اجرای طراحی آموزشی مبتنی بر بازی و تاثیر آن بر هوش میان …

باید خاطر نشان کرد که تعریفی جامع و کامل از بازی در دست نیست و در هریک از تعاریف،با برجسته نمودن بعدی از بازی،دیدگاه خاصی از آن ارائه شده و از توجه به سایر جنبههای بازی خودداری گردیده است.
به لحاظ لغوی، بازی در لغت نامه دهخدا اینگونه تعریف شده است: “هرکاری که مایه سرگرمی باشد،رفتارکودکانه و غیرجدی برای سرگرمی،کار تفریحی و لعب.همچنین بیان شده “بازی یکی از صور تفریح است که تنها به انسان اختصاص ندارد،بلکه در زندگی حیوانات نیز بازی به طور آشکار دیده میشود (دهخدا،۱۳۸۶،به نقل ازدهقانزاده و نوروزی،۱۳،۱۳۹۱).
در فرهنگ وبستر[۴۱] بازی به عنوان جنبشهای حرکتی و عضلانی تعریف گردیده است. در تعریف بازی،در فرهنگ عمید این چنین درج شده است:”بازی کردن یعنی چیزی را در دست گرفتن و خود را بیهوده با آن سرگرم کردن.” (به نقل از فتحی،۱۳۸۴)
دکتر سیامک رضا مهجور(۱۳۸۰) با مطالعه و جمع بندی نظریات سایر محققان، تعریف زیر را از بازی بیان داشته است:
“هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفداری که در اوقات فراغت یا اشتغال برای کسب لذت،تمدد اعصاب،آرامبخشی جسم یا ذهن بازیگر و اقناع نیازهای آنی یا درازمدت فرد یا گروه، چه به صورت انفرادی یا گروهی انجام گیرد،بازی نامیده میشود.”(به نقل از فتحی،۱۳۸۴)
اما در رابطه با بازی به لحاظ اصطلاحی تعریف واحدی وجود ندارد .در اینجا به برخی تعاریف از صاحبنظران متفاوت میپردازیم:
فروبل بر این باور بود که بازیهای کودکان به منزلهی هستهی حیاتی،برای همه دورههای زندگی میباشد زیرا رشدو بروز شخصیت کودک از راه یازی میسر میشود.در حقیقت بازی،موجب بروز استعداد و شخصیت کودک میشود.از طرفی میتوان اکثر ناهنجاریهای کودکان و نوجوانان را از طریق بازی،درمان کرد (رواندوست،۱۳۶۴،به نقل ازدهقانزاده و نوروزی،۱۳،۱۳۹۱)
هارلوک[۴۲] در تعریف بازی مینویسد: بازی عبارتست از هرگونه فعالیتی که برای تفریح و خوشی، و بدون توجه به نتیجه نهایی، صورت میگیرد. انسان به طور داوطلبانه به این فعالیت میپردازند و هیچ نیروی خارجی یا اجباری در آن دخیل نیست.(خزاعی و خزاعی،۱۱،۱۳۹۲)
لازاروس:بازی را فعالیتی فینفسه آزاد،بیهدف،سرگرم کننده یا تفریحی میداند.(همان منبع)
به عقیده گروس[۴۳] ،بازی ،تمرین غریزی و بیهدف کارهایی است که در زندگی آینده نقش اساسی دارند.(همان منبع)
سی شور[۴۴]، بازی را آزادانه ابراز وجود کردن برای کسب لذت مترتب بر آن معنا کرده است.(همان منبع)
شانر[۴۵]، آن را فعالیتی در جهت تداوم شادمانی میداند.(همان منبع)
و از نظر نیومن[۴۶] معیارهای بازی از کنترل درونی، واقعیت درونی و انگیزه باطنی تشکیل میشوند.(همان منبع)
به طور کلی نمیتوان فعالیتی را به طور مطلق بازی یا کار نامید. اینکه فعالیتی متعلق به کدام یک از این دو دسته است بستگی به فعالیت ندارد بلکه بستگی به انگیزه و نظر شخص درمورد آن فعالیت دارد.مثلا نقاشی را میتوان به عنوان یک فعالیت دلپذیر و لذتبخش(بازی) در نظر گرفت که منظور شخص کسب لذت از آن است، ولی وقتی انگیزه فرد از نقاشی این باشد که از طریق نقاشی امرار معاش کند نوعی کار محسوب میشود نه بازی.بازی ها و ورزشها برای خردسالان بازی محسوب میشود،چون هدف آنها تفریح و لذت بردن از آن است.(همان منبع)
به طور کلی میتوان گفت بازی عبارتست از هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفدار که به صورت فردی یا گروهی انجام شود و موجب کسب لذت و برآورده شدن نیازهای کودک گردد.کودکان نقاط ضعف و قوت خود از جمله تمایل به فرمان دادن یا فرمان دادن،تهاجم یا تسلیم، اجتماعی بودن یا منزوی بودن و همچنین احساسات دوستانه یا خصمانه، افسردگی یا شادمانی، امیال و نیز آرزوهای خود را از طریق بازی نشان میدهند.(همان منبع)
طبیعت سرگرم کننده بازی کودکان اغلب باعث میشود که اهمیت خود بازی پنهان نگاه داشته شود.بازی،علاوه بر اینکه یک سرگرمی است و اوقات را لذتبخش میکند،متضمن انواع مهمی از رفتارهایی است که کار ویژه آنها، کمک به جنبههای با اهمیت پیشرفت اجتماعی،احساسی و هوشی کودک است. در حقیقت، ظهور گسترده بازی در قلمرو حیوانات و پیچیدهتر شدن آن در انسانها این ایده را تایید میکند که بازی دارای برخی ارزشها ماندگار برای همه گونههایی که بدان مبادرت میکنند،باشد. برای کشف این که ارزشهای موردنظر چه هستند،شناخت اشکال مختلف بازی که کودکان عموما انجام میدهند،از مراحل نخستین که هنوز کودک جذب دستگاه تلویزیون نشده است، تا اشکال پیشرفته آن که ممکن است توسط تصاویر تلویزیونی به نمایش گذاشته شود،مفید است.(همان منبع،۹)
جستجوی کورمال و غریزی کودک و حسهای چشایی و بویایی وی،که در نخستین سال زندگی به طور فزایندهای معنادار میشوند،میتوانند به عنوان مراحل آغازین بازی نگریسته شوند و به کودکان کمک میکنند که نخستین درک خودرا از خودشان، در ارتباط با محیطشان کسب کنند. کودکان با آشکارسازی جستجوگری بدون ارده و مبتنی بر غرایز درونی خود، شروع به تشخیص و فرقگذاری بین خود و والدینشان و درسطح گستردهتر، با جهان میکنند و درک و یادگیری برخی چیزها را درباره محیط اطراف خود آغاز میکنند.(همان منبع،۹)
به علاوه فراهم کردن شناختهای اولیه برای کودکان ،از طریق بازیها وتجاربی که از سر میگذرانند، این امکان را برای آنها فراهم میکند که دست به مهارتهای بدنی مهمتری در روند رشد خود بزنند. به عنوان مثال، کودک برای گرفتن یک اسباببازی، هماهنگی میان چشم و دست خود را توسعه میبخشد، توانایی که اهمیت پایداری دارد(خزاعی و خزاعی،۱۴،۱۳۹۲).
نظریههای بازی:
در طول زمان، دانشمندان نظریات متفاوت، اما در اغلب موارد مشابه را درمورد بازی ارائه کردهاند که برخی از آنها به این شرح است:
سقراط: سقراط معتقد است که پرداختن به بازی و فعالیتهای بدنی در سنین کودکی و نوجوانی، برای تندرستی آدمی در سالهای پیری،از اهمیت ویژهای برخوردار است.وی میگوید:دریغ است آدمی پیر شود و زیبایی اندام و نیروی پیکر خود را درسالهای جوانی به طور شایسته تکامل نداده، آن را تجربه نکرده باشد.(مهجور،۳۹،۱۳۸۰)
ارسطو: از نظر ارسطو بازی نیروی نهفتهای است که روان آدمی را از خواستهای مضر و احساسات و امیال چرکین پاک میکند.(همان منبع)
تئوری انرژی مازاد شیلر- اسپنسر[۴۷]: هربرت اسپنسر در” تئوری انرژی مازاد شیلر- اسپنسر” بیان کرده است که : به طور طبیعی مقداری انرژی اضافی در بدن خردسال موجود است. آن دسته از انرژیهای بدن که نمیتواند از طریق کارهای اجتماعی مصرف شود،باید در سالهای کودکی و نوجوانی از راه بازی تخلیه گردد.(همان منبع)
کارل دایم[۴۸]:دایم معتقد است اگر انسان در دوران کودکی و نوجوانی بازیهای با ارزشی را آموخته باشد،در بزرگسالی هرگز به بازیهای کم ارزش مانند قمار کردن نمیپردازد.(همان منبع)
آلفرد آدلر[۴۹]: از دیدگاه آدلر بازی وسیلهای است برای آرام ساختن میل خودنمایی و برتری جویی کودک. به گفته آدلر بازی به کودک امکان میدهد که امیال مذبور را با توجه به خواستهای خود به راحتی دگرگون ساخته، در بازیهای خود نشان دهد.(همان منبع)
گروس: ارزش انطباقی
گروس شاید نخستین نظریهپرداز درباره بازی باشد که در سال ۱۸۹۸ مشاهداتش را از بازیهای انسان و متاثر از نظریه تکاملی داروین منتشر کرد.او معتقد بود بازی انسان از بازی حیوانات دیگر پیچیدهتر است، بازی را دارای ارزش انطباقی میداند و میگوید، بازی به کودکان فرصت میدهد که فعالیتهای بزرگسالان را تمرین کنند و هدف خاصی از آن ندارند. کودکان ابتدا به بازیهایی میپردازند که به رشد و تکامل مهارتهای حسی و حرکتی آنها میانجامد و بعدا به بازیهایی علاقهمند میشوند و اقدام میکنند که روابط اجتماعی آنها را تسریع میکنند.(خزاعی و خزاعی،۱۷،۱۳۹۲)
فروید: بازی وسیلهای است برای کامروایی
زیگموند فروید[۵۰] معتقد است که بازی به کودکان امکان میدهد کامروا شوند و موثرترین وسیله برای این افراد است. هنگامی که شخص بزرگسال بین نهاد(هدایت شده بوسیله اصل لذت) و خود (هدایت شده بوسیله اصل واقعیت) تعارض را تجربه میکند، ناکام میشود و برای حل این تعارض و ذفع ناکامی(آگاهانه یا ناآگاهانه) به راهحلهایی متوسل میشود. وقتی یک کودک با چنین تعارضی مواجه میشود میتواند با رسیدن به آرزوها یا امیالش در ضمن بازی، تعارض پیشآمده را حل کند،مثلا با بازی کردن نقش افرادی که دوست میدارد (از قبیل والدین)، میل و آرزوی خود (مثل آنها شدن) را ارضا میکند. (همان منبع)
اریکسون: بازی به عنوان درمان
اریکسون با تحقیقات متعددش درباره بازی کودکان( دختر و پسر)، به این نتیجه رسید که پسران به ساختهایی علاقهمندند که ایشان را فعال کنند. در حالی که دختران به مرتب کردن ساختهای ایستا تمایل دارند.هرچند که این تعبیروتفسیر اریکسون مورد انتقاد قرار گرفته است،لکن هنوز هم جنبه درمانی بازی مورد توجه است. کودک ضمن بازی میتواند افکار و خواستههایش را منعکس و بیان کند و درمانگر میتواند با توجه به نوع و کیفیت بازیهای کودکان، مسایل او را دریابد و به کاهش تنش او کمک کند.(همان منبع)
پیاژه: بازی برای درونسازی و تحکیم
در نظریه رشد و تکامل پیاژه، بازی از جمله اصول پایه برجسته نظریه او از مراحل رشد شناختی است.به نظر پیاژه انطباق از تاثیر متقابل( فعل و انفعال) درونسازی و برونسازی ناشی میشود.کودک در فرایند درونسازی تجربهها را در طرحواره یا روان موجود ادغام و یکی میکند و روشی که برای این امر به کار میبرد به مرحله رشد شناختی وی بستگی دارد. مثلا کودکان در مرحله حرکتی،بازیهایی را تمرین میکنند که با فعالیتهای بدنی رضایتبخش همراهند. در سطح پیشعملیاتی به تدریج از بازیهای عملی به بازیهای نمادی منتقل میشوند.به این ترتیب کودک میتواند محیط طبیعی را به شکل نماد درآورد و سرانجام به بازیهای وانمودی برسد که به نظر بعضی از روانشناسان،این مرحله با زمان ورود به مدرسه هماهنگ است.(همان منبع)
انواع بازی کودکان:
بازیهای آموزشی:
هرگاه بازی برای کسب اطلاعات جدید یا یادگرفتن موضوعی انجام شود به آن ” بازی آموزشی” میگوییم. به عبارتی در بازیهای آموزشی بازیکنان یا یادگیرندگان، فعالیتهای بازی را برای رسیدن به هدفی(یادگیری موضوع مورد نظر) انجام میدهند. ستره و قلمرو این نوع بازیها بسیار وسیع بوده و برای یادگیری در زمینهی موضوعات مختلف میتوانند بکار برده شوند.(نوروزی و دهقان زاده،۱۳۹۱)
بازیهای آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک میباشد. آنچه در بازیهای آموزشی مورد نظراست، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازیهای آموزشی میتوان از بازیهای دستی مثل پازل را نام برد. نظارت مربیان و والدین در بازیهای آموزشی بسیار با اهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با اینکه هدف از انجام بازیهای آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن باید حفظ شود. باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آنرا خود کودک تعیین کند، تنها هنر مربی یا والدین، هدایت جهت و مسیر بازی به صورت غیرمستقیم و غیر تحمیلی به سوی آموزش است.(خزاعی و خزاعی،۸۰،۱۳۹۲)
مزایای بازیهای آموزشی:
یادگیری مبتنی بر بازی، جذاب و تعاملی است و به شدت افراد را درگیر میکند و تغییرات نگرشی و رفتاری عمدهای در یادگیرنده ایجاد میکند.
مثالها و سناریوهای عملی در یک محیط نمادین از دنیای واقعی ارائه میشود
به خوبی از مسیر یادگیری فرد یا گروه و پیشرفت آن پشتیبانی مینماید.
چالشهای متنوع و متفاوت، امکان تکامل و بهبود عملکرد افراد را فراهم میآورد.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir