دسته: مقالات و پایان نامه ها

مراحل چرخه عمر شرکت:پایان نامه با موضوع بررسی محتوای اطلاعاتی کیفیت سود

مراحل چرخه عمر شرکت

2-2-1-1) دوران رشد

ایجاد

اولین مرحله از چرخه عمر واحدهای تجاری، ایجاد یا تاسیس[1] نامیده می شود. در این مرحله واحد تجاری هنوز متولد نشده است و فقط به صورت یک ایده وجود دارد. در دوره ایجاد تاکید بر ایده­ها و امکاناتی است که در آینده تحقق آنها محتمل است. بنیان­گذار(موسس) واحد تجاری در حال ساخت، طرح و عرضه ایده خود درباره آینده واحد تجاری می باشد و برای ایفای مسئولیت­هایش به مخاطره پذیری نیاز دارد، لذا پذیرش خطر در صورتی امکان­پذیر است که تعهدی متناسب با مرحله ایجاد وجود داشته باشد.

تولد یک واحد تجاری زمانی محقق می شود که تعهدات به طور موفقیت آمیزی در معرض آزمایش گذاشته شود، برعکس زمانی که کسي تعهدی را برای پیش­برد امور نپذیرد تولد آن واحد تجاری محقق نمی شود. بنابراین میزان تعهدات با درجه مخاطره پذیری آن در بدو تولد متناسب است. سختی ایجاد یک واحد تجاری می تواند با پارامترهایی مانند سرعت بازخوردهای مثبت[2] و درجه نوآوری مورد نیاز سنجیده شود. اگر میزان تعهدات با مشکلاتی که در پیش است، تناسبی نداشته باشد واحد تجاری قبل از تولد می میرد. ایجاد تعهدات و توقعات گسترده کلید موفقیت است، زمانی که واحد تجاری متولد می شود این تعهدات(یا کمبود آن) باعث زنده نگه داشتن(یا مرگ) می گردد. اگر تعهدات اساسی وجود نداشته باشد، واحد تجاری در فراز و نشیب های اولیه خود از بین می رود. نهایتاً زمانی که تعهدات اساسی پذیرفته می شود، واحد تجاری به دوره ای جدید به نام طفولیت[3] وارد می شود.

طفولیت

هنگامی­که تعهدات پذیرفته شد، ماهیت واحد تجاری دگرگون می شود، این تعهدات باید به مرحله عمل درآید. وجه نقد برای پرداخت هزینه ها مورد نیاز است و می بایستی تمرکز از ایده ها و احتمالات به  دستیابی به نتایج صورت پذیرد. در این مرحله آنچه ارزش دارد عمل است و نه فکر کردن. تضادی که واحد های تجاری جدیدالتاسیس با آن مواجه می شوند این است که هرچه مخاطره پذیری زیادتر باشد تعهد بیشتری برای موفقیت مورد نیاز است. به عبارت دیگر در زمان تاسیس، بنیانگذار باید ایده را تبدیل به قبول تعهد نماید. سازمان در دوره طفولیت دارای حداقل مقررات، سیستم، دستورالعمل انجام کار و بودجه بندی می باشد. در این مرحله واحد تجاری بدون شناخت نقاط مثبت و ضعف به سمت جلو حرکت می کند. فضای واحد تجاری در این دوره بسیار صمیمی بوده و سلسله مراتب سازمانی بسیار محدود است. در این مرحله واحد تجاری به سرمایه در گردش نیاز دارد و اگر این نیاز را برآورده نکند بسیار آسیب پذیر خواهد بود. در این مرحله معمولاً مدیریت نظام مندی وجود ندارد، ضبط و نگهداری سوابق و تجربیات به ندرت وجود دارد بنابراین یک اشتباه در طراحی، تولید و فروش، سرویس دهی و یا برنامه ریزی مالی یا مدیریت زنجیره ارزش[4]، ممکن است اثرات مهلکی در سرنوشت واحد تجاری داشته باشد و احتمال رخ دادن چنین اشتباهاتی زیاد است چراکه واحد تجاری آن اندازه توان مالی ندارد که افراد شایسته و با صلاحیت را به استخدام خود درآورد تا این سیاست ها و برنامه ها را هماهنگ نمایند.

واحد تجاری در مرحله طفولیت وقتی دارای سلامت مالی است که رشد و نقدینگی آن متناسب باشد. در این حالت بنیانگذار احساس می کند سامانه در کنترل اوست. طبیعی است که تلاش زیاد به خرج می دهد که تفویض اختیار نکند و همه تصمیم ها را راساً اتخاذ نماید. با این وجود واحد تجاری نمی تواند همواره در دوره طفولیت باقی بماند و زمانی که حجم نقدینگی و حجم فعالیت واحد تجاری متعادل[5] شود، از مرحله طفولیت خارج و به مرحله بعد قدم می گذارد.

رشد سریع

رشد سریع[6] چیست؟ در مرحله ایجاد صرفاً ایده وجود داشت و در مرحله طفولیت ایده آغاز به کار کرد. اکنون زمان آن فرا رسیده است که ایده ها به عمل تبدیل شده، واحد تجاری بر مشکل کمبود نقدینگی فائق آمده و میزان فروش افزایش یابد. به نظر می رسد واحد تجاری نه تنها قادر به ادامه حیات باشد بلکه در حال توسعه و پیشرفت نیز هست. شرایط مذکور بنیانگذار و موسسه اش را دچار غرور و تکبری بزرگ می کند. هرچه موفقیت واحد تجاری بیشتر می شود بر غرور بنیانگذار افزوده می شود و برخی اوقات تصور می کند شکست ناپذیر است. معمولاً واحد های تجاری در این دوره به دلیل فعالیت هایشان در شاخه های مختلف دچار مشکل می شوند و فقط فرصت ها را می بینند و مشکلات را درک نمی کنند.

در مرحله رشد سریع، فروش به سرعت افزایش می یابد و در نتیجه بنیان­گذار در سرمایه­گذاری­هایش دقت لازم را به خرج نمی دهد. او برای نتایج برنامه­ریزی نمی­کند، بلکه فقط انتظار آنها را می­کشد. در این دوره گرایش به فروش ممکن است نتایج غیر منتظره­ای در پی داشته باشد. واحد تجاری در مرحله رشد سریع، انتظار سود به صورت درصد ثابتی از فروش[7] را دارد. بنابراین تصور می کند فروش بیشتر به معنای سود بیشتر است. حسابداری بهای تمام شده ناکارا بوده و در نتیجه ممکن است بیشتر بفروشد ولی به جای کسب سود، زیان ده باشد. به منظور افزایش فروش به مشتریان تخفیف داده همچنین به فروشندگان حق العمل می دهد. به لحاظ رشد سریع، آهنگ تغییرات اقلام بهای تمام شده بی اثر خواهد بود. در نتیجه معمولا قیمت تمام شده کالایی را که فروخته نمی داند و حتی قیمت خالص کالایی را که فروخته شده کمتر از بهای تمام شده آن محاسبه می کند و در نتیجه هرچه بیشتر می فروشد بیشتر متحمل زیان می شود.

بلوغ

در این مرحله واحد تجاری دوباره متولد مي‌شود. اولين تولدي كه در مرحله طفوليت صورت گرفت، در واقع تولد فيزيكي بود. اكنون در مرحله بلوغ[8]، واحد تجاری مستقل از موسسانش تولدي دوباره مي‌يابد، تولدي احساسي و شخصيتي. از علل اساسي دشواري انتقال به اين مرحله مي‌توان به موارد: الف) تفويض اختيار، ب) دگرگوني در رهبري و ج) جابجايي اهداف اشاره كرد.

انتقال به مرحله بلوغ نيازمند تفويض اختيار است و در هر واحد تجاری اين پديده را مي‌توان تجربه نمود. جذب يك مدير حرفه‌اي،  شيوه رهبري واحد تجاری را تغيير مي‌دهد. رهبري در اينجا به مفهوم فرآيند تغيير در سياست‌هاي مالي و عملياتي بنگاه از يك مرحله چرخه عمر به مرحله بعدي است، يا به عبارت ديگر تغيير ماهيت مسائل و مشكلات آن است. رهبري مشكلات جاري واحد تجاری را كه مسائلي طبيعي و قابل درك است حل نموده و آن را آماده مقابله با مشكلاتي مي‌كند كه در آينده با آن مواجه مي‌شود.

در دوره طفوليت، رهبر بايد مخاطره­پذير و در پي كسب نتيجه باشد. واحد تجاری در دوره رشد سريع، كه با استفاده از ايده‌هاي اوليه موفقيت‌هايي كسب نموده و به دنبال كشف موقعيت‌هاي جديد مي‌باشد، بايد از كوته فكري و بكارگيري سياست تك محصولي و از دنبال نمودن نتايج كوتاه مدت پرهيز نمايد. چرا كه واحد تجاری به آرمان گرايي و آينده نگري نياز بيشتري دارد. مشكل موقعي ظاهر مي‌شود كه بلوغ فرا مي‌رسد. در اين دوره تاكيد جدي و الزام بر ايجاد نظام، خط مشي‌ها، مقررات و دستورالعمل‌ها مي‌باشد. در حقيقت، در اين دوره است كه به مهارت هاي متفاوت با دوره قبل نياز است. آنها سعي مي‌كنند براي ارضاء اين نياز مديري متخصص را از خارج از سازمان استخدام كنند. مورد ديگري كه مرحله انتقال قدرت و اختيارات را پيچيده‌تر مي‌سازد، اين است كه واحد تجاری بايد در اهداف خود تغييراتي ايجاد نمايد. واحد تجاری بايد اهداف را از حالت «بيشتر، بهتر است» به حالت «بهتر، بيشتر باشد» يا به عبارت ديگر از وضعيت «كار بيشتر» به حالت «کار حساب شده‌تر و با تدبيرتر» تغییر دهد. اگر از يكی از مديران واحد تجاری در دوره رشد سريع سوال نماييد كه چگونه پيش مي‌رويد، پاسخ اين است كه «عالي، فروش ما حدود 35 درصد افزايش داشته است» و اگر راجع به سود آنها سوال كنيد، خواهيد شنيد: ما نمي‌دانيم، برويد از دايره حسابداري و امور مالي سوال كنيد.

در مرحله بلوغ اگرچه همه به دنبال آن هستند كه بهتر سازماندهي شوند، ليكن در مقابل تلاش‌هايي كه براي سازماندهي انجام مي‌شود واكنشي نشان مي‌دهند كه واحد من خوب كار مي‌كند، پس بررسي را بايد از بخش ديگري شروع نمايند. همين جاست كه مشکل آغاز مي‌گردد. براي سازماندهي بهتر، لازم است كه همه در بازسازي ساختار جديد همكاري و مساعدت نمايند و براي انجام موفقيت‌آميز چنين مرحله‌اي و طي شدن اصولي مراحل مختلف آن، به اعتماد و احترام فراگير در سراسر واحد تجاری نياز مي‌باشد. واحد تجاری در مرحله بلوغ اجازه نمي‌دهد زمان با كارهاي دفتري صرف شود چرا كه واحد تجاري هنوز در دوره رشد سريع است و مي‌خواهد با همان نرخ رشد قبلي فعاليت نموده و همزمان نيز سازماندهي شود ليكن اين دو متضاد با يكديگر هستند. براي اعمال بهتر سازماندهي، بايد تب فروش در واحد تجاری فروكش كند. در واقع نتیجه سه عامل تفويض اختيار، تغيير در رهبري و جابجايي اهداف، تضادي جدي را ايجاد خواهد نمود. براي واحد تجاری در مرحله بلوغ، تضاد در ابعادي كه مطرح شد امري طبيعي است.

تكامل

تكامل[9]چيست؟ چه دوره‌اي است؟ نقطه‌اي است بهينه از منحني عمر واحد تجاری كه در آن وضعيت تعادلي سازنده بين دو عنصر قابليت كنترل و انعطاف پذيري در واحد مستقر مي‌شود. بايد توجه داشت كه تكامل بدان معني نيست كه واحد تجاری به نقطه بيشينه منحني عمر رسيده باشد، بلكه بدان معني است كه واحد تجاری هنوز در حال رشد است. تكامل يك فرآيند است و نه مقصد و هدف.

ناحيه صعودي منحني عمر، نمايانگر فزوني انرژي واحد تجاري و توان دستيابي به نتايج ثمربخش و كارآمد در كوتاه مدت يا بلندمدت است. علي الاصول در شرايطي كه واحد تجاري از مرحله تكامل عبور کرده باشد، قدرت حياتي آن افزايش مي‌يابد. اين افزايش قدرت حياتي، از تحرك واحد تجاري كه در مرحله ايجاد به وجود آمده سرچشمه گرفته، در مرحله طفوليت آزمايش شده، در مرحله رشد سريع تقويت گرديده، در مرحله بلوغ چارچوب و فرم پذيرفته و در مرحله تكامل كاملاً منسجم گرديده است. بنابراین اگر بنگاه در مرحله تكامل اين انرژي را مجدداً تقويت ننمايد و كارآفريني[10] از آن رخت بربند و دائماً سعي به استفاده از اين انرژي به جاي تقويت آن باشد، نرخ رشد خود را از دست مي‌دهد و انرژي حياتي نيز كاهش مي‌يابد آنگاه است كه به دوره بعدي، يعني ثبات[11] وارد خواهد شد. اين دوره، پايان دوره رشد و آغاز دوره افول واحد تجاری می باشد. مشخصات واحدهای تجاری كه در دوره تكامل قرار دارند عبارتند از:

الف) وجود سيستم‌هاي تخصصي، حرفه‌اي و ساختار سازماني؛

ب) نهادي بودن ديدگاه و تفكر خلاق؛

ج) به دنبال نتيجه بودن(واحد تجاری احتياجات مشتريان را مرتفع نمايد)؛

د) واحد تجاری به گونه‌اي قابل پيش‌بيني توان اجرايي خود را افزايش مي‌دهد.

[1]. Courtship

[2]. Positive Feedbacks

[3] .Infancy

[4]. Value Chain Management(VCM)

[5]. Equitable Liquidity Position(ELP)

[6] .Go-Go

[7] .Expected Profit Margin Ratio(EPMR)

[8]. Adolescence

[9].Prime

[10]. Entrepreneurial

[11]. Stable

مفهوم کیفیت سود براساس رابطه بین سود،معوقات وجه نقد:پایان نامه در مورد کیفیت سود گزارش شده

مفهوم کیفیت سود براساس رابطه بین سود، معوقات وجه نقد

در این قسمت مفهوم کیفیت سود و اندازه گیری های مرتبط به آن که از رابطه بین معوقات و اجزای نقدی سودها بدست آمده است و رابطه آن با مفید بودن برای تصمیم گیری و دیدگاه بیان صادقانه سود هیکسی تشریح خواهد شد. علاوه بر آن تمام مفاهیم براساس این دیدگاه بیان می شوند که معوقات کیفیت سود را کاهش می دهند.

الف) نسبت وجه نقد حاصل از عملیات به سود

این اندازه گیری از کیفیت سود براساس این ایده است که نزدیک بودن به نقد به معنای کیفیت سود بالاتر می باشد که این موضوع در گزارش های تحلیل گران مالی (پن من[1] ، (2001) وهریس[2]،2000) و کتاب های تجزیه و تحلیل صورت های مالی نشان داده شده است. در ساده ترین حالت، این رابطه به صورت نسبت وجه حاصل از عملیات CFO) ( به سود بیان می شود.

سایر مفاهیم کیفیت سود از مفهوم نزدیکی به وجه نقد متمایز می باشند چرا که آنها مشخص کننده یک زیر مجموعه خاص از معوقات و نه تمام معوقات به عنوان یک جزء کاهش دهنده کیفیت سود می باشند. سه روش اندازه گیری می توان در نظر گرفت که در تمام آنها فرآیندی موجب مجزا کردن معوقاتی که باعث کاهش کیفیت سود می شوند از معوقاتی که باعث کیفیت سود نمی شوند،          می گردد، اما پیچیدگی این تفکیک متفاوت است.

ب) تغییر در کل معوقات

یک رویکرد ساده در اندازه گیری کیفیت سود ، براساس تغییرات در کل معوقات  می باشد (دینگلو[3]،1986).به علت اینکه قسمتی از معوقات شامل معوقات دست کاری نشده بوده و در طول زمان تقریبا ثابت می باشند، تغییرات در کل معوقات، دست کاری های مدیریت را اندازه گیری       می کند و این اندازه گیری رابطه معکوسی با کیفیت سود دارد.

ج) پیش بینی اجزای اختیاری معوقات[4] به کمک متغیرهای حسابداری

در اندازه گیری از طریق تغییرات درکل معوقات فرض می شود که تعیین کننده های نامشخص معوقات دستکاری نشده، در طول زمان ثابت هستند. اما برعکس؛ برآورد مستقیم، اصول حسابداری را به عنوان تعیین کننده معوقات دستکاری نشده می داند. یک چنین رویکردی توسط آقای جونز[5]، (1991 ) مطرح گشت و بعد توسط دیچیو، (1995) توسعه یافت. مدل جونز اصول حسابداری (در آمدهای تعدیل شده براساس حسابهای دریافتنی ، ماشین آلات، اموال و تجهیزات) را به عنوان عامل هدایت کننده اجزای غیر اختیاری معوقات فرض می کند. تغییرات ایجاد شده در رویکرد مستقیم برخی از جوانب خاص را برخلاف رویکرد کل معوقات در نظر  می گیرد.

در رویکرد برآورد مستقیم، مقادیر باقی مانده ( یا گاهی اوقات اشتباهات پیش بینی ) از رگرسیون کل معوقات براساس اصول حسابداری مشخص کننده مدیریت سود[6]می باشد و به عنوان یک عامل معکوس در اندازه گیری کیفیت سود می باشد. براساس این رویکرد مقادیر کیفیت سود رابطه معکوسی با تغییر در کل معوقات دارد. بنابراین لازم است که اصول حسابداری در طول زمان ثابت بمانند. رگرسیون این روش تغییرات دوره به دوره در اصول حسابداری را مجاز می داند. به هر حال در تعیین اصول حسابداری لازم است فرض شود که اصول حسابداری، خود دستکاری نشده اند و همچنین داده های کافی سری زمانی یا مقطع زمانی برای تخمین رگرسیون لازم است.

د) پیش بینی روابط بین معوقات و جریانات نقدی

یک رابطه مفهومی عمیق بین معوقات و جریانات نقدی که جنبه های رابطه سود با نقد را در نظر گرفته و مشکلات متعدد مربوط به رویکرد اصول حسابداری را ندارد توسط دیچیو و دیچیو (2002) ، توسعه یافت. در این رویکرد باقی مانده تخمینی از رگرسیون تغییرات سرمایه در گردش براساس جریانات نقدی دوره جاری، پیشین و دوره آتی یک شرکت خاص مشخص کننده خطای تخمینی کل معوقات (هم غیر عمدی و هم دستکاری شده) به وسیله مدیریت می باشد و به عنوان یک اندازه معکوس از کیفیت سود می باشد.

اندازه گیری دیچیو و دیچیو (2002) ، مفروضاتی درباره اصول حسابداری مدیریت نشده لازم ندارد و یک رابطه مستقیم بین جریانات نقدی و معوقات جاری به وجود می آورد اما بین خطاهای تخمین دستکاری نشده و مدیریت سودهای عمدی تمایز قائل نمی شود و فرض اینکه سرمایه در گردش معوقات[7] بیش از یک سال معوق نشده یا منجر به دریافت ها و پرداخت های نقدی تا بیش از یک سال نگردد، لازم می باشد.

 

47 . Penman

48 . Harris

49 . Deangelo

50 . Discretionary accruals

51 . Jones

52 . Earning Managment

53  .Working  capital accruals

 

مفهوم ارزيابي هاي عملکردي پشتيباني،پایان نامه کارایی مالی شرکت های صنعتی

ارزيابي هاي عملکردي پشتيباني(حمايتي)[1]

ارزيابي هاي عملکرد پشتيباني که توسط کيگان [2] و ديگران (1989) بوجود آمد اولين مدل است که مفهوم ارزيابي هاي متعادل را مطرح مي کند، آنها با در نظر داشتن اينکه ارزيابي ها از استراتژي مشتق مي شوند، هرمي شبيه به مدل آناليز ارزيابي استراتژيکي و تکنيک گزارش دهي درست کردند که در آن ارزيابي ها سلسله مراتبي و جامع هستند. ابتکارات اين مدل بواسطه طبقه بندي ارزيابي ها در يک ماتريس متعادل که ارزيابي ها را بصورت هزينه و غير هزينه وخارجي يا داخلي دسته بندي کرده ، نشان داده شده است، که نياز به تعادل ميان اين ابعاد را نشان مي دهد. نويسندگان براهميت اين که ارزيابي هاي عملکردي بايد براساس درک کامل رابطه هزينه و رفتار هزينه باشد، واينکه بودجه بندي و گزارش ها بايد مستقيماً به سيستم ارزيابي عملكرد مديريت مرتبط باشد تاکيد دارند.

 

1-1-1-2 چارچوب پيامدها ونتايج [3]

چارچوب عامل پيامدها و نتايج  توسط فيترزالد و ديگران[4]  (2009) بعنوان سيستم ارزيابي عملكرد براي صنعت تجاري خدماتي ايجاد شد. ويژگي اصلي اين مدل دسته بندي ارزيابي هاي عملکردي در مقياس هاي برآيند است مثل آنهايي که مرتبط با عملکرد رقابتي و مالي هستند و مقياس هاي عامل تعيين کننده مثل آنهايي که مرتبط با انعطاف پذيري استفاده از منبع، ابتکار  و کيفيت خدمات هستند.(فيترزالد و ديگران ،2009)

اين مفهوم که عوامل تعيين کننده به نتايج  کمک مي کند، بر مفهوم قديمي تر شاخص هاي هدايت کننده و کند کننده مقدم است. اين  مدل هم بر عوامل خارجي وهم بر عوامل داخلي تمرکز دارد و مقياس هاي مالي وغير مالي را يکپارچه مي کنند. اين مدل همچنين توسط سيستم کنترل بازخورد جلو برنده کار پشتيباني مي شود. (تاتيسچي وبلاچاندر،144،2008).

1-1-1-3  بازگشت به رويکرد کيفي[5]

بازگشت به رويکرد کيفي  توسط روست[6]وهمكاران (1995) براي کمک به اجراي تلاش کيفي شرکتها پيشنهاد شد. نويسندگان با اين عقيده که ابتکارات کيفيت به هم تراز کردن سرمايه شان به زمينه هاي مالي نياز دارند وچارچوبي براساس چهار فرضيه پيشنهاد کرده اند: کيفيت سرمايه است، تلاش هاي کيفي بايد از نظر اقتصادي قابل حساب باشند،اين احتمال وجود دارد که هزينه بسيار زيادي بر کيفيت صرف شود واين که تمام هزينه هاي کيفيت به صورت برابر صحيح نيستند. اين چارچوب همچنين روند ارتقائي را پيشنهاد مي دهد و چند ارزيابي عملکرد را که بايد کنترل شوند تثبيت مي کند.(تاتيسچي  وبلاچاندر،145،2008).

 

1-1-1-4 چارچوب ارزيابي عملکرد کمبريج[7]

در سال 1978 و به دنبال مطالعات انجام شده در وزارت بازرگاني امريکا درباره علل توفيق ژاپن در مقايسه با امريکا، جايزه ملي کيفيت امريکا تهيه و با توجه به نقش «مالکوم بالدريج» در تهيه آن، به نام جايزه ملي کيفيت «مالکوم بالدريج» نام‌گذاري شد. چارچوب ارزيابي عملکرد کمبريج که توسط نيلي و ديگران[8] (1996) بوجود آمد، اين مدل براي اجراي سيستم هاي ارزيابي عملكرد پيشنهاد مي شود. اين مدل نوعي استراتژي ارزيابي عملكرد سازماني را معرفي مي كند كه بطور معمول در صنعت، خدمات و بازرگاني، بهداشت و درمان وبخش هاي آموزشي مورد استفاده قرار مي گيرد(جامسك،[9]2004).

اين جايزه به منظور ارتقاي آگاهي افراد نسبت به كيفيت، درك نيازمندي هاي تعالي كيفيت و كسب اطلاعات درباره استراتژي هاي كيفيت و مزاياي آن ايجاد شده است(بوهرايز[10]،32،1995). مدل بالدريج برمبناي خودارزيابي سازماني به تحول و تعالي سازماني اقدام مي ورزد و بر تغيير وتلاش دروني سازمانها تأکيد فراواني دارد(ملكي و همكاران،67،1389).

نيلي و ديگران اين مدل را متشکل از سه مرحله اصلي پيشنهاد مي کنند. طراحي ابزارهاي عملکرد، اجراي ارزيابي عملکرد و استفاده از ارزيابي هاي عملکرد .آنها براين موضوع توجه داشته اند که مراحل مذکور مفهومي و ادارکي اند و مي توانند هم پوشاني داشته باشند چون ارزيابي هاي فردي مختلفي در درصدهاي مختلف اجرا مي شوند (نيلي و ديگران، 1996).

مزيت نسبي مدل بالدريج نسبت به ساير الگوهاي تعالي در اين است كه اين الگو جهت ارزيابي موسسات گوناگون، چك ليست هاي جداگانه اي دارد، در حالي كه ساير الگوها از چك ليست واحدي به منظور ارزيابي تمامي موسسات استفاده مي كنند.(ملكي و همكاران،67،1389).

معيارهاي مدل مالکوم بالدريج بر مبناي مجموعه‌اي از ارزش‌ها و مفاهيم کليدي تدوين شده‌اند که عبارتند از:

  1. رهبري دورانديش
    2. برتري مشتري‌مدار
    3. يادگيري شخصي و سازماني
    4. ارزش دادن به کارکنان و شرکاء
    5. تحرک و چالاکي
    6. تمرکز بر آينده
    7. مديريت نوآوري
    8. مديريت برمبناي حقيقت
    9. مسئوليت‌هاي عمومي و شهروندي
    10. تمرکز بر نتايج و ايجاد ارزش
  1. ديدگاه سيستمي(غلامي، نور عليزاده، 1381، 32).

 

[1]. Supportive performance measures (SPA)

[2]. Keegan

[3]. results and determinants framework (RDF)

[4]. Fitzgerald et al

[5]. return on quality approach (ROQ)

[6]. Rust

[7]. Cambridge performance measurement framework (CPMF)

[8]. Nelly et al

[9]. Jamesc  et al

[10]. Bohoris

دلایل واکنشهای نابه هنجار سرمایه گذاران:پایان نامه درباره اقلام تعهدی

 دلایل واکنشهای نابه هنجار سرمایه گذاران مبتنی براقلام تعهدی

به طوركلي، قدرت محدود در محاسبات، پيچيده بودن مسايل تصميم گيري و وجود برخي خطاهاي سيستماتيك در قضاوت ها باعث ميشود كه گاهي انسانها به صورت كاملاً عقلايي عمل نكنند. در اين زمينه، عوامل روانشناختي يكي از مهمترين مواردي هستند كه م يتوانند بر روي رفتار سرمايه گذاران و واكنش آنها در مقابل اطلاعات تاثير بگذارند. تحليل ها نشان مي دهد كه اوراق بهادار، اغلب چرخه هايي از واكنش كمتر ازحد و بيش ازحدرا در نتيجه پردازش اطلاعات سرمايه گذاران تجربه ميكنند. به طوركلي، ميزان واكنش بيش ازحد يا كمتر از حد بستگي به اين دارد كه سرمايه گذاران، اصول اوليه را چگونه درك كنند؛ اگر اين اصول به راحتي توسط بسياري از افراد قابل درك باشد، هر دو واكنش بيش از حد و كمتر از حد كاهش خواهد يافت (مهرانی و نونهال، ۱۳۸۷).

در ارتباط با علل پديدة واكنش نادرست سرمايه گذاران، پژوهشگران مختلف مجموعه اي از عوامل روان شناختي را بيان نموده و اين موضوع را در حوزه مالي رفتاري قرار داده اند. برخي از عوامل مهمي كه در ادبيات موضوع مطرح شده اند عبارتند از:

الف) تورش محافظه كاري

سرمايه گذاران به صورت كُند خود را با اخبار جديدي كه وارد بازار مي شوند، وفق داده، انتظارات خود را آرام آرام در قيمت هاي بازار وارد مي كنند.  به عبارت ديگر، زماني كه سرمايه گذاران خبر خوبي را در ارتباط با سود شركت دريافت مي نمايند، به گونه اي اقدام مي نمايند كه شايد قسمتي ار شوك، در دوره بعدي معكوس خواهد شد(ژانگ[1]، 2007).

ب) نظريه لنگر انداختن

اين نظريه بيانگر اين است كه افراد براي شروع فرآيند تصميم گيري و تجزيه و تحليل، از بخش خاصي از اطلاعات استفاده مي كنندو براي پيش بيني خود، اطلاعات موجود را بر آن اساس تعدي مي نمايند(ژانگ[2]، 2007).

پ) اطمينان بيش ازحد اندازه

بيانگر تمايل به برآورد بيش از حد توانايي و خلاقيت هاي خود است. اين تورش باعث مي شود تا معامله گران در بازارهاي اوراق بهادار، براي اطلاعات و اعمال ديگران محل و وزن كمتري قايل شوند. اطمينان بيش از حد، باعث مي شود تا اشخاص اقدام به انجام معاملات بيشتري نمايندو به دليل تحمل هزينه هاي معاملات و نيز انتخاب هاي نادرست، بازده كمتري كسب نمايند (ژانگ[3]، 2007).

ت) موفقيت منتسب به خود

اين تورش كه يكي از عوامل اصلي خود فريبي سرمايه گذاران در بازارهاي سرمايه است، ناشي از نظريه نسبيت در روانشناسي است. در اين نظريه، افراد رويدادهايي را كه معتبر بودن اعمال آنها را تاييد مي كند، به توانايي هاي بالاي خود و رويدادهايي را كه اعمال آنها را تاييد نمي كند، به شانس و اقبال بدخود و عوامل بيروني نسبت مي دهند (ژانگ[4]، 2007).

[1] Zhang.X.F

[2] Zhang.X.F

[3] Zhang.X.F

[4] Zhang.X.F

مفهوم اقلام تعهدی:پایان نامه درباره اقلام تعهدی

اهمیت اقلام تعهدی سود حسابداری

همیشه این احتمال وجود دارد که اطلاعاتی که یک شرکت ارائه می کند درست نباشد،بنابراین در کنار مخاطرات متعددی که در ارتباط با شرکت می تواند وجود داشته باشد.یکی از آنها هم ریسک اطلاعات[1] می باشد.یعنی همواره ممکن است اطلاعاتی که شرکت می خواهد در صورت های مالی آن را نشان دهد چیزی دور از واقعیت ،یا فریب آمیز باشد.براین اساس سودی که در صورت سود و زیان ارائه می شود ،نمی تواند بیانگر این موضوع باشد که واحد تجاری توان مستمر برای بدست آوردن مبلغ سود را خواهد داشت یا چه مقدار از این سود می تواند به عنوان وجه نقد میان سهامداران تقسیم شود چون تمامی سهامداران مایلند که سالانه تقریبا َمبلغ ثابتی از سود سهام به آنها پرداخت شود.ثبات در تقسیم سود مبین پایین بودن ریسک شرکت است .حتی اگر در سالی ،شرکت به جای سود دچار زیان شود ،باید برای جلوگیری از ایجاد نگرش منفی در سرمایه گذاران فعلی و آتی ،پرداخت سود سهام خود را ادامه دهد. با این کار ، سهامداران بیشتر تمایل خواهند داشت که این زیان را موقتی تفسیر کنند (سادات برقعی،۱۳۸۹). بررسی مبانی نظری و هدف های گزارشگری مالی مبین این موضوع است که یکی از اهداف گزارشگری مالی کمک به سرمایه گذاران و اعتباردهندگان برای پیش بینی جریان های نقدی آتی است. صورت های مالی ،محصول اصلی گزارشگری مالی و ابزار اصلی انتقال اطلاعات حسابداری به افراد خارج از سازمان قلمداد می شوند.این که صورت های مالی تا چه میزان توانسته است به این مهم دست یابد،سوالی است که مورد توجه صاحبنظران و پژوهشگران بوده و هست .همچنین در خصوص اینکه چه نوع اطلاعاتی برای پیش بینی جریان های نقدی مفید است ،اختلاف نظر وجود دارد.بررسی ادبیات موضوع نشان می دهد که برخی از صاحبنظران و مراجع تدوین کننده مبانی نظری و اهداف گزارشگری مالی براین باورند که با استفاده از سود حسابداری و اجزای آن ، می توان جریان های نقدی را پیش بینی نمود .به عنوان مثال هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی آمریکا بر این باور است که «معمولاَ ارائه اطلاعات درباره سود واجزای آن نسبت به جریان های نقدی برای پیش بینی جریانهای نقدی آتی قابلیت پیش بینی بیشتری دارند» (هاشمی ،۱۳۸۹).

[1]-Information Risk

مفهوم مسئولیت اجتماعی-پایان نامه مسئولیت اجتماعی وگزارشگری مالی

 مسولیت اجتماعی

تفکّر جدید پیرامون شرکت و مسئولیت اجتماعی آن توسط بوون[1] در سال 1953 مطرح گردید. وی مسئولیت‌های جدیدی را برای شرکت و مدیران بیان کرد. در دهه‌ی 1960 برای اوّلین بار مسائل سیاسی در مقررات گذاری شرکت‌ها درنظر گرفته شد. این تحولات باعث ظهور مسئولیت اجتماعی شرکت در اوائل دهه‌ی 1970 شد. در دهه‌ی 1970 تغییرات مهمی در قوانین کار کشورهایی همچون انگلستان و امریکا و در جهت افزایش قدرت کارکنان و اتحادیه‌های کارگری به وجود آمد. در این دهه، ارتباطات میان کارکنان و کارفرمایان بهبود یافت. از دهه‌ی 1970 شرکت‌های انگلیسی گزارش‌هایی در زمینه‌ی مسئولیت‌های اجتماعی خود منتشر کردند که می‌توان ازجمله آنها به گزارش در مورد مشتریان و اجتماع که بیشتر توسط بخش دولتی انگلستان منتشر می‌گردید، گزارش مربوط به کارکنان که شامل حسابداری منابع انسانی می‌شد و گزارش در مورد محیط زیست اشاره کرد. در دهه‌ی 1980 و 1990 بیشتر مسائل محیطی مورد توجه دولتمردان قرار گرفت (گری، اون و ادامس[2]، 1996).

از لحاظ نظری، حوزه‌ی مسئولیت اجتماعی شرکت با مشکلاتی مشابه‌ای در تعریف مفهوم مسئولیت اجتماعی روبه‌رو می‌باشد. تعدد و چندگانگی روش‌ها و ابعاد این مفهوم پیچیده، ارائه گزارش عینی از اجزای آن که بیشتر ذهنی و اغلب ارزیابی آن بر اساس معیارهای مربوط به زمینه‌های اخلاقی و یا اجتماعی می‌باشد را دشوار کرده است (دخیلی و انسی، 2012). تعریف اوّلیه‌ی مسئولیت اجتماعی شرکت به دهه‌ی پنجاه میلادی بازمی‌گردد (کارول[3]، 1999). اصطلاح مسئولیت اجتماعی شرکت به وسیله‌ی سه لغت که دربرگیرنده‌ی آن است تعریف شده است : شرکت، اجتماع، مسئولیت، زو و تن[4] (2008) مسئولیت اجتماعی شرکت را به عنوان فرآیند ایجاد ثروت، ارتقاء مزیت رقابتی شرکت و حداکثر کردن ارزش ثروت و منافع ایجاد شده برای جامعه بیان کرده‌اند، که به طور کلی تعهد و توجه کسب و کار به کیفیت زندگی کارکنان، مشتریان، جامعه محلی و کل جامعه را در جهت توسعه‌ی اقتصادی پایدار مدنظر دارد (هولمه و واتس[5]، 2000). مسئولیت اجتماعی شرکت اغلب به طبقات اقتصادی، اجتماعی و محیطی تقسیم می‌شود که با توجه به تعریف مرکز جهانی توسعه پایدار کسب و کار، به عنوان تعهد کسب و کار در توجه به توسعه‌ی اقتصادی پایدار، کار کردن با کارمندان،‌ خانواده، جامعه‌ی محلی و به طور کلی جامعه در جهت بهبود کیفیت زندگی تعریف شده است (کارنا[6]، 2004). مسئولیت اجتماعی شرکت عموماً به طریقه‌ای از تجارت و نیز خلق ارزش‌های اجتماعی اطلاق می‌شود که بر طبق و حتّی فراتر از الزامات قانونی، اخلاقی و خواسته‌های عمومی و اقدامات قانونی در پاسخگویی به ارزش‌های گروه‌های ذینفع است (لوتکنهورست[7]، 2004؛ واداک، بودول و گراوس، 2002). با این حال،‌ در تمام تعاریفی که دانشمندان در مورد مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها ارائه کرده‌اند، این باور عمومی وجود دارد که فراتر از تلاش برای به حداکثر رساندن سود شرکت،‌ سازمان‌ها و شرکت‌ها نقشی حیاتی در حل مشکلات جامعه بازی می‌کنند. ایده‌ی اساسی مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها این است که آن منعکس‌کننده‌ی ضرورت‌ها و پیامدهای اجتماعی موفقیت در کسب و کار می‌باشد (بابالولا، 2012).

[1]– Bowen

[2]– Gray, owen & adams

[3]– Carroll

[4]– Zhu & Tan

[5]– Holme & Watts

[6]– Karna

[7]– Luetkenhorst