشد که سطح موجودی کالا را در حدی مطلوب نگهدارد که نه باعث به کارگیری منابع مالی در موارد غیر مولد و نه باعث از دست دادن مشتریان شود. هم­چنین، نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت سرمایه در گردش نشان دهنده این است که بین دوره گردش موجودی­ها و سودآوری شرکت­ها رابطه معکوس معناداری وجود دارد و مدیران شرکت­ها می­توانند با کاهش دوره گردش موجودی­ها در حد مطلوب سودآوری شرکت را افزایش دهند.

2-20-4- چرخه تبدیل وجه نقد[4]

یکی دیگر از معیارهای ارزیابی سرمایه در گردش چرخه تبدیل وجه نقد می­باشد. چرخه تبدیل وجه نقد به مدت زمان لازم بین خرید مواد اولیه و جمع­آوری وجوه حاصل از فروش کالای ساخته شده اشاره می­کند. هرچه قدر این مدت طولانی­تر باشد، سرمایه­گذاری بیشتری در سرمایه در گردش مورد نیاز می­باشد. چرخه تبدیل وجه نقد طولانی­تر ممکن است سودآوری شرکت را از طریق افزایش فروش افزایش دهد. با وجود این اگر هزینه سرمایه­گذاری در سرمایه در گردش بیشتر از منافع حاصل از سرمایه گذاری در موجودی یا اعطای بیشتر اعتبار تجاری باشد، سودآوری شرکت ممکن است کاهش یابد (دیلاف، 2003).

هر چه قدر دوره تبدیل وجه نقد کمتر باشد نشان دهنده این است که شرکت وضعیت نقدینگی بهتری دارد (خرم نژاد، 1386).

هنگام استفاده از این معیار باید به نکات زیر توجه شود (همان منبع):

1) برای محاسبه چرخه تبدیل وجه نقد تأخیر در پرداخت حساب­های پرداختنی از دوره عملیات کسر می­شود. لذا هر چه دوره تأخیر در حساب­های پرداختنی بیشتر باشد چرخه تبدیل وجه نقد کوتاه­تر می­شود و ظاهراً کوتاه­تر بودن چرخه تبدیل وجه نقد نشان ­دهنده وضعیت مناسب­تر نقدینگی است در حالی که تأخیر در پرداخت حساب­های پرداختنی می­تواند دلیل نامناسب بودن وضعیت نقدینگی باشد. هرچه این تأخیر بیشتر باشد وضعیت نامطلوب­تر است ولی هنگامی که این رقم را در محاسبه چرخه تبدیل وجه نقد به کار می­بریم نتیجه متفاوت حاصل می­شود. یعنی تأخیرهای طولانی­تر موجب کمتر شدن چرخه تبدیل وجه نقد و نشان دهنده نقدینگی مناسب است. بنابراین، تناقض احتمالی مذکور می­باید به گونه­ای مرتفع شود.

2) در معیار چرخه تبدیل وجه نقد به مانده وجه نقد شرکت توجهی نمی­شود. لذا علاوه بر وجه نقد مورد نیاز شرکت مازاد بر حد مطلوب وجه نقد شرکت می­بایست مورد توجه قرار گیرد.

3) در معیار چرخه تبدیل وجه نقد صرفاً طول دوره وصول مطالبات و دوره پرداخت مد نظر قرار می­گیرد و به مقدار آن توجهی نمی­شود. اگر دو شرکت را در نظر بگیریم که دوره تبدیل وجه نقد آ­ن­ها دو ماه است ولی حساب­های پرداختنی شرکت اول90 درصد مجموع مطالبات و موجودی کالا باشد و برای شرکت دوم این نسبت 50 درصد باشد. بدیهی است که شرکت اول حجم تعهدات بیشتری نسبت به حجم دارایی­های جاری قابل تبدیل به نقد دارد در مقایسه با شرکت دوم که این نسبت کمتر است، وضعیت نقدینگی نامناسبی دارد که در شاخص چرخه تبدیل وجه نقد به آن اشاره­ای نمی­شود.

[1]. Number of days accounts payable

[2]. Number of days accounts receivable

[3]. Number of days inventories

[4]. Cash Conversion Cycle