ازجمله این باورهای بیش بهاداده شده، احساس مسئولیت واسه آسیب به خودیادیگران می باشدوتوسط سالکوفسکیس، راچمن، لادوسروفریستون، ۱۹۹۶، این جوری تعریف شده،  باوراینکه یه فردقدرت این رادارد که بطورذهنی دلیلی واسه ایجادیاجلوگیری ازنتایج منفی خیلی بد باشه. تئوری های شناختی این جوری مطرح می کنندکه آدمایی که ازOCD رنج میبرن، به منظورجلوگیری ازآسیبی که اونا مسئول اون هستن(حتی اگراین آسیب کم باشه)، احتمال داردکه به اجبارها روی بیارن. هم اینکه برابر بعضی شواهدافراد دارای مشکل وسواس فکری و عملی اعتقاددارندکه جلوگیری نکردن ازآسیب ازنظر اخلاقی برابر آسیب زدنه(سالکوفسکیس، ۲۰۰۷). یکی ازباورهای در رابطه وخطاهای فکری، این باوراست که افکارمی تونن روی وقایع تأثیرگذارباشند. این پدیده با عنوان اتحاد فکر- عمل[۲۱] (TAF) مصطلح شده.  دوشکل از TAF معرفی شده. اول اینکه یه فکراحتمال وقوع یه حادثه رو افزایش می ده. مثلا اگرمن درمورد مرگ برادرم فکرکنم، احتمال مرگش افزایش خواهدیافت، دوم TAF اخلاقیه که به موجب اون داشتن یه فکرمزاحم غیرقابل قبول تقریبا”برابر اخلاقی انجام واقعی اون عمله. راچمن اولین بار به TAF اشاره کردوسالکوفسکیس وفرستر[۲۲] TAF رو به عنوان  یه نوع قوی باورمسئولیت معنی سازی کرده ان(سالکوفسکیس وفرستر، ۲۰۰۲؛ به نقل ازترنر، ۲۰۰۶).

سیب

به نظرسالکوفسکیس این تفسیرنادرست واحساس مسئولیت افراطی عواقبی چندراه دربردارد. شامل:

الف-  افزایش ناراحتی ازجمله اضطراب وافسردگی (هرچند ناراحتی هامنحصربه اینا نیس).

اضطراب

ب-  سوگیری توجه وتمرکزتوجه روی افکارمزاحم وماشه چکون های موجوددرمحیط که خودمنجربه افزایش وقوع اونا می شه.

ج-  افزایش آمادگی نسبت به افکارمزاحم ودیگرعقایدمرتبط باآن .

د-  انجام جواب های رفتاری، شامل رفتارای خنثی سازکه فردبه منظورکاهش یافرار ازمسئولیت درجستجوی اونا برمی آید(این رفتارها می توانندشامل رفتارای آشکاروپنهان باشن).

اینطوری این احساس مسئولیت افراطی منجربه ایجادالگویی ازتلاش های ذهنی ورفتاری می شودکه مشخصه اون کنترل زیادواشتغال ذهنیه(سالکوفسکیس، ۲۰۰۷؛ ترنر، ۲۰۰۶).  اما اینکه چراتنها بعضی ازمردم درپاسخ به افکارمزاحم، آزمایش مسئولیت دارن،به طور کامل” مشخص نشده. سالکوفسکیس عقیده داره که یه عامل زمینه ساز واسه به وجودآمدن آزمایش مسئولیت، ازباورهای ناکارآمدمشخصی که در دوران کودکی یاد گرفته می شه، ناشی می شه. عامل دیگرمی تونه وقایع یاشرایط غیرمعمول یااسترس آورباشد. این باورهای ناکارآمدیاخطاهای فکری، نقطه مرکزی سرزنش یااحساس مسئولیت واسه یافته های حاصل ازوقایع و رویدادهاست(ترنر، ۲۰۰۶).

استرس

کل این اثرات، عوامل وارتباطات درنمودارزیر به عنوان مدل شناختی سالکوفسکیس از OCDمطرح شده(سالکوفسکیس، ۲۰۰۷).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل (۲-۳) مدل شناختی سالکوفسکیس واسه OCD (سالکوفسکیس، ۲۰۰۷، ص۲۲۹)

در راه و روش درمان شناختی وسواس، درمان لازمه اصلاح باورهاییه که منجربه تفسیرنادرست افکارمزاحم می شه و درنظرسالکوفسکیس تفسیرهایی که مسئولیت افراطی ایجادمی کنندبایداصلاح شن.  علاوه براین رفتارای همراه که منجربه حفظ وتداوم این باورها می شه نیزبایدمورد توجه قرارگیرد.  ازآنجائی که برابر این مدل بیماران وسواسی تجربیات وسواسی رو به عنوان یه شرایط تهدیدآمیزتلقی می کنن، پایه درمان کمک به بیماربه منظور ایجاد وآزمایش یه مدل کمتر تهدیدآمیز ازتجربیاتشان می باشه.

عناصر درمانی به نظرسالکوفسکیس (۲۰۰۷) به قرار زیرمی باشه:

– طرح یه مدل کامل رفتاری – شناختی ازمشکل مریض، به عنوان یه مدل جانشین واسه ترس ها واحساس تهدیدهایی که دربیمار هست.

– معرفی جزئیات افکاروسواسی وارزیابی افرادوسواسی ازآنها همراه با معرفی راهبردهایی که واسه اصلاح باورها درنظرگرفته شده.

– بحث درخصوص روش ها وتجربیات رفتاری، به خاطر به رقابت کشیدن فرضیات بنیادی وارزیابی های منفی باهدف اصلاح باورهای منفی مریض.

دراینجا روش روبرو شدن و جلوگیری ازپاسخ به خاطر کمک به درک مریض از اینکه رفتارای خنثی سازمنجر به حفظ باورها وناراحتی های همراه اون وقطع اونا منتهی به اصلاح باورها می شه، مورد استفاده قرارمی گیرد. علاوه بر این به خاطر به وجود آوردن یه درک اولیه ازفرایندشناختی OCD مراحل زیربرای مریض تبیین می شه.

 

 

 

 

علاوه بر باور احساس مسئولیت افراطی، باورهای دیگری هم دررابطه با بیماران وسواسی به وسیله نظریه پردازان ودرکارگروههای جور واجور مربوط به بیماران وسواسی مطرح شده که درچارچوب درمان شناختی مورد استفاده قرارمی گیرد. پیشنهادهای یه گروه تحقیقاتی بین المللی درجمع بندی مجموعه باورهای مطرح شده مربوط به مشکلات وسواس فکری و عملی  به قرار زیرمی باشه:

مشکلات

باورهای مسئولیت، اهمیت افکار، بیش برآورد خطر[۲۳]، نبود تحمل غیرقطعی بودن[۲۴] وکمال گرایی[۲۵] (به نقل ازمایرز[۲۶]، فیشر وولز، ۲۰۰۸). علاوه براین باورهای دیگری نیزمطرح شده که به توضیح مختصری درمورد اونا می پردازیم:

یکی ازباورهای به درد نخور افرادوسواسی کنترل افکار،  ذکرشده س وبه این باورکه کنترل افکارامکان پذیروضروریه اشاره می کنه(مایرز، فیشر وولز، ۲۰۰۸). وگنر[۲۷]، ۱۹۸۹، فرآیندهایی نظیرنادیده پنداشتن وبازداری فکر رانمایانگر تلاش افرادOCD واسه کنترل افکارمزاحم می دونه. درحالیکه این فعالیت ممکنه درواقع منجربه افزایش زیادی اون شه. به نظرسالکوفسکیس، ۱۹۸۹، باورهای  فراشناخت درباره نیازبه خودکنترلی ذهنی بر آزمایش افکارفرد و رشدOCD مؤثراست. هم اینکه به نظر کلارک وپاردن، ۱۹۹۳، باورهای فراشناخت درمورد نیازبه کنترل فکرو ناتوانی افراد مستعدوسواسی واسه کنترل فعالیت ذهنی شون، میشه دید(استکتی، فراست[۲۸] وکوهن[۲۹]، ۱۹۹۸).

حتما بخوانید :   تفاوت خلاقیت با نوآوری[۱]

 

بیش برآورد خطر به باورهایی درمورد بزرگ نمایی دراحتمال وشدت آسیبی که واقع می شه اشاره داره(مایرز، فیشروولز، ۲۰۰۸).  بسیاری ازبیماران OCD بیش برآوردی ازتهدید ناشی ازنتایج منفی دارن. برابر تحقیق استکتی وفراست، ۱۹۹۴، افرادوسواسی حتی ازخطرات روزمره زندگی هم دوری می کنن(استکتی، فراست وکوهن، ۱۹۹۸). هم اینکه نبود تحمل غیرقطعی بودن وتردید، ازدیگرباورهای مورد اشاره در رابطه باوسواسه وبه ضرورت اطمینان داشتن وغیرقابل تحمل بودن ابهام اشاره می کنه(مایرز، فیشر وولز، ۲۰۰۸). کاروکوزاک این ویژگی رو به عنوان ویژگی اصلی OCD مطرح کرده ان. بیچ[۳۰]ولیدل[۳۱]، ۱۹۷۴،  فرض کرده کمه رفتارای تشریفاتی نه فقط به خاطر کاهش ناراحتی فوری بلکه تا اندازه ای به خاطر نیازبه قطعیت قبل ازپایان یه فعالیت انجام می شه. هم اینکه دراین رابطه گفته شده که افراد OCDبیشترمحتاط هستن، زمان بیشتری واسه طبقه بندی وسایل  صرف می کنن، اطلاعات رو خیلی وقتا درخواست می کنندو درتصمیمات خودشک وتردیددارند(استکتی، فراست وکوهن، ۱۹۹۸).

باورهایی درمورد ناراحتی و اضطراب[۳۲] نیزنقش مهمی رو در تعیین جواب های OCD داره. به نظر فوآوکوزاک ممکنه این باور دربیماران OCD باشدکه اضطراب غیرقابل تحمله. هرچند یافته های پژوهشی درمورد این باورکمتراست، امابه نظرسالکوفسکیس، ۱۹۸۵، نیزخنثی سازی (تشریفات)به خاطر کاهش ناراحتی، مسئولیت واحتمالا” یافته های تهدیدآمیزمورداستفاده قرارمی گیرد(استکتی، فراست وکوهن، ۱۹۹۸). بعضی صاحب نظران به باورهای دیگرنیز اشاره کرده ان. گایدانو[۳۳] و لیوتی[۳۴]، ۱۹۸۳، پیشنهاد کرده ان که بیماران OCD  برآورد پائینی ازتوانایی خود واسه مقابله[۳۵] باموقعیت های تهدیدآمیز دارن. احتمال زیادی وجود داردکه بیماران OCD به تشریفات واجتناب ها به عنوان تنها راهبردهای مقابله ای دردسترس نگاه کنن. اما به نظرفوآوکوزاک، این دوباورمشخصه ی مشکلات اضطراری دیگرنیزمی باشه و نمی تونه OCD رو ازدیگراختلالات اضطرابی تفکیک کنه(استکتی، فراست وکوهن، ۱۹۹۸).

باوردیگر کمال گراییه. فریستون کمال گرایی رو به عنوان یکی ازپنج باور خراب که مشخصه OCD هستن مطرح می کنه و یکی ازکارگروه های وسواس فکری و عملی کمال گرایی رایکی ازشش بعداصلی باورهای OCDمطرح کرده ان. مک فال ولرشیم، ۱۹۷۹، چندفرض یاباورکه منجربه آزمایش تهدید شده ودر
هسته[۳۶] مرکزی OCD قرارمی گیرد رو مطرح می کنن.  این باورکه یه فرد بایدکاملا”شایسته وواجدصلاحیت بوده ودرهمه زمینه های ممکن پیشرفت کندواینکه افرادبااختلال OCD باور دارندکه بایدکامل باشندتابه احساس خوبی درمورد خودشون برسن، اونا ازانتقاداجتناب می کنندومی پندارندکه اشتباهات وشکست ها مصیبت بارهستند. کمال گرایی نمایانگر تلاش واسه دوری ازچندچیز ناراحت کننده س، انتقاد، مصیبت، نبود قطعیت وفقدان کنترل. برطبق بعضی ازنظریات کمال گرایی حاصل تلاش واسه دوری ازعدم قطعیت یاتلاش واسه ایجاد کنترل می باشه. درحالیکه یه سری های دیگه کمال گرایی راناشی ازعدم قطعیت وتمایل
واسه کنترل روی محیط می دانند. درآخر ویژگی کلی کمال گرایی بیشتر دوری ازاشتباهات
(کمال گرایی منفی) است تادستیابی به اهداف(به نقل ازفراست، نوارا [۳۷]و ریوم[۳۸]، ۲۰۰۲)ویلهلم[۳۹]
واستکتی، ۲۰۰۶،  به باوری دیگرتحت عنوان ترس ازتجربیات مثبت[۴۰] درافرادOCD اشاره کرده ان
(چوساک[۴۱]، مارکوئز[۴۲]، فاما[۴۳]، رناود[۴۴] وویلهلم، ۲۰۰۹). دربعضی ازافراد OCD این ترس هست که بعدازبرخی ازاتفاقات خوب ولذتبخش رخدادهای بدی راتجربه خواهندکرد. دراصطلاحات روزمره مردم، عبارت «بعدازهرخنده گریه ایه»معرف همین تفکراست(عابدی،۱۳۸۹).

[۱] -Carr

[۲] -Mcfall

[۳] -Janeck

[۴] – Calamari

[۵] -Riemann

[۶] -Heffelfinger

[۷] -thought suppression

[۸]- Shafran

[۹] -Freeston

[۱۰] – Cougle

[۱۱] -Lee

[۱۲] -Wollersheim

[۱۳] -De Silva

[۱۴] – Harrison

[۱۵] -Whittal

[۱۶] – Thordarson

[۱۷] – McLean

[۱۸] -assumptions

[۱۹] – on-line appraisals

[۲۰] -Purdon

[۲۱] – Though-Action Fusion(TAF)

[۲۲] -Forrester

[۲۳] – overstimation of threat

[۲۴] – intolerance of uncertainty

[۲۵] – perfectionism

[۲۶] – Myers

[۲۷] – Frost

[۲۸] – Cohen

[۲۹] – Wegner

[۳۰] – Beech

[۳۱] – Liddel

[۳۲] – beliefs about discomfort anxiety

[۳۳] – Guidano

[۳۴] – Liotti

[۳۵] – Ability to cope

[۳۶]-   core

[۳۷] – Novara

[۳۸] – Rheaume

[۳۹] – Wilhelm

[۴۰] – Fear  of positive experiences

[۴۱] – Chosak

[۴۲] – Mrques

[۴۳] – Fama

[۴۴] – Renaud