نمودار زیر معرف راه و روش ویلهلم و استکتی درخصوص مشکل وسواس فکری و عملی می باشدومقایسه اون بامدل معرفی شده به وسیله سالکوفسکیس نشون دهنده فرق ها ودرعین حال شباهت های این دو رویکرده.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل (۲-۴) مدل شناختی ویلهلم و استکتی واسه مشکل وسواس فکری و عملی(اقتباس از کوساک و همکاران، ۲۰۰۹، ص۹).

مدل شناختی ویلهلم و استکتی هرچند اثرعوامل زیست شناختی وتجارب اولیه یادگیری وتنیدگی راتصدیق می کنه، اما به خاطر درمان، برجنبه هایی که بطورمستقیم وازطریق راهبردهای شناختی قابل اصلاح هستن تمرکز می کنه(مثلا دقیق شدن و فوکوس کردن روی باورهاوتفاسیر). اینطوری علاوه بر شناسایی علائم، شناسایی تحریفات شناختی لازمه. جهت شناسایی این تحریفات، به کار گیری راه سوال سقراطی[۴] ویااستفاده از آزمون ازجمله روش های قابل استفاده واسه درمانگره. پس ازشناسایی تحریفات، ازمجموعه روش های جور واجور ومختلف واسه رقابت با باورها، ازروش هایی که واسه مریض قابل استفاده بوده ومتناسب باتوانمندی اونه، استفاده می شه. دراینجا نیزآزمایشات رفتاری وروش های روبرو شدن و جلوگیری ازپاسخ به خاطر اعتبار سنجی باورها وتحریفات شناختی مورد استفاده قرارمی گیرد.

واسه بررسی وشناخت باور یا باورهای هسته ای هم می توان از راه سوال سقراطی یاپیکان رو به پایین[۵] استفاده کرد، اما ازآنجائیکه باورهای هسته ای همراه با عکس العمل هیجانی تقریبا”شدیدی بوده وبه طورعمیق  درشخصیت فرد نفوذ کرده، شناسایی ودرمان اون نه درجلسات اولیه بلکه درجلسات میانی شدنیه. روش سوال سقراطی و روش پیوستار[۶] نیزبرای آزمایش اعتبارباورهای هسته ای توانایی استفاده داره. درمجموع تعداد جلسات درمانی واسه این روش شامل بیست جلسه ی درمانی و دو تا سه جلسه پیگیری خواهدبود. درضمن کسب موافقت بیماربرای انجام مدل شناخت درمانی لازمه.

۲-۲-۳ مدل فراشناختی

فراشناخت اولین بارتوسط کانت[۷]فیلسوف آلمانی مطرح شد. ایشون باطرح این موضوع که خودشناخت نیزمی تونه موضوع شناخت باشه،ابعاد جدیدی ازآنرا مورد مطالعه قرار داده(محبوب و مصطفایی، ۱۳۸۸). نظریه وتحقیق درفراشناخت درحوزه روانشناسی رشد وشناختی تأثیرگذار بوده و تازگیا” به عنوان اساسی واسه درک و درمان مشکلات روان شناختی مورد توجه قرارگرفته س. به نظرفلاول[۸]، فراشناخت به شناخت به کاررفته واسه شناخت اشاره می کنه و می تونه به هردانش یا فرایندشناختی که درگیر آزمایش،کنترل ونظارت برتفکراست اشاره می کنه. دربررسی مباحث مربوط به فراشناخت باید بین علم فراشناخت[۹] که شامل اطلاعات افراددرمورد تفکرشون وراهبردهای مؤثربرآن می باشه، با نظم فراشناختی[۱۰] که راهبرهای مورد استفاده واسه تغییر وضعیت تفکراست تمایزقائل شد(ولز، ۲۰۰۷).

روانشناسی

درحوزه آسیب شناسی واسه اولین بارفلاول مدعی شد که نوعای جورواجور مسائل ومشکلات درنتیجه آسیب به پروسه های فراشناخت پدیدمی آید(گارسیامونتس[۱۱]، پرزآلوارز[۱۲]، بالبوئنا[۱۳]، گارسلان[۱۴] وکانگاس[۱۵]، ۲۰۰۶). هم اینکه محدودیت های درمان های رفتاری – شناختی ولز رو برآن داشته که جهت جبران بعضی ازکاستی های نظریه طرح[۱۶] ضمن استفاده ازمفاهیم شناختی، مفاهیمی دیگه رامطرح و هدفی متفاوت رو ارائه دهد. اوضمن انتقادازنظریه طرح در درمان شناختی به دلیل تأکید زیاد برمحتوای شناخت، می گویداین نظریه به اینکه چه سبک تفکری منتهی به تشکیل این محتوای شناختی می شه توجهی نداره و عملکرد تغییر باورها وکنترل پردازش های شناختی در اون مشخص نیس.

حتما بخوانید :   خرید سلطه جویی والدین مانع بروز خلاقیت فرزندان

مشکلات

 

به نظر ولز نظریه فراشناخت، مثل نظریه ی بک علم خودمنفی[۱۷] رو درآسیب شناسی روانی مهم میدونه. اما راه و روش فراشناخت ازجهاتی نیزبانظریه بک ورویکرد طرح فرق داره. اول اینکه به نظر ولز قسمت بزرگ علم ما ماهیتی فراشناختی داره. دوم اینکه”باورهاوارزیابی های ما حاصل پردازش های فراشناختیه، ازاین رو اصلاح مستقیم باورها نمی تونه روش مناسبی باشه. سوم اینکه”علم فراشناخت درروش نادرست تفکر با عنوان سندرم توجهی- شناختی[۱۸] (CAS)مؤثراست، به خاطر همین تمرکز درمانی بر فراشناخت هایی که منجربه نگرانی، نشخوار[۱۹]، نظارت برتهدید[۲۰] وراهبردهای غیرمفید کنترل فکر می شه، لازمه. رابعا”اصلاح نه ازطریق سوال ازاعتبارباورها بلکه ازطریق راهبردهای جانشین دیگه واسه تفکر، توجه ورفتار درشرایط درموندگی امکانپذیراست. براین پایه درنظریه درمانی ولز دقیق شدن و فوکوس کردن بر باورهای فراشناخت وراهبردهای کنترل فکر واقدام به تغییرازطریق راهبردهای کنترل فکر لازمه. (ولز، ۲۰۰۷ الف).

ولزومتیوس[۲۱] پیشنهاد کردن که تحلیل تفصیلی ازاینکه چیجوری فراشناخت می تونه نقش تعیین کننده ای در رشد مشکلات  روان شناختی بازی کنه برابر نمودار مدل کارکرد اجرایی خود تنظیمی[۲۲] (S-REF) امکان پذیراست. برطبق این مدل شکل های جور واجور خاصی ازفراشناخت ها افراد رو به سمت یه الگوی جواب دهی به افکار یاحوادث خاص به صورت افزایش توجه متمرکز برخود[۲۳]، فعالیت باورهای بدکنش[۲۴] واستفاده از راهبردهای خودتنظیمی[۲۵] که دربازسازی باورهای ناسازگارانه شکست خورده ان، هدایت می کنه. برابر این مدل متغیرهای فراشناخت، یه عامل عمومی از آسیب پذیری درآسیب شناسی روانیه ودرپژوهش های جور واجور مشخص شده که متغیرهای فراشناخت دراختلالاتی مثل اضطراب منتشر، هیپوکندریا، مشکل استرس پس از ضربه، افسردگی و وسواس فکری – عملی  مؤثره(گارسیامونتس، پرز آلوارز، بالبوئنا، گارسلان وکانگاس، ۲۰۰۶).

اضطراب

[۱] – Purely Cognitive treatment

[۲] – distorted beliefs

[۳] – Maladaptive core beliefs

[۴] – Socratic questioning

[۵] – downward arrow

[۶] – continuum

[۷] – Kant

[۸] – Flavell

[۹] – metacognitive knowledge

[۱۰] – metacognitive regulation

[۱۱] – Garsia-Montes

[۱۲] – Prereze-Alvarez

[۱۳] – Balbuena

[۱۴] – Garcelan

[۱۵] -Cangas

[۱۶] – Schema

[۱۷] – negative self-knowledge

[۱۸] – Cognitive Attentional Syndrome(CAS)

[۱۹] – rumination

[۲۰] – threat monitoring

[۲۱] – Matthews

[۲۲] – Self-Regulatory Executive Function(S-REF)

[۲۳] – self-focused attention

[۲۴] – dysfunctional beliefs

[۲۵] – self-regulation strategies