استفاده از كارت امتيازي متوازن،پایان نامه راجع به ارزیابی عملکرد

دانلود پایان نامه
  • گسترش استفاده از كارت امتيازي متوازن

زهیرالحق و وندی جیمز[1] در سال 2000 تحقیقی درباره رابطه بین معیارهای كارت متوازن با اندازه و عوامل بازار شرکت ها در مورد 66 شرکت تولیدی استرالیایی انجام داده‌اند. آن‌ها براثر این تحقیق به این نتیجه رسیده‌اند که استفاده از كارت متوازن برای موسسات بزرگتر مناسب است. علا‌وه بر آن موسساتی که سهم بیشتری از محصولا‌ت جدید دارند، دارای تمایل بیشتری به استفاده از معیارهای مربوط به محصولا‌ت جدید هستند. وضعیت بازار یک موسسه، ارتباط زیادی با استفاده بیشتر از كارت متوازن ندارد. نتیجه تحقیق نشان می‌دهد که بین اندازه شرکت و استفاده از كارت متوازن رابطه معنی داری وجود دارد. هرچه اندازه سازمان بزرگتر می‌شود، استفاده از كارت متوازن در مورد تصمیم‌گیری راهبردی، عملی‌تر و مفیدتر می‌شود.

علت گسترش استفاده از مفهوم كارت متوازن از سوی شرکت های تولیدی و خدماتی، سازمان های غیرانتفاعی و واحدهای دولتی را می‌توان به طور خلا‌صه به شرح زیر بیان کرد :

  • سیستم های مبتنی بر اندازه‌گیری غیرمالی، استفاده ازمعیارهای غیرمالی را به صورت چک لیست هایی که فقط به وسیله مدیران مورد استفاده قرار می‌گیرد ممکن می‌سازد و یک سیستم جامع با معیارهای مرتبط نیست، در حالی که كارت متوازن بر مرتبط بودن معیارها با راهبرد موسسه و رابطه علت و معلولی که فرضیه های راهبرد را توضیح می‌دهند، تاکید دارد. ارتباط نزدیکتر بین سیستم های اندازه‌گیری و راهبرد، نقش معیارهای غیرمالی را از یک چک لیست عملیاتی به یک سیستم جامع برای به‌کارگیری راهبرد ارتقا می‌دهد.
  • كارت متوازن ماهیت تغییر یابنده تکنولوژی و مزیت رقابتی را در دهه آخر قرن بیستم منعکس می‌کند. در رقابت عصر صنعتی قـرن های نـوزدهم و بیستم، شـرکت ها مـزیت های رقـابتی را از سرمایه‌گذاری خود و مدیریت دارایی های مشهود مانند موجودی کالا‌، ساختمان، تاسیسات و ماشین‌آلا‌ت به دست می‌آوردند. در اقتصاد وابسته به دارایی‌های مشهود، معیارهای مالی برای ثبت سرمایه‌گذاری ها در ترازنامه شرکت مناسب بود ولی در پایان قرن بیستم، دارایی های نامشهود منبع اصلی مزیت رقابتی شد. در سال 1982 ارزش دفتری دارایی های مشهـود 62 درصد ارزش سـازمان های صنعتی را دربر می‌گرفت. ده سال بعد این نسبت به 38 درصد کاهش یافته بود. در پایان قرن بیستم، ارزش دفتری دارایی های مشهود کمتر از 20 درصد ارزش بازار شرکت ها بود. راهبردهای ایجاد ارزش از طریق مدیریت دارایی های مشهود به راهبردهای مبتنی بر دانش تغییر یافت که دارایی های غیرمشهود سازمان را ایجاد و از آن استفاده می‌کند، ازجمله: روابط با مشتریان، کالاها‌ و خدمات جدید، فرایندهای اجرایی با کیفیت بالا‌ و پاسخگو، مهارت و دانش نیروی کار، تکنولوژی اطلا‌عات که نیـروی کـار را تقـویـت مـی‌کنـد و مـوسسه را با مشتریان و فروشندگانش مرتبط می‌سازد و فضای سازمانی که نوآوری، حل مسئله و بهبود را تشویق می‌کنند. اما شرکت ها قادر به اندازه‌گیری مناسب دارایی های نامشهود خود نبودند. اطلا‌عاتی که درباره سرگذشت مدیران در کتاب های مدیریت مطرح شده، نشان داد که بسیاری از شرکت ها نتوانستند راهبردهای جدید خود را در این محیط به اجرا درآورند. آن‌ها نتوانستند آنچه را که قادر به شرح و اندازه‌گیریش نبودند، اداره کنند (کاپلان و نورتون، 1383).

1 Zahirul Hague&Wendy James

دانلود پایان نامه