ﻣﻔﻬﻮم ﺑﺎﻧﻜﺪاري “پایان نامه  درباره رضایت مشتریان

پایان نامه  درباره رضایت مشتریان

ﻣﻔﻬﻮم ﺑﺎﻧﻜﺪاري

ﺑﺎﻧﻜﺪاري در ﺟﻬﺎن ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ آﻏﺎز ﮔﺮدﻳﺪ ﻛﻪ داد و ﺳﺘﺪ و ﻣﺒﺎدﻟﻪ ﻛﺎﻻ (ﻏﻴﺮ از ﻣﺒﺎدﻻت ﺟﻨﺲ ﺑﻪ ﺟﻨﺲ) ﺑﻴﻦ ﻣﺮدم ﺷﺮوع وﺣﺘﻲ ﺑﺎ ﮔﺴﺘﺮش ﺗﺠﺎرت ﭘﻴﺶ از آﻧﻜﻪ ﭘﻮل ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮم ﺟﺪﻳﺪ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﻴﺮد ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻮﺳﺴﺎت ﺑﺎﻧﻜﻲ ﻣﺤﺴﻮسﺗﺮﮔﺸﺖ و اﺣﺘﻴﺎج ﺑﻪ ﻳﻚ وﺳﻴﻠﻪ ﭘﺮداﺧﺖ و ﺳﻨﺠﺶ ارزﺷﻬﺎ و ﺑﺎﻻﺧﺺ وﺻﻮل ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت از ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن دور و ﻧﺰدﻳﻚ، ﺑﺎ وﺟﻮد ﺧﻄﺮاتﻧﺎﺷﻲ از ﻧﻘﻞ و اﻧﺘﻘﺎل ﭘﻮل اﻳﺠﺎب ﻣﻲﻛﺮد ﻛﻪ اﻳﻦ ﻓﻌﻞ و اﻧﻔﻌﺎل ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺆﺳﺴﺎﺗﻲ ﺑﻪ ﻧﺎم ﺑﺎﻧﻚ اﻧﺠﺎم ﮔﻴﺮد.

ﻛﻠﻤﻪ ﺑﺎﻧﻚ اﺻﻄﻼﺣﻲ اﺳﺖ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﻛﻪ از واژه آﻟﻤﺎﻧﻲ Bank ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﻧﻮﻋﻲ ﺷﺮﻛﺖ اﺧﺬ و رواجﻳﺎﻓﺘﻪ و ﺷﺎﻳﺪ ﻫﻢ از ﻛﻠﻤﻪ Banco ﻛﻪ ﻳﻚ ﻟﻐﺖ اﻳﺘﺎﻟﻴﺎﺋﻲ و ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﻧﻴﻤﻜﺖ ﺻﺮاﻓﺎن ﺑﻜﺎر ﺑﺮده ﻣﻲﺷﺪ اﺷﺘﻘﺎق ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در ﻫﺮ ﺣﺎل ﺑﺎﻧﻚ ﻳﺎ ﻫﻤﺎنﻣﺆﺳﺴﺎت ﺻﺮاﻓﻲ آن روز ﺑﺎ ﻫﻤﺎن ﻧﺎم و روش ﻛﻬﻦ ﺑﺘﺪرﻳﺞ ﺳﺎزﻣﺎن ﻳﺎﻓﺘﻪ و ﻣﺮﻛﺰ ﻛﻠﻴﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﭘﻮﻟﻲ و اﻋﺘﺒﺎري ﺑﺎﻧﻜﻬﺎي اﻣﺮوزيﮔﺮدﻳﺪه اﻧﺪ.

2-3- پيدايش بانکداري الکترونيکي

يکي از ابزارهاي ضروري براي تحقق و گسترش تجارت الکترونيک، وجود سيستم­هاي بانکداري الکترونيک است که همگام با سيستم­هاي جهاني مالي و پولي عمل و فعاليت­هاي مربوط به تجارت الکترونيک را تسهيل کند. در حقيقت مي­توان گفت که پياده سازي تجارت الکترونيک، نيازمند تحقق بانکداري الکترونيک است.

ايران در زمينه تجارت و بانکداري الکترونيک، کشوري جوان است و تا رسيدن به سطحي قابل قبول از آن، راه درازي در پيش دارد. ورود فنآوري جديد در اين دو زمينه، نيازهاي جديدي را در پردازش و تبادل داده­ها، ابزارها و زيرساخت­هاي مناسب پياده سازي آن، و نيزنحوه ارايه خدمات بانکي نوين مطرح کرده است. با نگاهي به تجارب کشورهاي پيشرفته و رشد خدمات بانکداري الکترونيک مي توان نيازهاي در حال شکل­گيري و روند افزاينده آن را در زمينه خدمات بانکي در ايران تا حد مناسبي پيش بيني کرد. نظر به روش­هاي سنتي موجود در بانک­هاي کشور و نارسايي اين روش­ها در اين ارايه خدمات جديد، تهيه زير ساخت­هاي مورد نياز در بانک­ها از ضرورياتي است که خوشبختانه مورد توجه مسئولان امر قرارگرفته است و فعاليت­هاي گسترده­اي در سيستم بانکي کشور براي ارائه بانکداري الکترونيک و ديگر خدمات نوين بانکي انجام شده است.

2-3-1- بانکداري الکترونيک

براي شناخت هر پديده­هاي لازم است تا ابتدا تعريف مشخصي از آن پديده و عوامل مرتبط با آن ارايه شده که از آن جمله مي توان به تعاريف زير اشاره کرد.

  • استفاده مشتريان از اينترنت براي سازماندهي، آزمايش و يا انجام تغييرات در حساب­هاي بانکي خود و سرمايه­گذاري و بانک­ها براي ارايه عمليات سرويس­هاي بانکي.
  • ارايه مستقيم خدمات و عمليات بانکي جديد و سنتي به مشتريان از طريق کانال­هاي ارتباطي متقابل الکترونيک. بانکداري الکترونيک شامل سيستم­هايي است که مشتريان مؤسسات مالي را قادر مي سازد تا در سه سطح اطلاع رساني، ارتباط و تراکنش از خدمات و سرويس­هاي بانکي استفاده کنند (کهزادي، 1382)

الف- اطلاع رساني: اين سطح ابتدايي ترين سطح بانکداري اينترنتي است. بانک اطلاعات مربوط به خدمات و عمليات بانکي خود را ازطريق شبکه هاي عمومي يا خصوصي معرفي مي کند.

ب- ارتباطات: اين سطح از بانکداري اينترنتي امکان انجام مبادلات بين سيستم بانکي و مشتري را فراهم مي آورد. ريسک اين سطح در بانکداري الکترونيک بيشتر از شيوه سنتي است و بنابراين، براي جلوگيري و آگاه ساختن مديريت بانک از هرگونه تلاش غيرمجاز براي دسترسي به شبکه اينترنتي بانک و سيستم هاي رايانه اي به کنترل هاي مناسبي نياز است.

ج- تراکنش: اين سيستم متناسب با نوع اطلاعات و ارتباطات خود، از بالاترين سطح ريسک برخوردار است و بايد سيستم امنيتي قوي بر آن حاکم باشد. در اين سطح مشتري در يک ارتباط متقابل قادر است تا عملياتي چون پرداخت صورتحساب، صدور چک، انتقال وجه و افتتاح حساب را انجام دهد.

 2-3-2- ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ و وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻚ

ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ اﺳﺘﻔﺎده از ﻓﻨﺎوريﻫﺎي ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ ﻧﺮم  اﻓﺰاري و ﺳﺨﺖاﻓﺰاري ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺷﺒﻜﻪ و ﻣﺨﺎﺑﺮات اﺳﺖ ﺗﺎ ﺗﺒﺎدل ﻣﻨﺎﺑﻊ و اﻃﻼﻋﺎت ﻣﺎﻟﻲ ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲﺗﺴﻬﻴﻞ ﻳﺎﻓﺘﻪ و دﻳﮕﺮ ﻧﻴﺎزي ﺑﻪ ﺣﻀﻮر ﻓﻴﺰﻳﻜﻲ ﻣﺸﺘﺮي درﺷﻌﺒﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻳﻨﺘﺮﻧﺘﻲ ﻳﻜﻲ از ﻣﻔﻴﺪﺗﺮﻳﻦﻛﺎرﺑﺮدﻫﺎي ﺗﺠﺎرت اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ در ﻃﻮل ده ﺳﺎل اﺧﻴﺮ اﺳﺖ و دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﮔﺴﺘﺮش ﺻﻨﺎﻳﻊ ﺟﺪﻳﺪ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﻣﺪلﻫﺎي ﻛﺴﺐ  و ﻛﺎرﻫﺎي دﻳﮕﺮ را ﻧﻴﺰ ازﺟﻤﻠﻪ ﺑﺨﺶ ﺑﺎﻧﻜﺪاري را ﺗﻐﻴﻴﺮ داده اﺳﺖ.(کنجکاو ،میرحسینی ،1392 )

ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻚ، ﻳﻜﻲ از ﻣﻮﻓﻖ ﺗﺮﻳﻦ ﺧﺪﻣﺎت در ﺣﻮزة ﺗﺠﺎرت اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻚ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﺔ اﻓﺰاﻳﺶ رﺿﺎﻳﺘﻤﻨﺪي ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺎت  ارزش اﻓﺰوده ﺑﻨﺎ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ، اﻳﻦ روش ﺑـﻪﺧـﻮﺑﻲ ﺗﻮاﻧﺴـﺘﻪ اﺳـﺖ ﻣﺴـﻴﺮ دﺳﺘﺮﺳـﻲﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺷﺒﻜﺔ ﺑﺎﻧﻜﻲ ﺑﻪ ﺣﺴﺎب  ﻫﺎي ﺧﻮد و اﻧﺠﺎم ﺗﺮاﻛﻨﺶ  ﻫﺎي ﻻزم را ﻣﺘﺤﻮل ﻛﻨﺪ. در ﺣﺎل ﺣﺎﺿـﺮ،  30 ﺗـﺎ  40 درﺻـﺪ ﻛـﺎرﺑﺮان اﻳﻨﺘﺮﻧﺘﻲ در ﻛﺸﻮرﻫﺎي اروﭘﺎﻳﻲ از ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴــﻚ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ  ﻛﻨﻨﺪ .(راوند، 1389)

ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﮕﻔﺖاﻧﮕﻴﺰ ﻓﻨﺎوري اﻃﻼﻋﺎت و ﮔﺴﺘﺮش آن ﺑﻪ ﺑﺎزارﻫﺎي ﭘﻮﻟﻲ و ﺑﺎﻧﻜﻲ ﺟﻬﺎن، ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺳﺎدهﻛﺮدن ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻛﺎرﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺑﺎﻧﻚﻫﺎ، روشﻫﺎي ﺟﺎري ﺑﺎﻧﻜﺪاري را ﻧﻴﺰ ﻣﺘﺤﻮل و دﮔﺮﮔﻮن ﺳﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ.

ﺑﺎ رﺷﺪ روز اﻓﺰون ﻣﻌﺎﻣﻠﻪﻫﺎي ﺗﺠﺎرت اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ در ﺳﻄﺢ ﺟﻬﺎن و ﻧﻴﺎز ﺗﺠﺎرت ﺑﻪ ﺣﻀﻮر ﺑﺎﻧﻚ ﺟﻬﺖ ﻧﻘﻞ و اﻧﺘﻘﺎل ﻣﻨﺎﺑﻊﻣﺎﻟﻲ، ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺑﺨﺸﻲ ﺗﻔﻜﻴﻚﻧﺎﭘﺬﻳﺮ از ﺗﺠﺎرت اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ و داراي ﻧﻘﺸﻲ اﺳﺎﺳﻲ در اﺟﺮاي آن اﺳﺖ. ﺑﻪﺟﺮأت ﻣﻲﺗﻮان ﮔﻔﺖ: ﺑﺪون ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ، ﺗﺠﺎرت اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﻧﻴﺰ ﻣﺤﻘﻖ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﺳﺮﻋﺖ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺻﻨﻌﺖ اﻧﻔﻮرﻣﺎﺗﻴﻚ،ﺑﺎﻋﺚ اﻳﺠﺎد ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻋﻤﺪه اي در ﺷﻜﻞ ﭘﻮل و ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ ﻫﺎي اﻧﺘﻘﺎل ﻣﻨﺎﺑﻊ در ﻋﺮﺻﻪ ﺑﺎﻧﻜﺪاري ﮔﺮدﻳﺪه، ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺟﺪﻳﺪي را ﺑﻪ ﻋﻨﻮانﭘﻮل اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ و اﻧﺘﻘﺎل اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ اراﻳﻪ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ.

اﻳﻦ دو ﻣﻔﻬﻮم اﻳﺠﺎد ﻛﻨﻨﺪه ﻧﻮع ﺟﺪﻳﺪي از ﺑﺎﻧﻜﺪاري، ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﺎ ﮔﺴﺘﺮش ﺷﺒﻜﻪ اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ و ﻗﺎﺑﻞ دﺳﺘﺮسﺑﻮدن ﺑﺮاي ﻫﻤﮕﺎن، ﺷﻴﻮه ﻋﺮﺿﻪ ﺧﺪﻣﺎت در ﺑﺎﻧﻚﻫﺎ ﻣﺘﺤﻮل ﺷﺪه و اﻳﻦ ﺗﺤﻮلﻫﺎ زﻣﻴﻨﻪ ﺑﺮوز ﭘﺪﻳﺪه ﻫﺎﻳﻲﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺑﺎﻧﻜﺪاري ﺳﻴﺎر[1]، ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻳﻨﺘﺮﻧﺘﻲ[2]و ﺑﺎﻧﻜﺪاري ﻣﺠﺎزي[3] را ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ.   ﻫﻢاﻛﻨﻮن، در اﻛﺜﺮ ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ، ﺑﺎﻧﻚ ﻫﺎ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﺮ ﺧﻂ [4] ﺑﺎﻧﻜﻲ را ﺟﻬﺖ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺧﻮد از ﻃﺮﻳﻖ اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﻓﺮاﻫﻢآورده اﻧﺪ و ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺑﺪون ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺣﻀﻮر در ﺑﺎﻧﻚ، اﻏﻠﺐ ﻛﺎرﻫﺎي ﺑﺎﻧﻜﻲ ﺧﻮد را ﺑﺎ اﺗﺼﺎل ﺑﻪ وبﺳﺎﻳﺖ وﻳﮋه ﺑﺎﻧﻚﻫﺎ و ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از رﻣﺰ ﻣﺨﺼﻮص ﺧﻮد اﻧﺠﺎم ﻣﻲدﻫﻨﺪ. اﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ، زﻣﻴﻨﻪ را ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم اﻣﻮر ﺗﺠﺎري و ﺧﺮﻳﺪ و ﻓﺮوش ﺗﺴﻬﻴﻞ ﻣﻲ کنند ﻛﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪاﻓﺰاﻳﺶ رﻗﺎﺑﺖ ﺑﻴﻦ ﻣﺆﺳﺴﻪ ﻫﺎي ﺑﺎﻧﻜﻲ و ﻏﻴﺮﺑﺎﻧﻜﻲ ﮔﺮدﻳﺪه اﺳﺖ. (راوند،1389)

اﮔﺮ ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ را اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲﻛﺮدن ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺑﺎﻧﻜﻲ ﺑﺪاﻧﻴﻢ، در اﻛﺜﺮ ﻛﺸﻮرﻫﺎ ﺑﺎﻧﻚﻫﺎ از دﻫﻪ ﭘﻴﺶ، شروع ﺑﻪ اﺳﺘﻔﺎده از راﻳﺎﻧﻪ ﻛﺮدﻧﺪ. ﭘﺲ ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮم را ﺗﻤﺎم ﻛﺸﻮرﻫﺎ داﺷﺘﻨﺪ و اﻳﺮان ﻫﻢ از آن ﺑﻲﺑﻬﺮه ﻧﺒﻮده اﺳﺖ. ﻣﻔﻬﻮم دﻳﮕﺮ ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﻛﻪ در ﺳﺎل 1991 و ﺑﺎ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪن اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺖ آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺸﺘﺮيﻫﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺪونﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺷﻌﺒﻪﻫﺎ ﻛﺎر ﺧﻮد را ﺑﺎ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﻓﻀﺎي اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ.

اﻣﺮوزه ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﮔﺴﺘﺮه ﺟﻬﺎﻧﻲ رﻗﺎﺑﺖﻫﺎي ﺗﺠﺎري، ﻣﺆﺳﺴﻪ اي در ﺟﺬب ﻣﺸﺘﺮي ﻣﻮﻓﻖ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ و ﺑﻴﺶ ﺗﺮﻳﻦ ﺳﺮوﻳﺲﻫﺎ را ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺧﻮد اراﺋﻪ دﻫﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻣﻲﺗﻮان ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﻣﺸﺘﺮي در ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي را اﺻﻞ ﻗﺮارداد و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎي ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ را ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ اﺻﻞ ﭘﻲرﻳﺰي ﻛﺮد.  ﻳﻜﻲ از اﺻﻮل ﻣﻬﻢ دﻳﮕﺮ در ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻟﺰوم ﺗﻨﻮع در اﺑﺰارﻫﺎي اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﺧﺪﻣﺎت رﺳﺎن ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺖ ﻛﻪ ﻣﺸﺘﺮي در ﺷﺮاﻳﻂ زﻣﺎﻧﻲ وﻣﻜﺎﻧﻲ ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮاري ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺑﺎﻧﻚ ﺧﻮد ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲﻫﺎي ﻻزم ﻣﻲﺗﻮان در ﺷﺮاﻳﻂﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ ﻧﻴﺎزﻫﺎي او ﭘﺎﺳﺦ ﮔﻔﺖ. ﺑﺎﻧﻚﻫﺎ در اراﻳﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮي اﻣﻜﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ ﺗﺎ از ﺷﺒﻜﻪ   ﻫﺎيﺳﺎزﻣﺎﻧﺪﻫﻲﺷﺪه،راﻳﺎﻧﻪ ﺷﺨﺼﻲ،ﺗﻠﻔﻦ ﺛﺎﺑﺖ،ﺗﻠﻔﻦﻫﻤﺮاه، ﭘﺎﻳﺎﻧﻪﻫﺎي ﻓﺮوش و ﻣﺎﺷﻴﻦﻫﺎي ﺧﻮدﭘﺮداز اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﻨﺪ.

ﭼﻬﺎر دوره ﺗﺤﻮل در ﻧﻈﺎم ﺑﺎﻧﻜﺪاري ﻗﺎﺑﻞ اﺣﺼﺎ اﺳﺖ:

اﻟﻒ) دوره اول: ﺧﻮدﻛﺎرﺳﺎزي ﭘﺸﺖ ﺑﺎﺟﻪ[5]

در اﻳﻦ دوره ﻛﻪ ﻧﻘﻄﻪ آﻏﺎز ﻛﺎرﺑﺮد راﻳﺎﻧﻪ در ﻧﻈﺎم ﺑﺎﻧﻜﺪاري ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از راﻳﺎﻧﻪﻫﺎي مرﻛﺰي[6] اﻃﻼﻋﺎت و اﺳﻨﺎد ﻛﺎﻏﺬي ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺷﺪه در ﺷﻌﺒﻪﻫﺎ، ﺑﻪ ﺻﻮرت دﺳﺘﻪاي ﺑﻪ ﻣﺮﻛﺰ ارﺳﺎل و ﺷﺒﺎﻧﻪ ﭘﺮدازش روي آﻧﻬﺎ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﺷﻮد. در اﻳﻦ دوره،   ﻛﺎرﺑﺮداﺻﻠﻲ راﻳﺎﻧﻪ، ﻣﺤﺪود ﺑﻪ ﺛﺒﺖ دﻓﺎﺗﺮ و ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻛﺎﻏﺬ ﺑﻪ ﻓﺎﻳﻞﻫﺎي راﻳﺎﻧﻪ اي اﺳﺖ. ﻓﻨﺎوري ﺧﻮدﻛﺎرﺳﺎزي ﭘﺸﺖ ﺑﺎﺟﻪ ﻛﻪ در دﻫﻪ 1960رواج داﺷﺖ اﻳﻦ اﻣﻜﺎن را ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤﻮد ﺗﺎ دﻓﺘﺮﻫﺎ و ﻛﺎرتﻫﺎ از ﺷﻌﺒﻪﻫﺎ ﺣﺬف و ﮔﺮدش روزاﻧﻪ ﺣﺴﺎبﻫﺎ در ﭘﺎﻳﺎن وﻗﺖ ﻫﺮ روز ﺑﻪراﻳﺎﻧﻪﻫﺎي ﻣﺮﻛﺰي ﺑﺮاي ﺑﻪروزﺷﺪن ارﺳﺎل ﮔﺮدد. در اﻳﻦ دوره ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺧﻮدﻛﺎرﺳﺎزي ﺗﺄﺛﻴﺮي در ﺟﻬﺖ رﻓﺎه ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺑﺎﻧﻚ ﻫﺎ اﻳﺠﺎد

ﻧﻜﺮده و ﺗﺄﺛﻴﺮ رﻗﺎﺑﺘﻲ ﻧﻴﺰ ﺑﻴﻦ ﺑﺎﻧﻚﻫﺎ ﺑﺮ ﺟﺎي ﻧﮕﺬاﺷﺖ. در ﻃﻮل اﻳﻦ دوره ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎي ﭘﺮدازش دﺳﺘﻪاي و ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ ﻫﺎي ﺑﺰرگ راﻳﺎﻧﻪاي ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ و ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺧﻮدﻛﺎرﺳﺎزي در آن دوره، اﻳﺠﺎد دﻗﺖ و ﺳﺮﻋﺖ در ﻣﻮازﻧﻪ ﺣﺴﺎبﻫﺎ ﺑﻮد.

ب) دوره دوم: ﺧﻮدﻛﺎرﺳﺎزي ﺟﻠﻮي ﺑﺎﺟﻪ[7]

اﻳﻦ دوره از زﻣﺎﻧﻲ آﻏﺎز ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﻛﺎرﻣﻨﺪ ﺷﻌﺒﻪ در ﺣﻀﻮر ﻣﺸﺘﺮي ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺑﺎﻧﻜﻲ را ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﺛﺒﺖ و دﻧﺒﺎل ﻣﻲﻛﻨﺪ. از اواﺧﺮ دﻫﻪ 1970، اﻣﻜﺎن اﻧﺘﻘﺎل ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ اﻃﻼﻋﺎت از ﻃﺮﻳﻖ ﺑﻪﻛﺎرﮔﻴﺮي ﭘﺎﻳﺎﻧﻪﻫﺎ [8] ﻛﻪ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺒﻴﻪ ﺑﻪ راﻳﺎﻧﻪ ﻫﺎيﺷﺨﺼﻲ اﻣﺮوزي ﺑﻮدﻧﺪ، از ﻃﺮﻳﻖ ﺧﻄﻮط ﻣﺨﺎﺑﺮاﺗﻲ و راﻳﺎﻧﻪﻫﺎي ﺑﺰرگ ﻣﺮﻛﺰي فراﻫﻢ ﺷﺪ.

اﻣﻜﺎن اﻧﺘﻘﺎل اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪﺻﻮرت مؤثر در ﺑﻴﻦ ﺷﺒﻜﻪﻫﺎي ﺑﺰرگ راﻳﺎﻧﻪﻫﺎي و ﺗﺮﻣﻴﻨﺎلﻫﺎي ورودي و ﺧﺮوﺟﻲ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪ در اﻳﻦ دوره ﻛﺎرﻣﻨﺪان ﺷﻌﺒﻪ ﻗﺎدر ﺷﺪﻧﺪ ﺑﻪﺻﻮرتﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺑﻪ ﺣﺴﺎبﻫﺎي ﺟﺎري دﺳﺘﺮﺳﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. در اﻳﻦ دوره ﺑﺎﻧﻚ ﻫﺎ ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻮدﻧﺪ ﺑﺮاي ﻧﻴﻞ ﺑﻪ ﺧﻮدﻛﺎرﺳﺎزي ﺟﻠﻮي ﺑﺎﺟﻪ، از ﺷﺒﻜﻪﻫﺎي ﻣﺨﺎﺑﺮاﺗﻲ ﻣﻮﺟﻮد ﻛﻪ در اﺧﺘﻴﺎر واﻧﺤﺼﺎر ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي دوﻟﺘﻲ ﺑﻮد و اﺳﺘﻔﺎده از آﻧﻬﺎ ﻫﻢ از ﻧﻈﺮ ﻓﻨﺎوري ﻣﺤﺪود، ﻫﻢ از ﻟﺤﺎظ ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎ ﺑﺴﻴﺎر ﮔﺮان ﺑﻮد، اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. اﻳﻦ ﺷﺒﻜﻪ ﻫﺎي ﻣﺨﺎﺑﺮاﺗﻲ و اﻃﻼﻋﺎﺗﻲ، ﭘﺎﻳﺎﻧﻪﻫﺎي ﺑﺎﻧﻜﻲ ﺷﻌﺒﻪﻫﺎ را ﺑﻪ ﻣﺮاﻛﺰ راﻳﺎﻧﻪ ﭘﺸﺖ ﺑﺎﺟﻪ ﻣﺮﺗﺒﻂ و ﻣﺘﺼﻞ ﻣﻲ ﺳﺎﺧﺖ.

در اﻳﻦ دوره، ﺑﺎﻧﻚﻫﺎ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﺧﻮد را ﻛﺎﻫﺶ دﻫﻨﺪ؛ زﻳﺮا ﻫﻨﻮز ﻧﻴﺎز ﺑﻪ اﻓﺮادي ﻛﻪ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮي   ﻣﺮاﺟﻌﻪﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﺑﻪﺑﺎﻧﻚﻫﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ وﺟﻮد داﺷﺖ. از ﻃﺮف دﻳﮕﺮ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎي ﺑﻪﻛﺎرﮔﺮﻓﺘﻪ  ﺷﺪه در اﻳﻦ دوره، ﻛﻤﺎﻛﺎن ﻏﻴﺮﻳﻜﭙﺎرﭼﻪ و ﺟﺰﻳﺮه اي ﺑﻮدﻧﺪ. ﺑﻪﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ ﺑﺮاي ﻫﺮ ﻧﻮع ﻋﻤﻠﻴﺎت، ﻧﺮم اﻓﺰار ﺧﺎص ﻃﺮاﺣﻲ ﺷﺪه و ارﺗﺒﺎط ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﺤﺪود ﺑﻮد.

ج) دوره ﺳﻮم: ﻣﺘﺼﻞﻛﺮدن ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻫﺎﻳﺸﺎن

در اﻳﻦ دوره ﻛﻪ از اواﺳﻂ دﻫﻪ 80 آﻏﺎز ﺷﺪ اﻣﻜﺎن دﺳﺘﺮﺳﻲ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺑﻪ ﺣﺴﺎبﻫﺎﻳﺸﺎن ﻓﺮاﻫﻢ ﮔﺮدﻳﺪ. ﻳﻌﻨﻲ ﻣﺸﺘﺮي ازﻃﺮﻳﻖ ﺗﻠﻔﻦ ﻳﺎ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ دﺳﺘﮕﺎه ﺧﻮدﭘﺮداز و اﺳﺘﻔﺎده از ﻛﺎرت ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ ﻳﺎ ﻛﺎرت ﻣﻐﻨﺎﻃﻴﺴﻲ ﻳﺎ ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮ ﺷﺨﺼﻲ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺑﺶدﺳﺘﺮﺳﻲ ﭘﻴﺪا ﻣﻲﻛﻨﺪ و ﺿﻤﻦ اﻧﺠﺎم ﻋﻤﻠﻴﺎت درﻳﺎﻓﺖ ﭘﺮداﺧﺖ، ﻧﻘﻞ و اﻧﺘﻘﺎل وﺟﻮه ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ اﻧﺠﺎم ﻣﻲدﻫﺪ.

در اﻳﻦ دوره ﺳﺎﻟﻦ ﺑﺎﻧﻚﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺮور ﺧﺎﻟﻲ از ﺻﻒﻫﺎي ﻃﻮﻻﻧﻲ ﻣﺮاﺟﻌﻪﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﻣﻲﺷﻮد و آن دﺳﺘﻪ از ﻛﺎرﻛﻨﺎﻧﻲ ﻛﻪ در ﺟﻠﻮيﺑﺎﺟﻪ ﺑﻪ اﻣﻮر درﻳﺎﻓﺖ و ﭘﺮداﺧﺖ از ﺣﺴﺎب اﺷﺘﻐﺎل دارﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﺨﺶﻫﺎي دﻳﮕﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ و ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ.

ﺧﻄﻮط ﻫﻮاﻳﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﻫﻮاره، ﻣﺎﻛﺮووﻳﻮ و ﻣﻮدمﻫﺎي ﺑﺪون ﺳﻴﻢ ﺣﺠﻢ زﻳﺎدي از ﻛﺎر (وﻟﻲ ﻧﻪ ﻫﻤﻪ آن) را ﭘﻴﺶ ﻣﻲﺑﺮد. ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي دوره ﺳﻮم ﻛﻪ آن را از دورهﻫﺎي ﻗﺒﻞ و ﺑﻌﺪ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﻣﻲﺳﺎزد ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺟﺰﻳﺮه اي ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎيﻣﻜﺎﻧﻴﺰه در ﺟﻠﻮي ﺑﺎﺟﻪ و ﭘﺸﺖ ﺑﺎﺟﻪ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎي ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺑﺎ ﺣﺴﺎبﻫﺎﻳﺸﺎن ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻮدﭘﺮداز و ﺗﻠﻔﻦﺑﺎﻧﻚ و ﻓﺎﻛﺴﻲﺑﺎﻧﻚ. در اﻳﻦ دوره ﻫﻢ، ﻫﻨﻮز ﻧﻴﺮوي اﻧﺴﺎﻧﻲ در اراﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺆﺛﺮ اﺳﺖ و ﺑﺨﺸﻲ از ﻧﻴﺮوي اﻧﺴﺎﻧﻲ وﻇﻴﻔﻪاﻳﺠﺎد ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺑﻴﻦ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎي ﺟﺰﻳﺮه اي و ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن را ﺑﻪ ﻋﻬﺪه دارد. در اﻳﻦ دوره ﻛﺎرتﻫﺎي ﺑﺎﻧﻜﻲ و ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ،ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي واﻗﻌﻲ و ﺑﻪﻃﻮرﻛﺎﻣﻞ اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﻧﺸﺪه اﺳﺖ و ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ، ﺑﺨﺸﻲ از ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﺒﺎدل اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ اﻃﻼﻋﺎت وارد ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺑﺎﻧﻜﻲ و ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎي ﻣﻜﺎﻧﻴﺰه ﺷﺪه اﺳﺖ.

د) دوره ﭼﻬﺎرم: ﻳﻜﭙﺎرﭼﻪ ﺳﺎزي ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ ﻫﺎ و ﻣﺮﺗﺒﻂ ﻛﺮدن ﻣﺸﺘﺮي ﺑﺎ ﺗﻤﺎم ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺑﺎﻧﻜﻲ

آﺧﺮﻳﻦ دوره ﺗﺤﻮل در ﻧﻈﺎم ﺑﺎﻧﻜﻲ زﻣﺎﻧﻲ آﻏﺎز ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺑﻪدﺳﺖآﻣﺪه از ﺳﻪ دوره ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﺎﻣﻞ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد و ﻣﺸﻜﻼت آﻧﻬﺎ ﺑﺮﻃﺮف ﮔﺮدد و ﻫﻤﻪ ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺑﺎﻧﻜﻲ ﺑﻪﻃﻮراﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد. در اﻳﻦ دوره ﻫﻢ ﺑﺎﻧﻚ و ﻫﻢ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎنﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﻃﻮر دﻗﻴﻖ و ﻣﻨﻈﻢ اﻃﻼﻋﺎت ﻣﻮرد ﻧﻴﺎزﺷﺎن را ﻛﺴﺐ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. ﮔﺮﭼﻪ آﻫﻨﮓ اﻳﻦ ﺗﺤﻮﻻت ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ،   اﻣﺎ اﻳﻦ ﭼﻬﺎردوره ﺑﻪ ﻃﻮر ﻳﻜﺴﺎن در ﺻﻨﻌﺖ ﺑﺎﻧﻜﺪاري روي ﺧﻮاﻫﺪ داد. ﻻزﻣﻪ ورود ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ، داﺷﺘﻦ اﻣﻜﺎﻧﺎت و ﺑﺴﺘﺮﻫﺎي ﻣﺨﺎﺑﺮاﺗﻲ و ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ و ﻣﻄﻤﺌﻦ اﺳﺖ. اﻳﻦ دوره ﺑﺎ ﺟﻤﻊﺑﻨﺪي ﺑﺨﺶﻫﺎي ﻧﺮم اﻓﺰاري و ﺳﺨﺖاﻓﺰاري در دورهﻫﺎي ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺑﻪ ﺻﻮرت واﻗﻌﻲ ارﺗﺒﺎط ﺑﻴﻦ ﺑﺎﻧﻚ و ﻣﺸﺘﺮﻳﺎﻧﺶ را ﺑﻪ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻣﻲﻛﺸﺪ.  در دوره ﭼﻬﺎرم، ﺑﻪﻣﻨﻈﻮر رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻳﻜﭙﺎرﭼﮕﻲ و ﺳﺎﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎي ﻣﻜﺎﻧﻴﺰه ﺑﺎﻧﻜﻲ، ﺑﺎﻧﻚﻫﺎ ﺑﻪ ﻳﻜﻲ از دو ﺟﻬﺖ زﻳﺮتاکید دارﻧﺪ:

1- ﺗﻼش ﺑﺮاي اﺳﺘﺎﻧﺪاردﺳﺎزي ﻧﺮم اﻓﺰاري و ﺳﺨﺖاﻓﺰاري در ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎي راﻳﺎﻧﻪاي ﻣﻮﺟﻮد؛

2- ﺗﻼش ﺑﺮاي اﻳﺠﺎد ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎي ﻳﻜﭙﺎرﭼﻪ، ﺻﺮفﻧﻈﺮ از ﺳﺎﻣﺎﻧﻪﻫﺎي ﺟﺰﻳﺮه اي ﻛﻪ ﻗﺒﻼ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪه اﺳﺖ؛

در دوره ﭼﻬﺎرم، ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ ﻳﻜﭙﺎرﭼﻪ ﺑﺎﻧﻜﻲ اﻳﻦ اﻣﻜﺎن را ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮي ﻣﻲ دﻫﺪ ﻛﻪ از ﺧﺎﻧﻪ ﻳﺎ ﻣﺤﻞ ﻛﺎر ﺧﻮد، ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺘﻌﺎرف ﺧﻮدرا از ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﺑﺎﻧﻚ درﻳﺎﻓﺖ ﻧﻤﺎﻳﺪ. در اﻳﻦ دوره ﺻﺮﻓﻪﺟﻮﻳﻲ واﻗﻌﻲ در ﻧﻴﺮوي اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﻲآﻳﺪ و ﭘﻮل،   ﺑﻪ ﻃﻮرﻛﺎﻣﻞ ﺣﺎﻟﺖ اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﭘﻴﺪا ﻣﻲﻛﻨﺪ و اﺑﺰار ﺗﻌﺎﻣﻞ دو ﻃﺮف ﻳﻌﻨﻲ ﻣﺸﺘﺮي و ﺑﺎﻧﻚ، ﺧﺪﻣﺎت اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ اﺳﺖ. اﻳﻦ در ﺣﺎﻟﻲ اﺳﺖﻛﻪ در دوره ﺳﻮم ﻣﺸﺘﺮي ﺑﺮاي دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺎت باﻧﻜﻲ از اﺳﻨﺎد ﻛﺎﻏﺬي و ﻛﺎرﻫﺎي دﺳﺘﻲ ﺑﻲﻧﻴﺎز ﻧﺒﻮد. در دوره ﭼﻬﺎرم ﻣﺸﺘﺮيﺣﺘﻲ ﺑﺮاي درﻳﺎﻓﺖ وام ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻴﻤﻪاي و ﻳﺎ دﻳﮕﺮ ﺳﺮوﻳﺲﻫﺎي ﺑﺎﻧﻚ ﺑﻲﻧﻴﺎز از ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﻧﻚ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ .(راوند ،1389)

ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ، اﺳﺘﻔﺎده از ﻓﻨﺎوريﻫﺎي ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ ﻧﺮم اﻓﺰاري و ﺳﺨﺖاﻓﺰاري ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺷﺒﻜﻪ و ﻣﺨﺎﺑﺮات ﺑﺮاي ﺗﺒﺎدل ﻣﻨﺎﺑﻊ و اﻃﻼﻋﺎت ﻣﺎﻟﻲ ﺑﻪﺻﻮرت اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺣﺬف ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺣﻀﻮر ﻓﻴﺰﻳﻜﻲ ﻣﺸﺘﺮي در ﺷﻌﺒﻪ ﺑﺎﻧﻚﻫﺎ ﺷﻮد.

بانکداری اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ ﻳﻚ ﻣﻔﻬﻮم ﻋﺎم ﺑﺮاي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﺎﻧﻜﻲ اﺳﺖ و در ﻧﺘﻴﺠﻪ، ﺑﺮ ﺣﺴﺐ اﻣﻜﺎﻧﺎت و ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﺑﺎزار در زﻳﺮﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎ و اﻧﻮاع ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ اراﺋﻪ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺷﺎﻣﻞ:

  • ﺑﺎﻧﻜﺪاري اﻳﻨﺘﺮﻧﺘﻲ؛
  • ﺑﺎﻧﻜﺪاري ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﺮاه و ﻓﻨﺎوريﻫﺎي ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ آن؛
  • ﺑﺎﻧﻜﺪاري ﺗﻠﻔﻨﻲ؛
  • ﺑﺎﻧﻜﺪاري ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻧﻤﺎﺑﺮ؛
  • ﺑﺎﻧﻜﺪاري ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ دﺳﺘﮕﺎه ﻫﺎي ﺧﻮدﭘﺮداز؛
  • ﺑﺎﻧﻜﺪاري ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﺎﻧﻪﻫﺎي ﻓﺮوش؛
  • ﺑﺎﻧﻜﺪاري ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺷﻌﺒﻪﻫﺎي اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ

 

[1]Mobile banking

[2] Internet banking

[3] Cyber banking

[4] On-line

[5] Pos-point of sale

[6] Main frame

[7] Front Office Automation

[8] Terminals